English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 130 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
location survey U بازرسی در جای اجناس درانبار
location survey U بازدید در محل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
location U موقعیت
location U جا مسیر
location U شماره یا آدرس مطلق که نقط های در حافظه که کلمه داده قابل یافتن و دستیابی است مشخص میکند
location U مکان یابی
location U جایگاه وضعیت مکانی جا دادن
location U تعیین محل جا
location U محل
location U مکان
location U اندری
location U موضع
location U وضع
location chart U نگاره مکانی
location audit U تصدیق دقت تعیین محل هدف به وسیله رادار تصدیق محل سکنی پرسنل یامحل اجناس درانبار
exact location U تعیین کردن محل دقیق نقاط
exact location U محل دقیق
dam location U محل سد
dam location U جای سد محل بند
dam location U جای بند
dam location U بندگاه
confirmed location U موضع تایید شده
confirmed location U محل تایید شده دشمن
location of the statue U پیکرهیموقعیت
It was filmed on location. U صحنه فیلم درمحل واقعی فیلمبرداری شده
Where is the location of this camp ? U محل این اردوگاه کجاست ؟
location vector U بردار مکان [ریاضی]
location counter U مکان شمار
memory location U محل حافظه
radar location U موقعیت رادار
storage location U مکان ذخیره
storage location U مکان انباره
protected location U مکان حفافت شده
relative location U ترتیب نسبی
memory location U مکان حافظه
storage location U مکان انباره محل انباره
storage location U موقعیت انباره
location theory U نظریه تعیین محل استقرار صنعت
relative location U قرار دادن
location theory U نظریه تعیین مکان
location of industry U تعیین محل استقرار صنعت
location of industry U تعیین مکان صنعت
location finder U دستگاه محل یاب
location diagram U راهنمای اتصال نقشه
current location counter U شمارنده مکان فعلی
flash ranging location U تعیین محل هدفها با مسافت یابی نوری
survey U مطالعه کردن
survey U تجزیه کردن
survey U محک زدن
survey U عیار گرفتن
survey U سنجیدن
survey U بررسی کردن
survey U تحقیق کردن
survey U پیمایش
survey U نمونه گیری
survey U جمع اوری اطلاعات
survey U نقشه برداری زمینی
survey U اب نگاری دریایی
survey U تحقیق کردن
survey U بررسی کردن
survey U بررسی کاوش منطقه
survey U بردید
survey U مطالعه مجمل
survey U بررسی
survey U زمینه یابی
survey U بازدیدکردن
survey U ممیزی کردن
survey U مساحی کردن
survey U پیمودن
survey U بررسی کردن بازدید
survey U ممیزی
survey U براورد
survey U نقشه برداری
survey U تحقیق بررسی
survey U مساحی
survey U بازدید کردن
survey U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
survey U براورد کردن
survey U ارزیابی کردن
survey U زمین پیمایی مساحی
survey U بازرسی کردن
survey U ارزیابی کردن
survey U بازرسی
survey U خلاصه
radiological survey U تجسس تشعشع اتمی
Ordnance Survey U سازماننقشهبرداریبریتانیا
under ground survey U برداشت زیرزمینی
survey research U پژوهش زمینه یاب
survey land U نقشه برداری زمین
survey control U سیستم کنترل نقشه برداری
survey control U نقطه کنترل نقشه برداری
survey control U کنترل نقشه برداری
survey meter U دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی دستگاه تشعشع سنج اتمی
survey tests U ازمونهای زمینه یابی
triangulation survey U نقشه برداری به روش مثلث بندی
survey station U ایستگاه نقشه برداری ایستگاه کنترل نقشه برداری
survey report U گزارش بازرسی
snow survey U برفسنجی
site survey U برداشت نقشه تکهای از زمین
report of survey U گزارش تحقیقات یا بررسیها
connection survey U نقشه برداری منطقه ربط
chemical survey U بررسی منطقه از نظر شیمیایی تجسس از نظر وجود عوامل شیمیایی
chemical survey U تجسس شیمیایی
chain survey U نقشه برداری زنجیری
chain survey U پیمایش بدون اندازه گیری زاویه
certificate of survey U گواهی بازدید
certificate of survey U گواهی بازرسی
cadastral survey U ممیزی زمین
cadastral survey U نقشه برداری زمینی
attitude survey U زمینه یابی نگرش
aerial survey U نقشه برداری هوایی
counterintelligence survey U بررسی ضد اطلاعاتی تحقیقات ضد اطلاعاتی
field survey U نقشه برداری زمینی
ground survey U نقشه برداری زمینی
radiological survey U بررسی میزان وجود تشعشع اتمی
martitime survey U بازرسی دریائی
market survey U بررسی بازار
aerial survey U نقشه براری هوائی
geologic survey U مطالعه زمین شناسی
geophysical survey U مطالعه خواص فیزیکی زمین
geological survey U سازمان زمین شناسی
air survey camera U دوربین عکسبرداری هوایی
air survey photography U عکسبرداری تجسسی هوایی عکسبرداری اکتشافی هوایی
board of inspection and survey U سازمان بازرسی
board of inspection and survey U هیئت بازرسی کننده خسارات وضایعات
survey information center U مرکز اطلاعات نقشه برداری در توپخانه لشکری یا سپاه
purdue perceptual motor survey U ازمون ادراکی- حرکتی پردو
kuder occupational interest survey U رغبت سنج شغلی کودر
guilford zimmerman temperament survey U خوی سنج گیلفورد- زیمرمن
guilford zimmerman aptitude survey U استعدادسنج گیلفورد-زیمرمن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com