English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
marginal check U مقابله مرزی
marginal check U برسی مرزی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
marginal U نهائی
marginal U حاشیهای
marginal U بحرانی
marginal U حداکثر نزدیک به انتها
marginal U کناری
marginal U حاشیهای خطرناک
marginal U حاشیه
marginal U لبه
marginal U وابسته به حاشیه
marginal U کم حاشیهای
marginal U مرزی
marginal note U حاشیه
marginal test U ازمون مرزی
marginal income U درامد نهائی
marginal revenue U درامد نهائی
marginal unemployment U بیکاری نهائی
marginal man U انسان حاشیهای
marginal lender U وام دهنده نهائی
marginal output U تولید نهائی
marginal outlays U مخارج نهائی
marginal product U محصول نهائی
marginal shield U قشرحاشیهای
marginal productivity U بازدهی نهائی
marginal productivity U بهره وری نهائی
marginal utility U مطلوبیت نهائی
marginal group U گروه حاشیهای
marginal costing U هزینه یابی نهائی
marginal frequency U بسامد کناری
marginal buyer U خریدار نهائی
marginal disutility U بیفایدگی نهائی
marginal cost U هزینه نهائی
marginal case U وضعیت نهائی
marginal case U حالت نهائی حالت حدی
marginal desirability U مطلوبیت نهائی
marginal checking U بررسی مرزی
marginal producer U تولید کننده نهائی
marginal consciousness U هشیاری مرزی
marginal desirability U رضامندی نهائی
marginal costing U هزینه یابی نهایی
marginal disutility U عدم مطلوبیت نهائی
marginal data U اطلاعات حاشیهای نقشه
marginal bund U خاکریزجناحی
marginal frequencies U فراوانیهای حاشیهای
marginal seller U فروشنده نهائی
marginal utility U فایده نهائی
marginal conditions U شرایط نهائی
marginal analysis U تحلیل نهائی
marginal benefit U فایده نهائی
marginal borrower U وام گیرنده نهائی
marginal bund U خاکریز جانبی
marginal value product U ارزش تولید نهائی
decreasing marginal cost U هزینه نهائی نزولی
marginal utility of capital U مطلوبیت نهائی سرمایه فایده نهائی سرمایه
marginal utility of money U مطلوبیت نهائی پول
marginal utility of income U مطلوبیت نهائی درامد
diminishing marginal utility U نزولی بودن مطلوبیت نهائی
marginal utility school U قرار داد
marginal rate of transformation U نرخ نهائی تبدیل
marginal propensity to save U میل نهائی به پس انداز
marginal propensity to spend U میل نهائی به مخارج
marginal propensity to spend U میل نهائی به خرج
value of marginal product of labor U ارزش تولید نهائی کار
marginal tax rate U میل نهائی به مالیات
marginal user cost U هزینه استفاده نهائی یاهزینه بکارگیری نهائی
marginal tax rate U نرخ نهائی مالیات
marginal supply price U قیمت عرضه نهائی
marginal utility curve U منحنی مطلوبیت نهائی
marginal return of capital U بازده نهائی سرمایه
marginal revenue product U درامد محصول نهائی
marginal revenue function U تابع درامد نهائی
marginal revenue curve U منحنی درامد نهائی
marginal return of investment U بازدهی نهائی سرمایه گذاری
marginal utility function U تابع مطلوبیت نهائی
average marginal relationship U رابطه مفاهیم متوسط ونهائی
marginal rate of substitution U نرخ نهائی جانشینی
value of marginal product of capital U ارزش تولید نهائی سرمایه
marginal disutility of labor U عدم رضایت نهائی کار نارضامندی نهائی کار
marginal productivity theory of U نظریه توزیع بر مبنای بهره وری نهائی
marginal productivity theory of U distribution
marginal productivity law U قانون بازدهی نهائی قانون بهره وری نهائی ب_راساس این ق__انون با اف_زایش یک عامل تولید با ف_رض ثابت بودن سایر ع__وامل تولیدنهائی نهایتا کاهش خواهدیافت
marginal product function U تابع محصول نهائی
marginal product curve U منحنی محصول نهائی
diminishing marginal productivity U بهره دهی نهائی نزولی نزولی بودن بهره دهی نهائی
marginal physical product U محصول فیزیکی نهائی
marginal net product U محصول نهائی خالص
increasing marginal return U بازده نهائی فزاینده
marginal factor cost U هزینه نهائی عامل
marginal efficiency of capital U کارائی نهائی سرمایه
marginal cost curve U منحنی هزینه نهائی
marginal cost function U تابع هزینه نهائی
marginal cost pricing U قیمت گذاری بر مبنای هزینه نهائی قیمت معادل هزینه نهائی
marginal demand price U قیمت تقاضای نهائی
marginal propensity to absorb U تمایل نهائی به جذب
marginal propensity to consume U میل نهائی به مصرف
diminishing marginal product U نزولی بودن محصول نهائی
diminishing marginal product U منحنی نزولی محصول نهایی
marginal propensity to invest U میل نهائی به سرمایه گذاری
decreasing marginal productivity U بهره وری نهائی نزولی
diminishing marginal rate of U transformation
diminishing marginal rate of U نزولی بودن نرخ نهائی تبدیل
marginal efficiency of investment U کارائی نهائی سرمایه گذاری
diminishing marginal utility U فایده نهایی نزولی
decreasing marginal cost U هزینه نهایی نزولی
diminishing marginal utility U نزولی بودن مطلوبیت نهایی
marginal propensity to expend U میل نهائی به مخارج
marginal propensity to import U میل نهائی به واردات
marginal propensity to expend U تمایل نهائی به مخارج
marginal capital output ratio U نسبت نهائی سرمایه بر تولید
marginal propensity to pay taxes U میل نهائی به پرداخت مالیات
decreasing marginal efficiency of capita U کارائی نهائی نزولی سرمایه
marginal efficiency of investment schedu U نمودار کارائی نهائی سرمایه گذاری
low marginal propensity to cunsume U تمایل ارام به مصرف
marginal physical product of capital U محصول فیزیکی نهائی سرمایه
law of diminishing marginal utility U قانون نزولی بودن مطلوبیت نهائی
marginal net private product U محصول خصوصی نهائی خالص
marginal physical product of labor U محصول فیزیکی نهائی کار
marginal rate of time preference U نرخ نهائی ترجیح زمانی
check U مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها
second check U بررسی دوباره
check off U تغییرروش بازی درتجمع
check out U تصفیه حساب کردن
check out U بازدیدعمل و خصلت جنگ افزار
check up U معاینه کردن
check up U رسیدگی کامل کردن ازمایش کردن
second check U بررسی نهایی
to check in U نام نویسی کردن [هتل]
check U بررسی کردن
check U تحقیق کردن
check-in U نام نویسی کردن مراسم ورود
check-in U وارد شدن
check in U نام نویسی کردن مراسم ورود
check in U وارد شدن
check U مقابله کردن بررسی
check U بررسی اینکه آیا چیزی به درستی کار میکند یا خیر
check U اطمینان از صحت چیزی
check U خطا یا توقف کوچک در فرآیند
check U او نتیجه چاپ و صورتحساب ها را بررسی کند تا ببیند آیا مشابه هم هستند یا خیر
check U اجرای خشک یک برنامه
check U بررسی اینکه یک پروتکل کد حرف و فرمت آن صحیح هستند
check U مطالعه کردن
check U تجزیه کردن
to check out something U چیزی را بررسی یا امتحان کردن
check-up U کنترل کردن
check-up U بازبینی کردن
check-up U کنترل
check-up U بازبینی
check U عیار گرفتن
check U محک زدن
check U یک بیت از کلمه دودویی که برای بررسی هر بیتی به کار می رود
check U جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
check U حرف اضافی در متن ارسالی که بررسی میکند آیا خطایی در متن رخ داده یا یه و مقدار آن به متن بستگی دارد
check U بازرسی شد
check U بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
check U بازرسی کردن
check U دستگاهی که روی تاسیسات ابی جهت تنظیم سطح اب ساخته میشود
check U دریچه تنظیم
check U چک بانک
check U نشان گذاردن
check U تطبیق کردن
check U بررسی کردن
check U بررسی
check U مقابله کردن مقابله
check U سرزنش کردن رسیدگی کردن
check U ممانعت کردن
check U جلوگیری کردن از
check U سنجیدن
check U و شدن بوی شکار
check U کیش
check U رقم اضافی در متن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
check U سخت افزار یا نرم افزاری که نشانی میدهد متن ارسالی نادرست است و خطا ردی داده است
check U نشانهای که انتخاب جعبه بررسی را نشان میدهد واغلب یک ضربدر در آن است
check U محلی در برنامه که داده و وضعیتهای داده قابل ضبط ونمایش هستند
check U حافظه موقت برای داده دریافت شده پی از بررسی آن در برابر داده دریافت شده از طریق مسیر یا راه دیگر
check U خطا در خواندن داده ناشی از خطایی در رسانه مغناطیسی
check U چاپ گرفتند وضعیت داده و برنامه در یک نقط ه بررسی
check U امتحان
check U امتحان کردن بازرسی
check U چک
check U مقابله
check U تطبیق
check U منع
check U کم یا متوقف کردن سرعت بدن
check U ارزیابی کردن
check U وارسی
to check up U درست رسیدگی یاحساب کردن
in check <idiom> U غیرقابل کنترل
to check off U رسیدگی کردن ودرصورت درستی باخط نشان گذاردن
Please check the ... لطفا ... را کنترل کنید.
priority of check U تقدم کیش
programmable check U مقابله برنامه ریزی شده
residue check U بررسی تشخیص خطا که در آن داده دریافتی با یک مجموعه اعداد تقسیم میشود و باقی مانده بررسی میشود با باقی مانده مورد نظر
programmed check U بررسی برنامه ریزی شده
summation check U بررسی تشخیص خطا با جمع کردن حروف دریافتی و مقایسه با کل آن
poke check U فشار اوردن به گوی با چوب برای دور کردن ان از حریف
synchronization check U کنترل همزمانی
sales check U صورت فروش
parity check U بررسی توازن
parity check U مقابله توازن
parity check U مقابله ایستایی
pay check U چک حقوق
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com