Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
manpower loading chart
U
نمودار تخصیص نیروی انسانی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
loading chart
U
جدول بارگیری
loading chart
U
طرح بارگیری هواپیما
manpower
U
نیروی کار
manpower
U
نیروی انسانی
manpower cieling
U
سطح استعداد پرسنل
manpower cieling
U
حداکثرنیروی انسانی مجاز
manpower development
U
پرورش نیروی انسانی
manpower planning
U
برنامه ریزی نیروی انسانی
manpower control
U
کنترل نیروی انسانی
manpower cieling
U
سطح نیروی انسانی
allocated manpower
U
نیروی انسانی واگذار شده سهمیه نیروی انسانی
authorized manpower
U
نیروی انسانی مجاز
authorized manpower
U
استعدادپرسنلی مجاز
scientific manpower
U
نیروی انسانی متخصص
high level manpower
U
نیروی انسانی بالا
loading
U
بارگیری مهمات درهواپیما
self loading
U
پرشونده خودکار
self loading
U
فشنگ گذاری خودکار به طورخودکار پرشونده
loading
U
بار محموله
loading
U
بار
loading
U
امیختن موادخارجی به شراب
loading
U
بارگیری
loading
U
بارکنش
loading
U
بارگیری کردن سوارشدن به خودرو یاهواپیما
loading
U
خرج گذاری کردن سلاح
loading
U
عمل انتقال فایل یا برنامه از دیسک به حافظه
loading
U
فرفیت بارگیری
loading
U
بارگذاری
loading
U
فرفیت
loading
U
بار گذاری
loading
U
پر کردن سلاح
cease loading
U
پر نکنید
unit loading
U
بارگیری کردن یکانها برای حمل و نقل بارگیری یکان
cease loading
U
گلوله را پرنکنید
transverse loading
U
بارگذاری روی پایه
frequency loading
U
بارکنش فرکانسی
truck loading
U
سربار کامیون
up line loading
U
انتقال یک کپی از یک برنامه
frequency loading
U
بارگیری فرکانسی
rail loading
U
سوار کردن بار یا پرسنل روی درزینهای راه اهن
wing loading
U
نسبت وزن کل به مساحت یال
wing loading
U
وزن غیر خالص هواپیما تقسیم بر سطح زیر ان
rate of loading
U
میزان بارگذاری
base loading
U
بارگیری انجام شده در پایگاه
base loading
U
بار اولیه
bill of loading
U
بارنامه کشتی
bill of loading
U
جواز کشتی
breech loading
U
ته پر
breech loading
U
پر کردن تفنگ از ته
bulk loading
U
بارگیری مخزن به طور یک جا
bulk loading
U
بارگیری در مخازن
loading routine
U
روال بارکننده
cross loading
U
تقسیم بارهای هواپیما
cross loading
U
مخلوط کردن بارها
cycles of loading
U
دورههای بار
drift loading
U
دهانه
density of loading
U
تراکم پر کردن خرج در لوله تراکم خرج پرتاب
drag loading
U
نتیجه کشش بادیا موج انفجار
separate loading
U
مهمات مجزا
diffraction loading
U
منتجه نیروهای وارد بیک شیئی
diffraction loading
U
منتجه فشار
drag loading
U
فشار کششی
cross loading
U
سر شکن کردن بارها
dynamic loading
U
بارگذاری جنبشی
factor loading
U
وزن عاملی
tactical loading
U
بارگیری رزمی یا جنگی
separate loading
U
مجزا پرشونده
endurance loading
U
بارگیری با حداکثر فرفیت بارگیری کامل
emergency loading
U
بارگذاری فوق العاده
emergency loading
U
بارگزاری فوق العاده بارگزاری اضطراری
combat loading
U
بارگیری رزمی هواپیما بارگیری جنگی
commercial loading
U
بارگیری تجارتی
commercial loading
U
بارگیری کالای تجارتی
commodity loading
U
بارگیری کالاهای مختلف
disc loading
U
نسبت وزن هلیکوپتر به مساحت دیسک رتوراصلی
loading list
U
لیست بارگیری خودرو
muzzle loading
U
سر پر
loading point
U
نقطه سوارشدن
loading point
U
نقطه بارگیری
loading plan
U
طرح بارگیری خودرو
loading for contingencies
U
کارمزدی که بابت هزینههای احتمالی به حق بیمه اضافه میشود
loading facilities
U
وسایل بارگیری
loading duration
U
مدت بار گذاری
loading diagram
U
دیاگرام بارگیری
loading coil
U
پیچک بار افزای
loading capacity
U
فرفیت
loading rack
U
سکوی بارگیری
loading ramp
U
راهروی شیب دار بارگیری
loading scale
U
مقیاس بارگیری
loading speed
U
سرعت بار گذاری
magnetic loading
U
بارگیری مغناطیسی
point of loading
U
نقطه بارگیری
loading tray
U
سینی پر کن گلوله
loading time
U
زمان بارگیری
loading station
U
ایستگاه بارگیری
loading space
U
فضای قابل بارگیری
loading site
U
محل بارگیری
loading site
U
سکوی بارگیری
loading capacity
U
بار گیری
loading bucket
U
سطل بارگیری
loading bridge
U
پل بارگیری
The ship is loading.
U
کشتی درحال بارگیری است
horizontal loading
U
پر کردن مهمات به طور افقی
loading door
U
فشاردر
loading dock
U
بارگیریبارانداز
loading bunker
U
بارگیریانبارزغال
loading table
U
جدول بارگیری
loading area
U
قسمتلودینگ
direct loading
U
مجموعه نیروهائیکه مستقیمابه ساختمان اثر میکند وشامل بارهای زنده و مرده میباشد
Loading and unloading.
U
بارگیری وتخلیه
horizontal loading
U
کولاس افقی
loading apron
U
نوار بارگیری
pre loading
U
بارگیری اولیه
preload loading
U
بارگیری اولیه یا بارگیری قبل از بارگیری اصلی
lane loading
U
سربار خط عبوری
indirect loading
U
بارگذاری غیرمستقیم
horizontal loading
U
بارگیری افقی کشتیها
block stowage loading
U
بارگیری وسایل هم مقصد دریک قسمت از وسیله ترابری
container-loading bridge
U
پلورودبستههابهکشتی
loading participation in profits
U
هزینههای مشارکت در سود
bow loading door
U
درخمشدهمخصوصبار
volumetric loading/density
U
خارج قسمت حجم کل سوخت موتور راکت جامد به کل بدنه یا پوسته
ammunition loading line
U
صف بارگیری مهمات صف بارکردن مهمات
ammunition loading line
U
خط بارگیری مهمات
loading on alternate spans
U
حالت بارگذاری یک در میان در دهانه ها
muzzle-loading cannon
U
بارگیریلولهتوپ
strength under tangential loading
U
مقاومت دربرابر عاملهای مماسی
chart
U
شکلی که اطلاعات را به صورت خط وط و بلاکهاو... بیان میکند
chart
U
ترسیمه
chart
U
طرح طرح تیر جدول
chart
U
شکلی که نرخ ها در آن به صورت قط عاتی از دایره نشان داده شده اند
chart
U
نمایش گرافیکی عناصر منط قی مراحل تصمیمات و ارتباطات در سیستم
chart
U
گرافی که در آن مقادیر به صورت میلههای عمودی و افقی با طول و پهنای مختلف نشان داده می شوند
chart
U
تنظیم طرح پرتاب توپ
chart
U
گزارش کتبی مسابقه نقشه دریایی
chart
U
کاغذ
chart
U
نوار تابلو نمودار
chart
U
دیاگرام
chart
U
شکلی که ترتیب پردازشهای کاری مختلف را در مراحل مختلف نشان میدهد
chart
U
چارت
chart
U
نگاره
chart
U
طرح کردن نگاره
chart
U
نقشه
chart
U
نمودار
x y chart
U
نمودار مختصاتی
chart
U
جدول
chart
U
کشیدن
chart
U
گرافیگ
chart
U
ترسیم اماری
chart
U
بر روی نقشه نشان دادن
multiple loading operating system
U
سیستم عامل بارکننده چندتایی
deflection under long term loading
U
خیز ریز بار طویل المدت
cross section of a muzzle-loading cannon
U
قسمتموربدهانهتوپ
organization chart
U
نمودارسازمان یکان
organization chart
U
لوحه سازمان
plotting chart
U
نقشه ناوبری هواپیما یاکشتی
pert chart
U
نمودار وابستگیهای داخلی عناصر کاری که نسبت به زمان سنجیده می شوند
pie chart
U
نمودار کلوچهای
planned chart
U
نقشه کروکی
planned chart
U
کروکی زمین
plotting chart
U
نقشه ثبت و رسم مسیر حرکت ناو
pilot chart
U
نقشههای راهنمای دریایی نقشه ناوبری دریایی
polar chart
U
نمودار با مختصات قطبی
colour chart
U
نموداررنگ
profile chart
U
نمودار نیمرخ
visibility chart
U
نمودارقابلیت دید
visibility chart
U
طرح امکان دید
time chart
U
جدول تطبیق ساعات نصف النهارات مختلف
test chart
U
لوحه بینایی سنجی
target chart
U
نقشه هدفهای بمباران هوایی
system chart
U
نمودار سیستم
synoptic chart
U
نقشه هوازی
surveyed chart
U
طرح تیر نقشه برداری شده
structure chart
U
نمودار ساختار
star chart
U
نقشه ستارگان
snellen chart
U
صفحه اسنلن
partlow chart
U
ستونپارتلو
pie chart
U
نمودار دایره ای
[ریاضی]
text chart
U
جدول نوشتاری
circle chart
U
گراف دایره ای
[ریاضی]
pie chart
U
گراف دایره ای
[ریاضی]
print chart
U
فرمی که برای شرح قالب گزارش خروجی از یک چاپگربکار می رود
circle chart
U
نمودار دایره ای
[ریاضی]
process chart
U
نقشه عملیات
process chart
U
نقشه روند کار
timing chart
U
نمودارتنظیم وقت
organization chart
U
نمودار سازمانی
flow chart
U
نمودار جریان وسیر مواد درکارخانه
bar chart
U
وزن سنج وزن نگار
bar chart
U
دستگاه ثبت وزن
bar chart
U
نمودار سطری یا ستونی
bar chart
U
گرافی که مقادیر در آن به صورت میلههای افقی و عمودی نشان داده شده اند
cartesian chart
U
مختصات کارتزین
chart base
U
چارت مبنا
chart base
U
چارت مادر
chart data
U
عناصر تیر نقشهای
chart data
U
عناصرنقشهای
chart desk
U
میز نقشه
aeronautical chart
U
نقشههای فضانوردی
chart series
U
سری نقشه ها
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com