English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
liquidity preference theory U نظریه رجحان نقدینگی
liquidity preference theory U براساس این نظریه که بوسیله جان مینارد کینز اقتصاددان انگلیسی ارائه شده است پائین امدن نرخ بهره موجب افزایش نقدینگی و کاهش اوراق قرضه بهادار میشود .
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
liquidity preference function U تابع رجحان نقدینگی
time preference theory of interest U نظریه بهره بر مبنای رجحان زمانی
liquidity U قابلیت تبدیل به پول
liquidity U تسویه پذیری
liquidity U نقدینگی
liquidity U ابگون پذیری
liquidity ratio U نسبتهای نقدینگی
international liquidity U نقدینگی بین المللی
liquidity ratio U نسبت نقدینگی
world liquidity U نقدینگی جهانی
liquidity index U اندیس مایع
liquidity perference U فهرست پول راکد
liquidity perference U جدولی که میزان پولهایی را که مردم جهت استفاده از ربح انهاراکد گذاشته اند نشان میدهد
liquidity ratio U ضریب نقدینگی
liquidity trap U سرمایه گذاری بسیار کم بوده و سرمایه گذاران ترجیح میدهند که دارائیهای خود رابه شکل پول نقد نگاه دارند
keynes liquidity trap U تله نقدینگی کینز
preference U تقدم
what is your preference U کدام را میل دارید
preference U رجحان ترجیح
preference U تبعیض متقلبانه بین غرماء
preference U رجحان
preference U مزیت اولویت
preference U برتری
preference U ترفیع
revealed preference U ترجیح اشکار
consumer preference U رجحان مصرف کننده
undue preference U ترجیح بلامرجح
time preference U رجحان زمانی
to give preference to U تقدم دادن بر
food preference U پسند غذایی
time preference U ترجیح زمانی
time preference U ارجحیت زمانی
revealed preference U رجحان اشکار
pre preference U مقدم بر سهام مقدم
preference blank U دستگاه کشف علایق وسرگرمیهای افراد
preference bonds U اوراق قرضه ممتاز
preference function U تابع رجحان
juristic preference U استحسان
preference function U تابع ترجیح
preference shares U سهام ممتاز
preference shares U سهام ممتازه
religious preference U استحباب
kuder preference record U رجحان سنج کودر
rate of time preference U نرخ برتری زمانی
edward's personal preference schedule U مقیاس ادوارد برای رجحانهای شخصی
social rate of time preference U نرخ ترجیح زمانی اجتماعی
marginal rate of time preference U نرخ نهائی ترجیح زمانی
Why should I buy a foreign car in preference to an Iranian car? U چرا اتوموبیل ایرانی رابگذارم ویک اتوموبیل خارجی ( فرنگی ) بخرم ؟
theory U تئوری
theory U نگره فرضیه
theory U نظریه
theory U نگرش
value theory U نظریه ارزش
theory U فرضیه
in theory U درعلم نظری
theory U فرضیه علمی تعلیم
theory U مباحث ریاصیاتی محض
theory U فرض علمی
second best theory U نظریه بهترین دوم
theory U تحقیقات نظری
theory U اصل کلی
theory U علم نظری
in theory U د رعالم فرض
second best theory U نظریه دومین ارجحیت . براساس این نظریه چنانچه یک یا چندشرط از شرایط لازم برای بهینه پارتو وجود نداشته باشد در این صورت رعایت شدن سایر شرایط لازم باقیمانده در ارجحیت ثانی قرار نخواهد گرفت
So much for theory! <idiom> U به اندازه کافی از تئوری صحبت شد.
theory U اصول نظری
theory of value U نظریه ارزش
noncontinuity theory U نظریه ناپیوستگی
probability theory U نظریه احتمال
network theory U نظریه شبکه
one factor theory U نظریه یک عاملی
quantum theory U تئوری کوانتوم
neoclassical theory of value U تئوری ارزش نئوکلاسیک .براساس این نظریه ارزش یک کالا براثر تداخل عرضه وتقاضا برای کالای مورد نظربدست می اید
quantum theory U نظریه کوانتومی
need press theory U نظریه نیاز- فشار
perturbation theory U نظریه اختلال
quantum theory U مکانیک کوانتومی [فیزیک]
poisson theory U تئوری پویسن
plutonic theory U فرضیهای که بموجب ان خارههای پی درپی پوسته زمین دراثرگرمای درست شده اند
theory of law U فلسفه حقوق
price theory U نظریه قیمت
price theory U اقتصاد خرد
probability theory U نظریه احتمالات
queing theory U نظریه صف
queuing theory U نظریه صف بندی
theory of relativity U نظریه نسبیت
theory of rent U نظریه اجاره
theory of saving U نظریه پس انداز
theory of saving U نظریه مربوط به پس انداز
three component theory U نظریه سه مولفهای
set theory U نظریه مجموعه ها [ریاضی]
transformational theory U نظریه تطور
trichromatic theory U نظریه سه رنگی
trireceptor theory U نظریه سه گیرندهای
two factor theory U نظریه دو عاملی
underconsumption theory U نظریه مصرف ناکافی
underconsumption theory of U cycle business
underconsumption theory of U نظریه دور تجاری بر مبنای مصرف ناکافی
theory of numbers U نظریه اعداد [ریاضی]
theory of preformation U فرضیهای که بموجب ان هربخشی ازموجودالی درنطفه موجودبوده بایدبزرگ شود
theory of numbers U نظریه اعداد
queuing theory U نظریه خط انتظار نوبت درتحقیق عملیات
queuing theory U نظریه صف
recapitulation theory U نظریه بازپیدایی
social theory U نظریه اجتماعی
replacement theory U نظریه جایگزینی
representation theory U نظریه نمایش
sampling theory U نظریه نمونه گیری
viscoelastic theory U نظریه ویسکوالاستیک
Order theory U ترتیب جزئی [ریاضی]
switch theory U نظریه راه گزینی
switching theory U تئوری سوئیچینگ
tetrachromatic theory U نظریه چهاررنگی
theory of accumulation U نظریه انباشته
Group theory U نظریه گروه ها [ریاضی]
theory of fault U تئوری تقصیر
valence theory U نظریه والانسی
duplicity theory U نظریه دو جزیی
field theory U تئوری میدان ها
field theory U نظریه اساسی میدان
cloaca theory U اعتقاد به مقعدزایی
fuzzy theory U نوعی منط ق در برنامه نویسی کامپیوتری که روشهای نتیجه گیری در مغز بشر را جانشین میکند
game theory U نظریه بازیها
capital theory U نظریه سرمایه
game theory U این نظریه اغلب در تحلیل کردار انحصارچند جانبه بکار میرود واستراتژیهای مختلف را موردبررسی قرار میدهد
game theory U نظریه بازی
game theory U تئوری بازی
general theory U نظریه عمومی
classical theory U نظریه کلاسیک
graph theory U نظریه گرافها
graph theory U تئوری گراف
group theory U نظریه گروهها
group theory U نظریه گروهی
communication theory U نظریه ارتباطات
field theory U نظریه میدانی
decision theory U تئوری تصمیم
economic theory U نظریه اقتصادی
set theory U نظریه مجموعه ها
electomagnetic theory U نظریه الکترومغناطیسی
electron theory U نظریه الکترونی
electron theory U نظریه الکترونها
electron theory U تئوری الکترونی
emission theory U فرض اینکه نورعبارت است ازیک رشته ذرات سبک که ازجسم نورانی ریزش میکند
decision theory U نظریه تصمیم گیری
continuity theory U نظریه پیوستگی
equilibrium theory U نظریه تعادل
consumption theory U نظریه مصرف
communication theory U تئوری مخابرات
communication theory U نظریه ارتباط
facet theory U نظریه رویه ها
hartree theory U نظریه هارتری
information theory U نظریه اطلاعات
kinetic theory U نظریه جنبشی
automata theory U نظریه ماشینها
labor theory of value U نظریه ارزش کار
labor theory of value U براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
learning theory U نظریه یادگیری
leg theory U روش تهاجمی محاصره کردن توپزن در سمت محدوده او
atomic theory U فرضیهء اتمی که تمام مواد راترکیبی از ذرات اتم میداند تئوری انفصال ماده
local theory U نظریه اختصاصی
location theory U نظریه تعیین مکان
location theory U نظریه تعیین محل استقرار صنعت
logic theory U نظریه منطقی
theory of epigensis U فرض اینکه نطفه بوجودمیایدنه اینکه ازپیش بوده وپس ازمواقعه
set theory U تئوری مجموعه ها
mechanistic theory U نظریه ماشینی نگری
molecular theory U نظریه مولکولی
labor theory of value U تئوری ارزش کار
balance theory U نظریه توازن
innovation theory U ارائه شد . برطبق این نظریه نوسانات تجاری و توسعه اقتصادی نتیجه نواوریهایی است که کارفرمایان اینده نگربمنظور کاهش هزینه ها وافزایش سود بکار میگیرند
innovation theory U این نظریه اولین بار توسط جوزف شومپتر
kinetic theory U فرضیه حرکت ذرات کوچک اجسام
innovation theory U نظریه نواوری
information theory U نظریه خبر
information theory U نظریه اگاهی
crystal field theory U نظریه میدان بلور
bargaining theory of wages U نظریه چانه زنی مزدها
union [set theory] U اجتماع [مجموعه] [ریاضی]
affective arousal theory U نظریه برانگیختگی عاطفی
big bang theory U خرس بزرگ
young helmholtz theory U نظریه یانگ- هلمهولتس
big bang theory U دب اکبر
valence bond theory U نظریه پیوند والانس
classical theory of money U نظریه پول کلاسیک ها نظریه مقداری پول
baeyer strain theory U نظریه کرنش- کشیدگی بایر
bard cannon theory U نظریه بارد- کنون
material theory of heat U پندار مادیت نسبت بگرما تصور اینکه گرما ماده است
analytic number theory U نظریه تحلیلی اعداد [ریاضی]
A comparison of theory and practice. U مقایسه ای از نظری و عمل.
benefit theory of taxation U نظریه مالیات بندی بر پایه انتفاع
Intersection [set theory] U اشتراک [مجموعه] [ریاضی]
density wave theory U نظریه موج چگالی
mathematical learning theory U نظریه ریاضی یادگیری
statistical learning theory U نظریه اماری یادگیری
special theory of relativity U نظریه نسبیت خصوصی
general theory of relativity U نظریه نسبیت عمومی
ring strain theory U نظریه کرنش- کشیدگی حلقه
relativistic quantum theory U نظریه کوانتومی نسبیتی
neb hypothesis or theory U فرض غباری یا سحابی فرض لاپلاس
quantum theory of valence U نظریه کوانتومی والانس
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com