Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 146 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
link attached
U
دور
link attached
U
دور دست
link attached
U
راه دور
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
attached
<adj.>
<past-p.>
U
الحاق شده
attached
U
پیوسته
attached
<adj.>
<past-p.>
U
ملحق شده
attached
U
ضمیمه
attached
U
مربوط متعلق
attached
U
وابسته
attached
U
دلبسته علاقمند
attached
<adj.>
<past-p.>
U
افزوده شده
attached
<adj.>
<past-p.>
U
اختصاص داده شده
attached
<adj.>
<past-p.>
U
اضافه شده
[الحاق شده]
attached
<adj.>
<past-p.>
U
ضمیمه شده
attached
<adj.>
<past-p.>
U
پیوست شده
attached
<adj.>
<past-p.>
U
تخصیص داده شده
attached curtain
U
پردهکرکرهای
To feel attached to someone .
U
به کسی دل بستن
attached processor
U
ریز پردازنده جدا در سیستم که تحت کنترل واحد پردازش مرکزی توابع خاصی را انجام میدهد
attached processor
U
پردازنده الصاقی
attached strength
U
استعداد نیروی زیر امر نیروی زیر امر
channel attached
U
اتصال کانالی
strings attached
<idiom>
U
تحت کنترل قرار دادن،مهار کردن
There is only one condition attached to it .
U
فقط یک شرط دارد
thereto attached
U
ضمیمه به ان
thereto attached
U
پسوسته بدان
attached airlift service
U
یکان ترابری هوایی زیرامر
They grew attached ( attracted) to each other.
U
به همدیگر علاقمند شدند
Being an actor has a certain amount of kudos attached to it.
U
بازیگر بودن خودش تا اندازه ای جلال دربردارد .
Military aid with no strings attached .
U
کمکهای نظامی بدون قید وشرط
registered letter with receipt attached
U
نامه سفارشی دو قبضه
T link
U
که میتواند داده تا چند مگابیت در ثانیه منتقل کند
T link
U
اتصال سریع و طولانی داده
link
U
عضو اتصال
link
U
مسیر ارتباطی یا کانال بین دو قطعه یا وسیله
link
U
رابط
link
U
ملحق شدن دو یکان
link
U
نقطه الحاق
link
U
الحاق ملحق
link
U
اتصال
link
U
حلقه زنجیر نوار فشنگ
link
U
اتصال یا وصل کردن دو قطعه سخت افزار یا نرم افزار
link
U
نوار
link
U
تعداد دستورات کامپیوتری در برنامه که در هر زمان قابل فراخوانی هستند و کنترل به دستور بعدی به برنامه اصلی برمی گردد
link
U
دادهای که در فایل یا برنامه کاربردی دیگری به آن مراجعه شده است
link
U
لیست داده هایی که هر ورودی آدرس بعدی را دارد
link
U
دستور ترکیب یک لیست از فایلهای جداگانه با هم
link
U
قوانین بیان ارسال داده روی کانال
link
U
تابع نرم افزاری که امکان ارسال داده بین برنامههای ناسازگار میدهد
link
U
طرح ISO/OSI که بستههای داده را به اتصال بعدی می فرستد و تصحیح خطا میکند
link
U
برنامههای بررسی کامپیوتری برای بررسی اینکه هر قطعه در ارتباط با دیگران خوب کار میکند یا نه
link
U
شاخه رابط
link
U
رکابی
link
U
حلقه
link up
U
پیوستن
link
U
پیوند دادن
link
U
حلقه زنجیر
link up
U
عمل الحاق
link-up
U
پیوستن
link
U
میدان گلف
link
U
بند
link
U
دانه زنجیر پیوند
link-up
U
عمل الحاق
link
U
متصل کردن
link
U
ارتباط
link
U
به هم پیوستن
link
U
پیونددادن
link
U
زنجیر قلاب
link
U
پیوند
link
U
جفت کردن
link
U
بهم پیوستن
link belt
U
تسمه اتصال
saddle link
U
حلقه زین دار
link chain
U
زنجیر رابط
link boy
U
مشعل دار
radio link
U
پیوند رادیویی
link fuse
U
فیوز باز
link encryption
U
خودکار کردن سیستم رمز اتصال سیستم رمز به یک سیستم مخابراتی خودکار
link chain
U
زنجیر اتصال
the connecting link
U
علت
sleeve link
U
دکمه زنجیری
communication link
U
پیوند ارتباطی
link verb
U
افعالربطیمثلAppear,Be,Seem
track link
U
اتصالشیار
split link
U
چاکشاخهایرابط
lifting link
U
اتصالدنده
cutter link
U
اتصال
cuff link
U
دکمهسرآستین
compression link
U
حلقهاتصال
warm link
U
پیوند گرم
to link hands
U
دست بهم دادن
link belt
U
تسمه رابط
link belt
U
نوار حلقهای جداشونده فشنگ
link-ups
U
پیوستن
coupler link
U
لینک اتصال
coupler link
U
عضو اتصال
data link
U
پیوند دادهای
data link
U
محور مخابرات
data link
U
ارتباط مبادله اطلاعات ارتباط کامپیوتری
data link
U
راه اصلی که اطلاعات در ان بصورت دیجیتال منتقل میشوند
data link
U
تجهیزاتی که اجازه انتقال اطلاعات به صورت یک داده رامیدهد
data link
U
پیوند داده
data link
U
اتصال داده
drag link
U
اتصال کششی
drag link
U
عضو کشش
communications link
U
پیوند مخابراتی
communication link
U
اتثال ارتباطی
link-ups
U
عمل الحاق
missing link
U
حلقه مفقوده
acetylene link
U
پیوند استیلنی
acetylenic link
U
پیوند استیلنی
causal link
U
رابطه سببیت
cold link
U
پیوند سرد
cold link
U
پیوند دستی
common link
U
حلقه معمولی
communication link
U
تسلسل مخابراتی
communication link
U
رابطه مخابراتی ربط مخابراتی
dynamic link
U
پیوند پویا
end link
U
حلقه انتهایی
link bar
U
میله اتصال
fusible link
U
اتصال کوچک در یک PLA که میتواند وسیله را موقتا به برنامه وصل کند
link trainer
U
دستگاه پروازاموز
link road
U
راه فرعی
link register
U
ثبات پیوند
line link
U
خط اصلی
intermediate link
U
حلقه میانی
fusible link
U
اتصال گداختنی
link belt
U
نوار فشنگ
fuse link
U
رابط فیوز
fuse link
U
فشنگ فیوز
fusible link
U
عضو ذوب شونده
fuse link
U
فیوز باز
end link
U
حلقه پایانی
data link escape
U
گریز اتصال دادهای
dynamic link library
U
در ویندوز ماکروسافت و OS/2 کتابخانه برنامه ها که از طریق برنامه اصلی قابل فراخوانی است
link route segments
U
راههای مورد استفاده برای حمل بار یکپارچه
data link control
U
کنترل اتصال داده
open link fuse
U
فیوز باز
micro to mainframe link
U
اتصال ریزکامپیوتر به کامپیوتر اصلی
permissive action link
U
ضامن مسلح شدن جنگ افزاراتمی ضامن خودکار
radio data link
U
ارتباط کامپیوتری با بی سیم ارسال اطلاعات با بی سیم
link lift vehicle
U
حمل و نقل بار و پرسنل به صورت یکپارچه حمل یکپارچه
infra red link
U
سیستمی که به دو کامپیوتر یا یک کامپیوتر و یک چاپگر امکان رد و بدل کردن اطلاعات با استفاده از اشعه مادون قرمز میدهد تا داده را حمل کند
infra red link
U
روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
synchronous data link control
U
کنترل پیوند دادهای همگام
high level data link control
U
کنترل پیوند دادههای سطح بالا
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com