English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 171 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
local warning U اعلام خطر محلی
local warning U سیستم اعلام خطر محلی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
warning U اخطار
warning U اخطاریه دادگاه
warning U که روشن میشود تا نشان دهد یک چیز خط رناک ممکن است رخ دهد
warning U توجه به خط ر ممکن
warning U اطلاع
as a warning to others U برای عبرت دیگران
as warning to U برای عبرت
warning U اعلام خطر کردن هشدار
warning U خبر
warning U اشاره
warning U تحذیر
warning U اعلام خطر
warning U عبرت
warning U اژیر هشدار
warning U هشدار
warning U اگهی
warning U زنگ خطر
warning radar U رادار هشدار دهنده
warning sign U علامت اخطار
warning sign U علامت احضار
warning signal U علامت اعلام خطر
warning signal U علامت خطر
warning system U سیستم خبردهنده
warning line U خط اخطار
warning pipe U لوله خبر
warning pipe U لوله سرریز
storm warning U پرچم قرمز با مرکز سیاه یا 2چراغ قرمز بعلامت باد شدید
warning cries U فریادهای هشدار
warning light U چراغ خطر
warning light U لامپ خطر
warning net U شبکه اعلام خطر
warning net U شبکه اژیر
warning order U دستور اگهی
warning order U دستور اماده باش اعلام اماده باش
warning agent U گند گاز
warning device U وسیلههشدار
warning system U سیستم الارم
issue a warning U اخطار صادر کردن
early-warning U اعلام خطر اعلام خطر کردن از نزدیک شدن دشمن سیستم اعلام خطر
He took no heed of my warning. U به اخطار من توجهی نکرد
warning track U منطقهجریمه
warning plate U صفحههشدار
warning lights U چراغهشدار
early warning U اعلام خطر اعلام خطر کردن از نزدیک شدن دشمن سیستم اعلام خطر
early-warning U اعلام خطر کردن
early warning U اعلام خطر کردن
airspace warning area U منطقه اعلام خطر هوایی
The warning light seems to have malfunctioned. U چراغ خطر به نظر می رسد دچار نقص فنی شده است.
battery warning light U چراغهشدارباطری
control and warning center U سیستم کنترل و اعلام خطر
danger warning level U مقدار موجودی کالا که میبایست همیشه در انبارموجود باشد
danger warning level U حداقل موجودی
airborne early warning U راداراعلام خطر نصب شده روی هواپیما
airborne early warning U اعلام خطر هوابرد
air warning net U شبکه اعلام خطر هوایی
on-air warning light U نورهشدارنورروشن
oil warning light U چراغهشدارروغن
air alert warning U اعلام اماده باش هوایی اعلام خطر یا اماده باش هوایی
foil warning line U حلقهاخطارخنثیکننده
small craft warning U پرچم قرمز یا چراغ قرمزبعلامت باد شدید و دریای خطرناک
oil pressure warning indicator U شاخصهشدارفشارروغن
seat-belt warning light U چراغهشدارکمربندایمنی
low fuel warning light U چراغهشدارکمبودبنزین
sabre and epee warning line U خطهشداردرمسابقهاپوشمیشیربازی
main beam warning light U اشعهاصلینورهشداردهنده
door open warning light U چراغهشداربرایبازبودندر
Drive on dimmed headlights ! [Warning to drivers] U با نور پایین حرکت کنید! [هشدار به رانندگان]
local <adj.> U بخشی
local <adj.> U محلی
local <adj.> U ناحیه ای
local <adj.> U موضعی
local <adj.> U مکانی
local <adj.> U منطقه ای
local U لاخی
local U داخلی اخبار محلی
local U انتساب متغیر که فقط در بخشی از برنامه کامپیوتری یا ساختار آن معتبر است
local U MAR با سرعت بالا که به جای وسیله سخت افزاری برای ذخیره رشتههای بیتی و الگو به کار می رود
local U چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
local U اتصال مستقیم یا باس بین یک وسیله و پردازنده بدون هیچگونه مدار منط قی یا بافر یا رمزگشا در بین
local U دیسک درایویی که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است به جای اینکه منبع از طریق شبکه وصل باشد
local U متغیری که توسط توابع خاصی در بخش خاصی از برنامه کامپیوتر قابل دستیابی است
local U وضعیت عملیات ترمینال کامپیوتر که پیامی دریافت نمیکند
local U آنچه با CPU کار نمیکند ولی به عنوان ترمینال مستقل کار میکند
local U egdirBای که دو شبکه محلی را به هم وصل میکند
local U که فقط در بخش خاصی از برنامه کامپیوتری یا ساختار به کار می رود
local U مربوط به سیستم با دستیابی محدود
local U وسیلهای که به صورت فیزیکی متصل است و به کنترل کامپیوتر وصل است
local U لاخ
local U محلی
local U مکانی موضعی
local U محدود بیک محل
local U موضعی
local U موضوعی
local U مکانی شهری
local anasthesia U سر سازی
local purchase U خرید محلی
local authority U انجمن محلی
local authority U مرجع صلاحیتدار محلی
local center U مرکز محلی
local vertical U قائم محلی
local velocity U سرعت موضعی
local anasthesia U بیهوشی موضعی
local action U تخلیه موضعی باتری
local station U ایستگاهکانونی
VL local bus U مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
local government U استانداری
local colour U نمایش جا و زبان و عادات محلی در اثار ادبی
local time U زمان محلی
local time U وقت محلی
local currents U جریانهای فوکو
local variable U متغیر محلی
local currency U پول محلی
local intelligence U هوش محلی
local investigation U تحقیق محلی
local line U خط محلی
local loop U حلقه محلی
local national U سکنه محلی
local national U اهل محل
local network U شبکه محلی
local norm U هنجار محلی
local option U اختیار تعیین محل معینی
local option U اختیار تعیین چیزی درمحل
local oscillator U اوسیلاتور موضعی
local group U گروه محلی
local color U رنگ شاخص کوه ورودخانه وجنگل وغیره درنقشه خصوصیات محلی
local currency U پول داخلی
local custom U عرف بلد
local custom U عرف محل
local deformation U تغییر شکل موضعی
local echo U پژواک محلی
local enquiry U بازجویی محلی
local exchange U ردوبدل کننده محلی
local file U فایل محلی
local government U حکومت محلی
local government U حاکم محلی
local circuit U مدار محلی
local paper U روزنامه محلی
local paraysis U فلج موضعی
local parole U زندانی که به قید ضمانت محلی ازاد میشود
local subscriber U مشترک داخلی
local terminal U پایانه محلی
local terminal U ترمینال محلی
local theory U نظریه اختصاصی
local subscriber U مشترک تلفنی محلی
local store U ذخیره محلی
local storage U انباره محلی
local security U تامین محلی
local traffic U رفت و امد محلی
local posts U پستهای استراق سمع محلی پستهای دیده ور محلی
local procurement U خرید محلی
local procurement U تدارک محلی فراورده محلی
local mode U باب محلی
local purchase U خرید از محل
local usage U عرف و عادت محل
local road U راه محلی
local trade customs U عرف تجارتی محل
local building inspector U پلیس ساختمان
local area network U شبکه ناحیه محلی
suburban or local railway U راه اهن ناحیهای
local area network U شبکه کوتاه پوشش
asymmetric local deformation U تغییر شکل موضعی بی تقارن
local apparent noon U فهر شرعی
local hour angle U زاویه ساعتی محلی
local group of galaxies U کهکشانهای گروه محلی
local area network U کامپیوتری که سیستم عامل شبکه را اجرا میکند و عملیات ابتدایی شبکه را کنترل میکند. تمام ایستگاههای کاری شبکه محلی به سرور شبکه مرکزی وصل هستند و کاربران وارد آن می شوند
local area network U شبکهای که ترمینال ها و قط عات مختلف آن فاصله کوتاهی از یکدیگر دارند.
local area network U و توسط کابل بهم وصل می شوند. مقایسه شود با WAN
local area network U شبکه محلی
Change at London and get a local train. در لندن عوض کنید و یک قطار محلی سوار شوید.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com