English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 63 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
limited divorce U طلاق محدود
limited divorce U طلاقی که مدت ان محدود بوده پس ازانقضای مهلت بخودی خودرجوع شود
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
divorce U تفرقه
divorce U طلاق دادن
divorce U فسخ
to get a divorce [from somebody] U طلاق گرفتن [از کسی]
to get divorce U طلاق گرفتن
divorce U طلاق
divorce U جدایی
permanent divorce U طلاق بائن
revocable divorce U طلاق رجعی
revocation of divorce U رجوع از طلاق
voidable divorce U طلاق رجعی
irrevocable divorce U طلاق بائن
divorce certificate U طلاقنامه
civil divorce U موسسهایکهجنبهایالتیدارد
bill of divorce U طلاق نامه
apply for a divorce U تقاضای طلاق کردن
be granted a divorce by U طلاق گرفتن از
petitioner [divorce proceedings] U خواهان [قانون]
petitioner [divorce proceedings] U شاکی [قانون]
petitioner [divorce proceedings] U مدعی [قانون]
legal instrument of divorce U طلاقنامه
limited U محدود
pc limited U IBریزکامپیوتر کم قیمت وسازگار با AT
limited U مقید
limited U مشروط
limited U منحصر
divorce granted at the a woman's request U طلاق خلع
limited edition U کالای محدود
your vocabulary is limited U وسعت لغت
input limited U ای که خیلی سریع نیست به علت محدودیت نرخ ورودی از رسانه جانبی کندتر
limited edition U چاپ محدود
your vocabulary is limited U شما محدود است
limited edition U فرآوردهی محدود
limited editions U چاپ محدود
limited editions U کالای محدود
limited editions U فرآوردهی محدود
limited objective U هدف نزدیک به جبهه دشمن
limited objective U هدف محدود
sex limited U محدود به جنس
limited train U قطاریکه یک عده محدودی مسافر می پذیرد
limited integrator U انتگرال محدود
limited monarchy U مشروطه
limited partnership U شرکت مختلط غیر سهامی مضاربه
limited partnership U شرکت مختلط غیر سهامی
limited power U اختیارات محدود
limited train U قطارمحدود
limited war U جنگ محدود وموضعی
limited access U محدود
limited company U شرکت با مسئولیت محدود شرکت سهامی
limited access U دراری محدودیت مدارک محدود
maximum limited stress U تنش حداکثر
limited liability company U شرکت با مسئولیت محدود
limited liability company U شرکت با مسئوولیت محدود
limited denied war U جنگ ناخواسته محدود
limited access road U راه با ورودی محدود
limited denied war U جنگ محدود
limited distance modem U وسیله ارسال داده با محدوده کوتاه که داده دیجیتال خاص را ارسال میکند و نه به صورت تقسیم شده
Like every child, she has only limited vocabulary at her disposal. U مانند هر کودک، او [زن] وسعت واژگان محدودی در اختیار دارد.
run length limited recording U ثبت محدود طول اجرا
run length limited encoding U روش سریع و کارای ذخیره سازی داده روی دیسک که تغییرات روی بیتهای داده ذخیره می شوند
space charge limited current state U رژیم بار پیرامونی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com