Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
line differential protection
U
حفافت دیفرانسیلی خط
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
differential
U
دیفرانسیل
differential
U
دارای ضریب متغیر
differential
U
تشخیص دهنده
differential
U
افتراقی
differential
U
تفاضلی
differential
U
مشتقه
differential
U
آنچه اختلاف را نشان میدهد
differential
U
نماد متغیر انتگرال گیری
[ریاضی]
differential psychology
U
روانشناسی افتراقی
differential effects
U
اثرتغییر شرایط استاندارد روی سهمی گلوله
differential electromagnet
U
اهنربای برقی تقابلی
differential stage
U
مرحله تفاضلی
differential equation
U
معادله فاضلهای
differential reinforcement
U
تقویت افتراقی
differential spoilers
U
اسپویلرهای روی بال که بعنوان سطوح کنترل اولیه وثانویه برای حرکت حول محور طولی بکار میروند
differential sensitivity
U
حساسیت افتراقی
differential selsyn
U
همگردهای تفاضلی
differential scoring
U
نمره گذاری افتراقی
differential pressure
U
اختلاف فشار بین دو سیستم یادو حجم
differential prediction
U
پیش بینی افتراقی
differential motor
U
موتور تفاضلی
differential forces
U
نیروهای دیفرانسیلی
differential gear
U
دنده عقب اتومبیل
differential generator
U
مولد تفاضلی
differential head
U
بار تفاضلی
differential galvanometer
U
گالوانومتر تفاضلی
differential equation
U
معادله دیفرانسیل
differential geometry
U
هندسه دیفرانسیل
[ریاضی]
differential equation
U
معادله متغیر مشتق چیزی
differential leveling
U
تعیین اختلاف تراز نقاط
differential equations
U
معادلات دیفرانسیل
differential threshold
U
استانه افتراقی
differential compaction
U
تراکم متناوب
total differential
U
تغییرات کلی ممکنه در یک متغیر
total differential
U
دیفرانسیل کل
differential ailerons
U
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
differential amplifier
U
تقویت کننده تفاضلی
differential analyzer
U
تحلیل کننده تفاضلی
differential calulus
U
حساب فاضله
price differential
U
تفاوت قیمت
differential coefficient
U
ضریب دیفرانسیل
differential equations
U
معادلات مشتق
differential booster
U
ولت افزای تفاضلی
differential calculus
U
حساب فاضله
differential operator
U
عملگر دیفرانسیلی
[ریاضی]
differential validity
U
اعتبار افتراقی
differential winding
U
سیم پیچ تفاضلی
differential drive
U
دیفرانسیل
differential diagnosis
U
تشخیص افتراقی
differential cost
U
ارزش نهایی
differential cost
U
هزینه نهایی
differential equation
U
معادله دیفرانسیل
[ریاضی]
differential conditioning
U
شرطی سازی افتراقی
self protection
U
برقراری تامین از خود
self protection
U
حفافت از خود
self protection
U
صیانت نفس حفافت از خود
protection
U
سد کردن راه حریف نسبت به مهاجمی که در شرف پاس دادن است
self protection
U
دفاع از نفس
over protection
U
تقویت
protection
U
حفافت
protection
U
نیکداشت
under protection
U
تحت الحمایه
protection
U
تیمارداری
protection
U
حفظ
protection
U
تامین نامه
protection
U
نگهداری
protection
U
حمایت
protection
U
حراست حمایت
protection
U
عمل حفافت
protection
U
عملی که مانع کپی گرفتن از دادههای محرمانه افراد بدون اجازه میشود.
protection
U
اطمینان از اینکه داده توسط کاربر نامجاز کپی نشده است
protection
U
سیگنال بررسی اینکه آیا بخشی از حافظه توسط برنامه قابل دستیابی است یا خیر
protection
U
کپی اضافی از فیلم یا نوار اصلی
protection
U
مانع کپی گرفتن شدن
protection
U
خط امان
protection
U
پشتیبانی
protection
U
محافظت
differential ballistic wind
U
بادبالیستیکی مفروض
differential compound winding
U
سیمپیچ مرکب تفاضلی
differential compression check
U
ازمایشی از وضعیت موتور که در ان مقدار نشتی رینگها وسوپاپها توسط اندازه گیری افت فشار در طرفین سوراخی با قطر معین تعیین میشود
differential aptitude tests
U
ازمونهای تشخیص استعداد دی ا تی
differential ballistic wind
U
باد بالیستیکی فرضی
differential cost analysis
U
تحلیل هزینههای تفاضلی سیستمی که در ان هزینههای روشهای مختلف برسی میگردد
differential field winding
U
سیمپیچ اهنربایی متقابل
semantic differential scale
U
مقیاس افتراق معنایی
multiple differential prediction
U
پیش بینی افتراقی چند متغیری
magnetic differential permeability
U
پرمئابیلیته ی اختلافی
differential thermal analysis
U
تجزیه گرمایی تفاضلی
partial differential equation
U
معادلات دیفرانسیل جزئی
differential laser gyro
U
دو اشعه لیزر با پلاریزاسیون یکسان که برای یک ژایروبکار میروند
differential susceptibility and permeabi
U
مغناطیس پذیری و نفوذپذیری نسبی
differential ionization chamber
U
اتاقک یونش تفاضلی
differential heat of solution
U
گرمای انحلال تفاضلی
partial differential equation
U
معادله دیفرانسیل جزیی
block protection
U
حفافت بلوک
feet protection
U
محافظپا
eye protection
U
محافظچشم
ear protection
U
محافظگوش
cathode protection
U
حفافت کاتدی
insulation protection
U
حفافت عایق بندی
x ray protection
U
حفافت رونتگن
overload protection
U
حفافت بار زیاد
collective protection
U
حفافت گروهی
collective protection
U
حفافت جمعی
hand protection
U
محافظدستی
head protection
U
محافظسر
bank protection
U
ساحلبانی
Under the protection of the law.
U
درپناه قانون
anodic protection
U
حفافت اندی
memory protection
U
حفافت حافظه
memory protection
U
پشتیبانی ازحافظه
anticorrosive protection
U
حفافت در برابر خوردگی
armor protection
U
حفافت زرهی
armor protection
U
حفافت درمقابل ادوات زرهی پوشش زرهی
bank protection
U
حفافت ساحل رودخانه درمقابل تخریبهای ناشی ازجریان
lightning protection
U
با خاموش کننده مغناطیسی
over voltage protection
U
وسیلهای که باعث میشود منبع تغذیه حد مط لوب را داشته باشد
bank protection
U
ساحل داری
consumer protection
U
حمایت از مصرف کننده
overvoltage protection
U
حفافت فشار زیاد
rust protection
U
حفافت در برابر زنگ زدگی
flood protection
U
حفافت در مقابل طغیان
cell protection
U
حفافت سل
file protection
U
حفافت فایل
file protection
U
حفافت پرونده
software protection
U
حفافت نرم افزاری
environmetal protection
U
حمایت محیط زیستی
storage protection
U
حفافت انباره
storage protection
U
حفافت حافظه
distance protection
U
وسیله حفافت فاصله
protection ring
U
حلقه حفافت
toe protection
U
پاشنه بندی
copy protection
U
جلوگیری از اعمال کپی
copy protection
U
محافظت از کپی
copy protection
U
حفافت دربرابر کپی
data protection
U
حفافت داده ها
thermal protection
U
محافظت حرارتی
degree of protection
U
میزان تامین درجه حفافت
password protection
U
حفافت به کمک کلمه رمز
impedance protection
U
حفافت امپدانس
protection from sin
U
عصمت
protection hood
U
کلاهک یا روپوش محافظ
protection key
کلید حفافت
protection level
U
سطح حفافت
environmental protection
U
حفاظت محیط زیست
degree of protection
U
میزان حفافت
differential compound wound motor
U
موتور با سیم پیچ کمپوندتفاضلی
ordinary differential equation
[ODE]
U
معادله دیفرانسیل معمولی
[ریاضی]
partial differential equation
[PDE]
U
معادله دیفرانسیل با مشتقات پاره ای
[ریاضی]
anti skid protection
U
حفافت از لغزش
frost protection preparation
U
ضدیخ
power system protection
U
حفافت سیستم قدرت
rust protection paint
U
رنگ ضد زنگ
respiratory system protection
U
حافظدستگاهتنفسی
positional protection device
U
دستگاه حفافت درگاه
The Physics of Radiation Protection
U
فیزیک محافظت از پرتو
The Physics of Radiation Protection
U
فیزیک بهداشت
The Physics of Radiation Protection
U
بهداشت پرتوی
high tension protection
U
حفافت فشار قوی
indirect bank protection
U
کناره بندی غیر مستقیم
overflow protection switch
U
کلیدحافظآبهایاضافی
protection and indemnity club
U
باشگاه حفظ منافع و جبران خسارت
line to line voltage
U
ولتاژ بین دو خط
line to line spacing
U
فاصله سطور
line to line fault
U
تماس خطوط
line to line fault
U
اتصال کوتاه بین دو فاز
line to line fault
U
اتصال کوتاه خط به خط
line to line fault
U
اتصال کوتاه دوقطبی
line to line voltage
U
ولتاژ زنجیر شده
line by line analysis
U
تجزیه سطر به سطر
line by line milling
U
فرز کردن سطر به سطر
line by line milling
U
فرز کردن سطری
Protection money. Racket money.
U
باج سبیل
line
U
شعبه
to come in to line
U
موافقت کردن
line
U
اتصال فیزیکی به ارسال داده
line by line
U
سطر به سطر
line
U
محصول
line
U
رشته
old line
U
دارای قدرت در اثر ارشدیت ارشد
line
U
طرز
out of line
U
جملاتی مربوط به یک برنامه کامپیوتری که در خط اصلی برنامه نیستند
out of line
U
خارج از خط جبهه
on the line
U
هواپیمای اماده پرواز
down the line
U
ضربه از کنار زمین
down line
U
بار کردن پایین خطی
on line help
U
کمک مستقیم
line
U
لاین
in line
U
همراستا
line
U
حدود رویه
old line
U
محافظه کار
off line
U
غیر متصل
line up
U
ردیف ایستادن تیم
line-up
U
به ترتیب ایستادن
mean line
U
خط میان
line-up
U
ردیف ایستادن تیم
line
U
: خط
on line
U
متصل
line
U
سطر
Are you still on the line?
U
هنوز پشت تلفن هستی؟
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com