Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
main sequence stars
U
ستارگان رشته اصلی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
main sequence
U
رشته اصلی
see stars
<idiom>
U
براثر ضربه به سر ستاره دور سر دیدن
stars
U
نشان ستاره اختر
co-stars
U
نقش مشترک داشتن
co-stars
U
همبازیگری کردن
co-stars
U
همبازی
co-stars
U
همبازیگر
stars
U
ستاره
stars
U
کوکب
stars
U
نجم
stars
U
باستاره زینت کردن
stars
U
انجم
stars
U
نوعی قایق دونفره
stars
U
ستاره نمایش وسینماشدن درخشیدن
stars and bars
U
نخستین پرچم ایالات متحده امریکا
the stars twinkle
U
ستارگان
falling stars
U
شهاب
falling stars
U
ثاقب
falling stars
U
تیرشهاب
falling stars
U
حجر سماوی
an infinitude of stars
U
ستارگان بیشمار
an infinitude of stars
U
تعدادنامحدودی ستاره
circumpolar stars
U
ستارههای پیراقطبی
circumpolar stars
U
ستارگان دور قطبی
Stars and Stripes
U
پرچم امریکا
shooting stars
U
تیرشهاب
shooting stars
U
ستاره ثاقب
shooting stars
U
شهاب ثاقب
stars in one's eyes
<idiom>
U
برق زدن چشمها از خوشحالی
fixed stars
U
ثوابت
falling stars
U
تیر شهاب
variable stars
U
ستارگان متغیر
the stars twinkle
U
چشمک میزنند
falling stars
U
شخانه
circumpolar stars
U
ستارگان پیرا قطبی
tau tauri stars
U
تو- تاوری ها
tau tauri stars
U
تو- ثوری ها
sequence
U
دنباله
[ریاضی]
sequence
U
پی رفت
sequence
U
ترادف
sequence
U
رشته
sequence
U
ردیف
sequence
U
ترتیبی که شماره کاربر, کلمه رمز و سایر کدهای مجاز وارد می شوند تابه سیستم دستیابی شود
sequence
U
ثبات CPU که حاوی آدرس دستور بعدی برای پردازش است
sequence
U
بررسی اینکه داده ذخیره شده به صورت مناسب قرار دارد
sequence
U
کدها که حاوی حروف کنترل و آرگومانهای مختلف است برای اجرای فرآیند و تغییر حالت وسیله
sequence
U
مجموعهای از ارقام دودویی
sequence
U
مراحل کار
sequence
U
ترتیب
sequence
U
توالی
sequence
U
ترادف تسلسل
sequence
U
تابعیت
sequence
U
رشته ترتیب
sequence
U
به ترتیب مرتب کردن دنباله
sequence
U
ترتیب دادن
sequence
U
زنجیره
sequence
U
مراحل
sequence
U
سلسله مراتب
sequence
U
تعداد موضوعات یا داده هایی که به صورت لیست مرتب منط قی قرار دارد
sequence checking
U
مقابله ترتیبی
sequence checking
U
کنترل متوالی
developmental sequence
U
زنجیره رشدی
sequence counter
U
ترتیب شمار
sequence control
U
کنترل ترتیب
zero sequence component
U
مولفه همقطب
control sequence
U
ترتیب کنترل
compose sequence
U
دخشه ساختگی
propagation sequence
U
مرحله انتشار
propagation sequence
U
تسلسل انتشار
collating sequence
U
توالی ترتیب رشته تلفیق
collating sequence
U
ترتیب تلفیقی
sequence check
U
بررسی ترتیبی
sequence check
U
مقابله ترتیب
sequence control
U
کنترل ترتیبی
impluse sequence
U
توالی ضربه جریان
sonnet sequence
U
غزلیات مرتبط
sonnet sequence
U
غزلیات دارای موضوع واحد
sonnet sequence
U
غزل گروهه
sequence valve
U
شیر هماهنگ کننده
sequence structure
U
ساختار ترتیبی
sequence rule
U
قاعده توالی
sequence of tenses
U
مطابقه زمانها
sequence of events
U
رشته حوادث
sequence of command
U
ترتیب توالی فرامین
sequence number
U
شماره ترتیب توالی
sequence number
U
شماره ترتیب
sequence curcuit
U
مدار چند مرحلهای
sequence curcuit
U
مدار ترتیبی
sequence control
U
کنترل متوالی
initiation sequence
U
مرحله اغازی
compose sequence
U
ترتیب ساختگی
calling sequence
U
ترتیب فراخوانی
alphameric sequence
U
ترکیب حروف و اعداد بترتیب توالی
approach sequence
U
ترتیب توالی تقرب هواپیماها
arithmetic sequence
U
تصاعد حسابی
[ریاضی]
calling sequence
U
دبناله فراخوانی
calling sequence
U
مجموعهای مشخص ازدستورالعمل و داده که برای فراخوانی یک ریزبرنامه معین ضروری است
calling sequence
U
دنباله فراخوانی
fuel handling sequence
U
سکونساستعمالسوخت
sequence control structure
U
ساختار کنترل ترتیبی
positive sequence polyphase system of or
U
مدار چند فازی مستقیم ازمرتبه ام
positive sequence polyphase system
U
مدار چند فازی مستقیم
sum of the terms of an infinite sequence
U
سری
[ریاضی]
positive sequence power in a three phase
U
توان مستقیم مدار سه فازی
sum of the terms of an infinite sequence
U
مجموع یک دنباله
[ریاضی]
with might and main
U
با تمام نیرو با همه توانایی
main
U
با اهمیت
main
U
کامل
main
U
مهم تمام
main
U
کامل شاه لوله
main
U
سیگنال ساعت که تمام قط عات سیستم را سنکرون میکند
main
U
ورود به کاتالوگ که در آن اطلاعات مهم درباره موضوع وجود دارد
main
U
مهم
main
U
بزرگ تمام
main
U
خط اصلی
main
U
بخشی از دستورات که بخش اصلی برنامه را تشکیل می دهند.
main
U
MAR با دستیابی سریع که محلهای آن به سرعت و مستقیما توسط CPU قابل آدرس دهی هستند
main
U
مجموعه دستورات که پیاپی تکرار می شوند و عمل اصلی برنامه را انجام می دهند. این حلقه معمولا برای ورودی کاربر صبر میکند پیش از پردازش رویداد
main
U
ی تر راهنمایی میکند
main
U
مجموعه دستوراتی که بخش اصلی برنامه را می سازند و از آنجا سایر توابع فراخوانی می شوند
main
<adj.>
U
اصلی
main
U
نیرومند
main
U
بسیار مهم
in the main
U
بطور کلی
in the main
U
اساسا
in the main
U
بیشتر اصلا
main
U
دریا
main
U
عمده
main spring
U
شاه فنر
main signal
U
سیگنال اصلی
main shaft
U
محور اصلی
main memory
U
حافظه کامپیوتر
[علوم کامپیوتر]
main shaft
U
میل چرخ
main sewer
U
مجرای اصلی فاضلاب
main sewer
U
لوله اصلی
the main army
U
بخش عمده ارتش
main sector
U
بخش اصلی
main stage
U
طبقه اصلی
main stage
U
عرشه اصلی
main winding
U
سیم پیچی اصلی
main voltage
U
ولتاژ اصلی
main unit
U
واحد اصلی
main topmast
U
دگلی که درست بالای دگل اصلی قرار دارد
main switch
U
کلید اصلی
main storage
U
حافظه اصلی
main storage
U
انباره اصلی
main stem
U
راه اصلی جویبار
main stem
U
قسمت اصلی کانال
main yard
U
قسمتی از عرشه که بادبان اصلی در ان واقع است
main wire
U
سیم اصلی
main duct
U
لولهاصلیآب
main vent
U
منقذاصلی
main wheel
U
چرخاصلی
rising main
U
جنبشاصلی
To wonder from the main topic.
U
از مطلب اصلی دور افتادن
What is the main obstacle ?
U
مانع اصلی چیست ؟
main store
U
حافظه رایانه
[علوم کامپیوتر]
main drag
<idiom>
U
مهمترین خیابان شهر
main diagonal
U
قطر اصلی
[ریاضی]
main color
U
رنگ اصلی
main color
U
رنگ زمینه
main stripe
U
[خط یا نوار اصلی در فرش مانند خطوط طرح محلات]
main store
U
حافظه کامپیوتر
[علوم کامپیوتر]
main tube
U
تیوپاصلی
main transformer
U
تغییردهندهاصلی
main stand
U
تکیهگاهاصلی
main memory
U
حافظه رایانه
[علوم کامپیوتر]
main clause
U
رجوع شود به clause independent
main clauses
U
رجوع شود به clause independent
main carriage
U
حاملاصلی
main cleanout
U
تمیزکنندهاصلی
main engines
U
موتورهایاصلی
main entrance
U
ورودیاصلی
main fan
U
پروانهاصلی
main glider
U
غلتکاصلی
main inlet
U
دهانهاصلی
main leg
U
پایهاصلی
main mirror
U
آینهاصلی
main parachute
U
چتراصلی
main section
U
قسمتاصلی
main stalk
U
ساقهاصلی
main score
U
نمره اصلی
main deck
U
پل اصلی
main camshaft
U
میل بادامک اصلی
main cable
U
کابل اصلی
main busbar
U
شمش اصلی
main building
U
ساختمان اصلی
main body
U
عمده قوای کاروان دریایی نیروی اصلی تک
main body
U
عمده قوا
main beam
U
شعاع اصلی
main beam
U
شاه تیر
main stem
U
خط اصلی
main battery
U
باطری اصلی
main battery
U
توپ اصلی ناو
main axis
U
محور اصلی
main canal
U
کانال اصلی
collecting main
U
شبکه دریافت
main deck
U
عرشه اصلی ناو
main current
U
اتصال سری
main current
U
جریان اصلی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com