English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 155 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
luggage carrier U ترک بند موتورسیکلت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
luggage U توشه
this luggage U این اسباب و اثاثیه
Please take this luggage. خواهش میکنم این اسباب و اثاثیه را برایم بیاورید.
Luggage U اسباب و اثاثیه
Will you have our luggage sent up? U آیا ممکن است اسباب و اثاثیه من را بالا بفرستید؟
Do you have any more luggage? U آیا چمدان یا بار دیگری دارید؟
luggage U جامه دان
luggage U جامه دان اثاثه
luggage U بنه سفر
luggage U بار
Can you help me with my luggage? U ممکن است اسباب و اثاثیه ام را حمل کنید؟
Can you help me with my luggage? U ممکن است بارم را حمل کنید؟
Where are the luggage trolleys? U چرخ دستی حمل بار کجا هستند؟
luggage van U واگن بار
Where are the luggage lockers? U قفسه های ویژه بار کجاست؟
luggage van U واگن اسباب و اثاثیه
Where are the luggage trolleys? U چرخ دستی اسباب و اثاثیه کجا هستند؟
luggage lockers U قفس های اسباب و اثاثیه
Where are the luggage trolleys? U چرخهای دستی حمل بار کجاست؟
Where are the luggage lockers? U قفسه های ویژه اسباب و اثاثیه کجاست؟
luggage lockers U قفس های بار
luggage compartment U محل قرار گرفتن جامه دان
luggage net U باربند فلزی مشبک
luggage net U باربنداتومبیل
Take this luggage to the bus, please. لطفا این اسباب و اثاثیه را تا اتوبوس / تاکسی حمل کنید.
luggage elastic U لاستیکچمدان
luggage rack U جایچمدان
luggage racks U قسمتقرارگیریبار
luggage trolley U چرخمخصوصچمدان
excess luggage U اضافه بار
Take this luggage to the taxi, please. لطفا این اسباب و اثاثیه را تاکسی حمل کنید.
I'd like to leave my luggage, please. من می خواهم اسباب و اثاثیه ام را تحویل بدهم.
hand luggage U چمدانمسافرت
Could you help me carry my luggage? U ممکن است در حمل اسباب و اثاثیه ام به من کمک کنید؟
left-luggage office U دفتر بار امانتی
Where is the left-luggage office? U دفتر بار امانتی کجاست؟
carrier U وسیله حمل و نقل
carrier U حامل
T carrier U استاندارد آمریکا برای خط وط ارسال داده دیجیتال مثل T, TC و استانداردهای سیگنال مربوط DS, DSC
carrier U برنامه حامل میکرب
carrier U ترک بند
carrier U مکاری
carrier U متصدی حمل و نقل
carrier U carrier aircraft
carrier U ناو هواپیمابر
carrier U فرستنده بار شرکت حمل و نقل
carrier U حمل کننده
carrier U حامل غلطک حمال
carrier U دستگاه کاریر
carrier U نامه بر
carrier U باربر
carrier U موج حام-ل
carrier U حالت موج پیاپی و با فرکانس بالا که توسط یک سیگنال قابل تقسیم است
carrier U وسیلهای که بخشی از میکروفیلم را نگه می دارد
carrier U سیگنال ارسالی توسط مودم برای آگاهی دادن به کامپیوتر محلی از اینکه یک سیگنال ازمودم راه دور تشخیص داده است
carrier U فرکانس سیگنال پیش از تقسیم شدن
carrier U پروتکل ارتباطات شبکهای که از ارسال دو منبع در یک زمان جلوگیری میکند و باید منتظر شوند و سپس ارسال کنند. قابل استفاده برای کنترل ارسال داده روی شبکه ایترنت
carrier U مشابه 1595
carrier U ارسال داده ساده
carrier U داده ارسالی موج مانند
carrier U 1-هر رسانه یا وسیلهای که قادربه ذخیره سازی داده است . 2-سیگنالهای دادهارسالی موج مانند
carrier U موسسه حمل و نقل
carrier U سیگنال RSC از مودم به کامپیوتر برای بیان دریافت یک موج داده ارسالی
carrier U روش ارسال سیگنالهای متفاوت روی یک کانال با داده ارسالی با فرکانسهای مختلف
image carrier U حامل تصویر
letter carrier U نامه رسان پستچی
letter carrier U چاپار
troop carrier U نیرو بر
data carrier U حامل داده
hod carrier U ناوه کش
fuse carrier U فیوزگیر
fuse carrier U نگهدارنده فیوز
free carrier U یکی از قرارداد-های اینکوترمزکه در ان فروشنده کالا را به اولین حمل کننده تحویل می نماید
destination carrier U کشتی حامل ناو تعمیراتی بمقصد یاتعمیرگاه
free carrier U تحویل به حمل کننده کالا
data carrier U حامل داده ها
helicopter carrier U ناو هلیکوپتر بر
lumber carrier U کشتی تیر بر
suit carrier U پوششکتوشلوار
negative carrier U محلقرارگیرینگاتیو
log carrier U حاملچوبگرد
weapon carrier U کامیون حامل جنگ افزار کامیون حامل توپ
weapon carrier U حامل جنگ افزار
water carrier U دلو
video carrier U حامل ویدئو
piton-carrier U میخحامل
sound carrier U حامل صوت
puck carrier U گوی دار
personnel carrier U خودرو نفربر
personnel carrier U نفربر
oxygen carrier U اکسیژن بر
charge carrier U حامل بار [فیزیک] [شیمی] [مهندسی]
data carrier U داده بر
bulk carrier U کشتی که کالای فله حمل مینماید
ammunition carrier U مهمات بیار
ammunition carrier U خودرو مهمات کش
attack carrier U ناو هواپیمابر افندی
battery carrier U شاسی باتری
ball carrier U بازیگری که با توپ میدود
carrier company U تیم یا گروه چهار نفرهای که برای ماموریت خارج ازکشور انتخاب می شوند
carrier detect U کشف حامل
carrier detect U تشخیص حامل
carrier frequency U بسامد حامل
carrier frequency U فرکانس حامل
carrier frequency U فرکانس حامل امواج بی سیم یا رادار
air carrier U شرکت ترابری هوایی
actual carrier U موسسه حمل و نقل واقعی
bulk carrier U وسیله حملی که کالای فله حمل میکند
carrier pigeon U کبوتر نامه بر
carrier pigeon U کبوتر قاصد
carrier pigeons U کبوتر نامه بر
carrier pigeons U کبوتر قاصد
aircraft carrier U ناو هواپیمابر
aircraft carrier U carrier : syn
carrier frequency U فرکانس موج حامل
carrier gas U گاز حامل
common carrier U موسسه حمل و نقل عمومی شرکت حمل و نقل عمومی متصدی حمل و نقل
common carrier U متصدی حمل ونقل حامل مشترک
common carrier U گاراژ دار
combination carrier U کشتی که کالاهای گوناگون حمل مینماید
color carrier U حامل رنگ
carrier wave U موج حامل امواج رادار یا بی سیم
carrier's risk U خطرات به عهده حمل کننده
carrier's risk U ریسک به عهده شرکت حمل ونقل
common carrier U متصدی حمل ونقل
common carrier U مکاری
carrier handle U دستگیره حمل
carrier handle U دسته حمل
carrier sense U detect collision accesswith multiple دستیابی چندتایی با کشف تلاقی
contracting carrier U موسسه حمل و نقل موردقرارداد
carrier's lien U در گرو شرکت حمل
carrier system U سیستم حامل
common carrier U شرکتی دولتی که تلفن تلگراف و سایر امکانات مخابراتی را جهت عموم تهیه میکند حامل مشترک
carrier wave U موج حامل
common carrier U موسسه حمل و نقل عمومی
breech block carrier U الات متحرک
color carrier reference U فاز مبنای حامل رنگ
anti submarine carrier U ناو هواپیمابر ضد زیر دریایی
carrier striking force U نیروی ضربتی متشکل ازناوهای هواپیمابر ناوگان هواپیمابر ضربتی
carrier task force U گروه رزمی هواپیمابر دریایی
carrier color signal U پیام رنگ تابی
carrier chrominance signal U پیام رنگ تابی
carrier air group U دو یا چند گردان هوایی که درروی یک ناو مستقر باشند گروه هوایی ناو هواپیمابر
breech block carrier U حامل کولاس
brake shoe carrier U نگهدارنده کفشک ترمز
three-tier car carrier U حملماشینسهطبقه
carrier color signal U پیام رنگی حامل
attack nuclear carrier U ناو هواپیمابر افندی هستهای
attack aircraft carrier U ناو هواپیمابر تهاجمی
antisubmarine carrier group U ناو گروه هواپیمابر ضدزیردریایی
telephone carrier current U جریان حامل تلفنی
high frequency carrier cable U کابل کاریر فرکانس بالا
automatic carrier landing system U سیستم کنترل فرود خودکاربرای هواپیما
attack carrier striking forces U نیروهای ضربتی ناوهواپیمابر نیروی تک
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com