English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 123 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
lightning protection U با خاموش کننده مغناطیسی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
lightning U اذرخش
lightning U برق
lightning U اذرخش زدن
lightning U برق زدن
lightning U صاعقه
lightning strike U اعتصاباعتراضآمیز
lightning path U مسیر برق
lightning rod U میله برق گیر
lightning rod U میله برقگیر
lightning rods U میله برقگیر
lightning conductor U برقگیر
lightning conductors U برقگیر
forked lightning U برق جناغی
He ran like lightning. U او [مرد] مانند صاعقه دوید.
forked lightning U برق پیچاپیچ یاشکسته
street lightning U روشنی راه و خیابان
lightning current U جریان برق
lightning bug U شب تاب
lightning arrester U برقگیر
lightning arrester U برق گیر
with lightning speed U مانند برق به تندی برق بسرعت برق
heat lightning U صاعقه
lightning discharge U تخلیه اتمسفری
lightning switch U کلید انتن
lightning switch U کلید برقگیر
lightning rods U میله برق گیر
lightning chess U شطرنج سریع
lightning discharge current U جریان تخلیه
comb lightning arrester U برقگیر شانهای
lightning arrester relay U رله برقگیر
non arcing lightning arrester U برقگیر بی جرقه
aluminium cell lightning arrester U برق گیر الومینیمی
under protection U تحت الحمایه
self protection U دفاع از نفس
protection U نگهداری
self protection U صیانت نفس حفافت از خود
self protection U حفافت از خود
self protection U برقراری تامین از خود
over protection U تقویت
protection U سیگنال بررسی اینکه آیا بخشی از حافظه توسط برنامه قابل دستیابی است یا خیر
protection U حفظ
protection U خط امان
protection U پشتیبانی
protection U سد کردن راه حریف نسبت به مهاجمی که در شرف پاس دادن است
protection U حمایت
protection U مانع کپی گرفتن شدن
protection U تامین نامه
protection U حفافت
protection U عمل حفافت
protection U عملی که مانع کپی گرفتن از دادههای محرمانه افراد بدون اجازه میشود.
protection U محافظت
protection U اطمینان از اینکه داده توسط کاربر نامجاز کپی نشده است
protection U تیمارداری
protection U حراست حمایت
protection U کپی اضافی از فیلم یا نوار اصلی
protection U نیکداشت
password protection U حفافت به کمک کلمه رمز
protection level U سطح حفافت
Under the protection of the law. U درپناه قانون
over voltage protection U وسیلهای که باعث میشود منبع تغذیه حد مط لوب را داشته باشد
overload protection U حفافت بار زیاد
overvoltage protection U حفافت فشار زیاد
protection from sin U عصمت
hand protection U محافظدستی
feet protection U محافظپا
eye protection U محافظچشم
ear protection U محافظگوش
x ray protection U حفافت رونتگن
protection key کلید حفافت
environmental protection U حفاظت محیط زیست
toe protection U پاشنه بندی
thermal protection U محافظت حرارتی
storage protection U حفافت حافظه
storage protection U حفافت انباره
software protection U حفافت نرم افزاری
rust protection U حفافت در برابر زنگ زدگی
protection ring U حلقه حفافت
protection hood U کلاهک یا روپوش محافظ
head protection U محافظسر
anodic protection U حفافت اندی
degree of protection U میزان حفافت
data protection U حفافت داده ها
copy protection U حفافت دربرابر کپی
copy protection U محافظت از کپی
copy protection U جلوگیری از اعمال کپی
consumer protection U حمایت از مصرف کننده
collective protection U حفافت جمعی
collective protection U حفافت گروهی
cell protection U حفافت سل
cathode protection U حفافت کاتدی
bank protection U ساحلبانی
bank protection U ساحل داری
bank protection U حفافت ساحل رودخانه درمقابل تخریبهای ناشی ازجریان
armor protection U حفافت درمقابل ادوات زرهی پوشش زرهی
armor protection U حفافت زرهی
anticorrosive protection U حفافت در برابر خوردگی
degree of protection U میزان تامین درجه حفافت
distance protection U وسیله حفافت فاصله
environmetal protection U حمایت محیط زیستی
memory protection U پشتیبانی ازحافظه
memory protection U حفافت حافظه
block protection U حفافت بلوک
impedance protection U حفافت امپدانس
insulation protection U حفافت عایق بندی
file protection U حفافت فایل
flood protection U حفافت در مقابل طغیان
file protection U حفافت پرونده
high tension protection U حفافت فشار قوی
anti skid protection U حفافت از لغزش
The Physics of Radiation Protection U فیزیک بهداشت
The Physics of Radiation Protection U فیزیک محافظت از پرتو
rust protection paint U رنگ ضد زنگ
line differential protection U حفافت دیفرانسیلی خط
respiratory system protection U حافظدستگاهتنفسی
overflow protection switch U کلیدحافظآبهایاضافی
power system protection U حفافت سیستم قدرت
protection and indemnity club U باشگاه حفظ منافع و جبران خسارت
frost protection preparation U ضدیخ
indirect bank protection U کناره بندی غیر مستقیم
positional protection device U دستگاه حفافت درگاه
The Physics of Radiation Protection U بهداشت پرتوی
Protection money. Racket money. U باج سبیل
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com