English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 92 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
linear mapping U نگاشت خطی [ریاضی]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
mapping U نگاشت [ریاضی]
mapping U نمایش مطابقه [ریاضی]
mapping U بازنمایی [ریاضی]
mapping U تبدیل طرح مسیردهی
mapping U نقشه کشی کردن تهیه نقشه
mapping U نقشه برداری کردن
mapping U نگاشت
mapping U نقشه برداری
mapping U ترانگاشت [ریاضی]
texture mapping U 1-جلوههای ویژه گرافیک کامپیوتری با استفاده از الگوریتم هایی برای تولید تصویری که مانند سطح چیزی به نظر می آید.
MIP mapping U روش محاسبه پیکس ها در یک تصور برای بدست آوردن فاصله شی از دید بیننده
memory mapping U نگاشت حافظه
memory mapping U نقشه حافظه
mapping device U دستگاه نگاشت
texture mapping U 2-پوشاندن یک تصویر با دیگری برای ایجاد یک بافت در اولی
eco mapping U بوم نگاری
linear system [system of linear equations] U دستگاه معادلات خطی [ریاضی]
linear U روش شکستن ریاضی مشکل به طوری که دو قسمت باکامیوتر قابل حل باشد
linear U طولی
linear U دراز
linear U باریک کشیده
linear U لیستی که فضای خالی برای رکورد جدید در ساختارش ندارد
linear U برنامه کامپیوتری که حلقه یا جهشی ندارد
linear U روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا به جواب برسد.
linear U خطی
linear target U هدفهای خطی
linear shaped U خرج خطی
linear shaped U خرج در خط
linear sheaf U مروحه خطی
linear sheaf U مروحه در خط
linear speed U روش محاسبه سبقت به طریقه خطی سبقت خطی هدف
linear speed U سرعت خطی
linear strain U تغییر شکل نسبی خطی
linear structure U ساختار خطی
linear target U هدفهای درخط
linear approximation U تقریب خطی [ریاضی]
linear space U فضای برداری [ریاضی]
linear independence U استقلال خطی [ریاضی]
linear combination U ترکیب خطی [ریاضی]
linear transformation U نگاشت خطی [ریاضی]
linear space U فضای خطی [ریاضی]
linear map U نگاشت خطی [ریاضی]
linear algebra U جبر خطی [ریاضی]
linear function U نگاشت خطی [ریاضی]
linear search U جستجوی خطی
linear scale U درجه بندی خطی
linear distance U خط هوایی
linear detector U اشکارساز خطی
linear equation U معادله خطی
linear equations U معادلههای خطی
linear function U تابع خطی
linear list U لیست خطی
linear measure U مقیاس طولی
linear deformation U تغییر شکل خطی
linear correlation U همبستگی خطی
linear acceleration U شتاب خطی
linear accelerator U شتابده خطی الکترون
linear accelerator شتاب دهنده خطی
linear amplifier U تعویض کننده خطی
linear array U ارایه خطی
linear circuit U مدار خطی
linear code U رمز خطی
linear code U برنامه بدون حلقه
linear combination U ترکیب خطی
linear metre U متر طولی
linear metre U متر کرباسی
linear molecule U مولکول خطی
linear portion U قسمت خطی
linear regression U برگشت خطی
linear rectifier U یکسوکننده خطی
linear portion U شاخه خطی
linear probing U کاوش خطی
linear programming U برنامه ریزی خطی طرح ریزی عملیات صنعتی ونظامی برحسب خطوط مشخص ومعین
linear programming U برنامه ریزی خطی
linear polymer U بسپار خطی
linear relationship U رابطه خطی
linear momentum U نیروی ضربه که برابراست باحاصلضرب جرم در سرعت خطی
linear momentum U اندازه حرکت
linear scale U مقیاس خطی نقشه
linear movement U حرکت خطی
linear optimization U بهینه سازی خطی
linear scale U مقیاس خطی
linear perspective U پروژکتور دارای عدسی مخطط
linear perspective U نمای خطی
linear programming U برنامه نویسی خطی
system of linear equations U دستگاه معادلات خطی [ریاضی]
linear polarized light U نور قطبیده مسطح
linear or long measure U اندازه یا مقیاس در درازا
quasi linear equation U معادله شبه خطی
linear combination of atomic orbitals U ترکیب خطی اوربیتالهای اتمی
linear homogenous production function U تابع تولید خطی همگن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com