Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 155 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
loading participation in profits
U
هزینههای مشارکت در سود
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
participation
U
شرکت در جرم
participation
U
اشتراک
participation
U
مشارکت
participation
U
مداخله
participation
U
شرکت کردن
participation
U
شرکت
participation
U
سهم داشتن
participation rate
U
نرخ مشارکت
mystic participation
U
اشتراک رمزی
participation an offence
U
معاونت در جرم
labor participation rate
U
نرخ مشارکت نیروی کار
female participation rate
U
نرخ مشارکت زنان
Participation rates are low compared to international standards.
U
میزان مشارکت در مقایسه با استانداردهای بین المللی کم است .
profits
U
سود
profits
U
برتری
profits
U
عایدی داشتن
profits
U
فایده رساندن
profits
U
منفعت بردن
profits
U
مزیت
profits
U
فایده منفعت
profits
U
سود بردن
profits
U
نفع
profits
U
سود بردن منفعت کردن
profits
U
منفعت
profits
U
فایده
windfall profits
U
سود اتفاقی
profits a prendre
U
حقوق ناشی از مزارعه
distributed profits
U
سود توزیع شده
profits tax
U
مالیات بر سود
undistributed profits
U
سود تقسیم نشده
the profits and accretions which are an
U
منافع و نمائات متصله مال
windfall profits
U
سود باد اورده
profits a prendre
U
درCL عامل در حق علف چر وسایر منافع حاصله از زمین هم ذیحق میشود
undistributed profits tax
U
مالیات بر سود تقسیم نشده
loss of prospective profits
U
عدم النفع
expected rate of net profits
U
نرخ سود خالص موردانتظار
expected rate of net profits
U
نرخ سود خالص پیش بینی شده
loading
U
بار محموله
loading
U
پر کردن سلاح
loading
U
خرج گذاری کردن سلاح
loading
U
بارگیری مهمات درهواپیما
loading
U
بارگیری کردن سوارشدن به خودرو یاهواپیما
self loading
U
فشنگ گذاری خودکار به طورخودکار پرشونده
self loading
U
پرشونده خودکار
loading
U
بارگذاری
loading
U
امیختن موادخارجی به شراب
loading
U
بار
loading
U
بارکنش
loading
U
فرفیت بارگیری
loading
U
بارگیری
loading
U
عمل انتقال فایل یا برنامه از دیسک به حافظه
loading
U
بار گذاری
loading
U
فرفیت
loading tray
U
سینی پر کن گلوله
loading list
U
لیست بارگیری خودرو
loading plan
U
طرح بارگیری خودرو
loading space
U
فضای قابل بارگیری
magnetic loading
U
بارگیری مغناطیسی
loading point
U
نقطه بارگیری
loading point
U
نقطه سوارشدن
loading rack
U
سکوی بارگیری
loading site
U
سکوی بارگیری
loading scale
U
مقیاس بارگیری
point of loading
U
نقطه بارگیری
loading station
U
ایستگاه بارگیری
loading routine
U
روال بارکننده
loading ramp
U
راهروی شیب دار بارگیری
loading site
U
محل بارگیری
loading table
U
جدول بارگیری
loading time
U
زمان بارگیری
loading speed
U
سرعت بار گذاری
muzzle loading
U
سر پر
up line loading
U
انتقال یک کپی از یک برنامه
wing loading
U
وزن غیر خالص هواپیما تقسیم بر سطح زیر ان
wing loading
U
نسبت وزن کل به مساحت یال
loading area
U
قسمتلودینگ
loading bunker
U
بارگیریانبارزغال
loading dock
U
بارگیریبارانداز
loading door
U
فشاردر
The ship is loading.
U
کشتی درحال بارگیری است
unit loading
U
بارگیری کردن یکانها برای حمل و نقل بارگیری یکان
truck loading
U
سربار کامیون
pre loading
U
بارگیری اولیه
preload loading
U
بارگیری اولیه یا بارگیری قبل از بارگیری اصلی
rail loading
U
سوار کردن بار یا پرسنل روی درزینهای راه اهن
rate of loading
U
میزان بارگذاری
separate loading
U
مجزا پرشونده
separate loading
U
مهمات مجزا
tactical loading
U
بارگیری رزمی یا جنگی
transverse loading
U
بارگذاری روی پایه
Loading and unloading.
U
بارگیری وتخلیه
base loading
U
بارگیری انجام شده در پایگاه
cross loading
U
تقسیم بارهای هواپیما
cross loading
U
مخلوط کردن بارها
cycles of loading
U
دورههای بار
density of loading
U
تراکم پر کردن خرج در لوله تراکم خرج پرتاب
diffraction loading
U
منتجه نیروهای وارد بیک شیئی
diffraction loading
U
منتجه فشار
direct loading
U
مجموعه نیروهائیکه مستقیمابه ساختمان اثر میکند وشامل بارهای زنده و مرده میباشد
disc loading
U
نسبت وزن هلیکوپتر به مساحت دیسک رتوراصلی
drag loading
U
فشار کششی
drag loading
U
نتیجه کشش بادیا موج انفجار
drift loading
U
دهانه
commodity loading
U
بارگیری کالاهای مختلف
commercial loading
U
بارگیری کالای تجارتی
base loading
U
بار اولیه
bill of loading
U
بارنامه کشتی
bill of loading
U
جواز کشتی
breech loading
U
ته پر
breech loading
U
پر کردن تفنگ از ته
bulk loading
U
بارگیری مخزن به طور یک جا
bulk loading
U
بارگیری در مخازن
cease loading
U
پر نکنید
cease loading
U
گلوله را پرنکنید
combat loading
U
بارگیری رزمی هواپیما بارگیری جنگی
commercial loading
U
بارگیری تجارتی
dynamic loading
U
بارگذاری جنبشی
emergency loading
U
بارگزاری فوق العاده بارگزاری اضطراری
loading apron
U
نوار بارگیری
loading bridge
U
پل بارگیری
loading bucket
U
سطل بارگیری
loading capacity
U
بار گیری
loading capacity
U
فرفیت
loading chart
U
طرح بارگیری هواپیما
loading chart
U
جدول بارگیری
loading coil
U
پیچک بار افزای
loading diagram
U
دیاگرام بارگیری
loading duration
U
مدت بار گذاری
loading facilities
U
وسایل بارگیری
loading for contingencies
U
کارمزدی که بابت هزینههای احتمالی به حق بیمه اضافه میشود
lane loading
U
سربار خط عبوری
indirect loading
U
بارگذاری غیرمستقیم
endurance loading
U
بارگیری با حداکثر فرفیت بارگیری کامل
cross loading
U
سر شکن کردن بارها
frequency loading
U
بارکنش فرکانسی
frequency loading
U
بارگیری فرکانسی
emergency loading
U
بارگذاری فوق العاده
horizontal loading
U
پر کردن مهمات به طور افقی
horizontal loading
U
کولاس افقی
horizontal loading
U
بارگیری افقی کشتیها
factor loading
U
وزن عاملی
ammunition loading line
U
صف بارگیری مهمات صف بارکردن مهمات
muzzle-loading cannon
U
بارگیریلولهتوپ
loading on alternate spans
U
حالت بارگذاری یک در میان در دهانه ها
ammunition loading line
U
خط بارگیری مهمات
block stowage loading
U
بارگیری وسایل هم مقصد دریک قسمت از وسیله ترابری
container-loading bridge
U
پلورودبستههابهکشتی
bow loading door
U
درخمشدهمخصوصبار
volumetric loading/density
U
خارج قسمت حجم کل سوخت موتور راکت جامد به کل بدنه یا پوسته
strength under tangential loading
U
مقاومت دربرابر عاملهای مماسی
manpower loading chart
U
نمودار تخصیص نیروی انسانی
multiple loading operating system
U
سیستم عامل بارکننده چندتایی
deflection under long term loading
U
خیز ریز بار طویل المدت
cross section of a muzzle-loading cannon
U
قسمتموربدهانهتوپ
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com