Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 78 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
lost and untraceable
U
غایب مفقودالاثر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
untraceable
U
مفقودالاثر
lost
U
گمشده
lost cause
U
جنبش یا آرمان از دست رفته
lost cause
U
هدف تحقق نیافتنی
i lost my a
U
دار و ندار خود را گم کردم همه چیز از دستم رفت
lost causes
U
جنبش یا آرمان از دست رفته
lost causes
U
هدف تحقق نیافتنی
to get lost
U
گمراه شدن
to get lost
U
گم کردن
to get lost
U
گم شدن
lost
U
از دست رفته ضایع
lost
U
زیان دیده
lost
U
شکست خورده گمراه
lost
U
منحرف
lost
U
مفقود
lost
U
گم شده
lost
U
گلوله ناپیدا
lost
U
از دست رفته تلف شده
lost
U
ضاله
Get lost!
<idiom>
U
دورشدن
we lost sight of him
U
از نظر ما ناپدید شد او را گم کردیم
long-lost
U
کسیکهمدتهایمدیدیاسترویتنشدهاست
lost document
U
مدرک گم شده
He has lost count.
U
حساب از دستش دررفته
no love lost
<idiom>
U
سوء نیت ،احساسبدی داشتن
To be lost . To disappear .
U
ازمیان بر افتادن
to count for lost
U
از دست رفته بحساب آوردن
She lost her way home .
U
راه خانه اش را گه کرد
I have lost my wallet .
U
کیف پولم را گه کرده ام
lost documents
U
اسناد و مدارک گم شده
She lost her loved ones .
U
تمام عزیزانش را از دست داد
He lost everything that was dear to him.
U
آنچه برایش عزیز بود از دست داد
We lost our way in the dark.
U
راهمان راتوی تاریکی گه کردیم
sleep was lost to me
U
خواب بمن حرام شد
she has lost her roses
U
چهره گلگونش زعفرانی شده است
contact lost
U
تماس قطع شد
i lost the train
U
به قطار نرسیدم
i lost the train
U
قطار را از دست دادم
i lost sight of it
U
از نظرم نهان گشت
i lost my friends
U
دوستان خود را از دست دادم دوستانم از من جدا شدند
i have lost all patience
U
طاقتم طاق شده است
he lost the seat
U
دوباره بوکالت برگزیده نشد
he lost the seat
U
مقام یا کرسی وکالت راازدست داد
he lost his reason
U
عقل یا هوش خودرا ازدست داد
lost article
U
شیئی گمشده
lost article
U
لقطه
contact lost
U
هدف گم شد
contact lost
U
هدف ازمیدان تعقیب خارج شد
lost animal
U
حیوان ضاله
lost animal
U
حیوان گمشده
lost time
U
زمان گمگشته
lost time
U
زمان مفقوده
lost target
U
تیر خطا
lost mass
U
افت جرم
lost head
U
افت بار
lost cluster
U
تعداد شیارهای دیسک که بیت شناسایی آنها خراب شده است . سیستم عامل این ناحیه را علامت گذاری کرده تا توسط فایل استفاده شود ولی داده آنها توسط فایل مشخصی قابل شناسایی نیست
lost child
U
طفل لقیط
lost chain
U
زنجیره گم شده
lost chain
U
زنجیره از دست رفته
lost ball
U
گوی گم شده در مسیر بازی گلف که به فاصله 5 دقیقه پیدا نشود
lost property office
U
دفتر اشیای گم شده
We should not have lost sight of the fact that ...
U
ما نباید فراموش می کردیم در نظر بگیریم که ..
We lost the case . We were convicted.
U
دردادگاه محکوم شدیم ( دعوی را باختیم )
lost wax process
U
فرایند مدلهای مومی
lost wax process
U
ریخته گری با مدلهای مومی
the army lost heavily
U
ارتش تلفات سنگین داد
to recover lost time
U
وقت گمشده را جبران کردن)
to sighfor lost days
U
افسوس روزهای تلف شده راخوردن
Did you ever find that pen you lost ?
U
قلمت که گم شده بود پیدا کردی ؟
I did it unwittingly. I lost count.
U
از دستم دررفت
I have lost a lot of blood.
U
خون زیادی از من رفته است
I have lost my interest in football .
U
دیگر به فوتبال علاقه ای ندارم
The ship and all its crew were lost .
U
کشتی با کلیه سر نشینانش گه ( مفقود ) شد
She lost her husband in the crowd .
U
شوهرش رادرمیان جمعیت گه کرد
Time lost cannot be won again.
<idiom>
U
فرصت غنمیت است نباید از دست داد.
Get lost ! scram ! Beat it! Get out !Get out of my sight ! Be off with you !
U
برو گمشو !
He lost control of the car and swerved towards a tree.
U
او
[مرد]
کنترل خودرو را از دست داد و از پهلو به درخت خورد.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com