Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 131 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
lich gate
U
راهرو
lich gate
U
سرپوشیده گورستان کلیساکه مرده رادران می گذاشتندتاکشیش بیاید
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
lich-gate
U
راهرو سرپوشیده
Other Matches
and gate
U
دریچه و دریچه ضرب منطقی
and gate
U
مدار AND
and gate
U
دریچه و
gate
U
مدخل
gate
U
سوزن اتصال به یک FET
gate
U
یچ الکترونیکی منط قی که خروجی آن بستگی به وضعیت ورودی ها و نحوه پیاده سازی توابع منط قی دارد
gate
U
دروازهای که یک خروجی منط قی تولید میکند که بستگی به موقعیت ورودی ها دارد
gate
U
دروازهای که عمل AND منط قی را انجام میدهد
gate
U
پیاده سازی الکترونیکی تابع EXNOR
nor gate
U
دریچه نایا
Gate
U
ورودی به باند
saw gate
U
چارچوب اره
or gate
U
دریچه OR
or gate
U
دریچه یا
not or gate
U
دریچه نا- یا
take out gate
U
دریچه ابگیر ابیاری
not gate
U
دریچه نقیض
not gate
U
دریچه نا
not and gate
U
دریچه نا- و
down gate
U
راهگاه پایین دست
nor gate
U
دریچه نقیض یا
gate
U
پیاده سازی الکترونیکی تابع EXOR
gate
U
پیاده سازی الکترونیکی تابع NAND
gate
U
دروازه ورودی که خروجی آن معادل معکوس منط ق ورودی است
gate
U
دریچه
gate
U
فرمان استفاده ازموشک و راکت در جنگ هوایی
gate
U
فرمان پرواز هواپیما باحداکثر سرعت در درگیری هوایی
gate
U
دریچه تنظیم اب در مخزن سد
gate
U
وسایل ورود ورودیه
gate
U
مدخل دریجه سد
gate
U
در بزرگ
gate
U
دروازه
gate
U
محل سوار شدن مسافرین هواپیما در فرودگاه
gate
U
دروازه شروع اسکی
gate
U
مدار الکترونیکی که تابع NOR را انجام میدهد
gate
U
مدار الکترونیکی که تابع OR را انجام میدهد
gate
U
تعداد دروازههای منط ق متصل بهم که در یک مدار مجتمع ایجاد شده تا یک تابع پیچیده را انجام دهد
gate
U
زمانی که یک دروازه خروجی تولید میکند پس از دریافت داده ورودی
gate
U
قط عات الکترونیکی که یک تابع منط قی را پیاده سازی می کنند
gate
U
راه تغذیه لشعلث
gate
U
گیت
gate
U
قسمت فنری قلاب کوهنوردی
railroad gate
U
درب ورودی راه اهن
logic gate
U
دروازه منطقی
proselte of the gate
U
کسی که به دین یهود درایدولی ختنه نکند
pouring gate
U
تغذیه قالب
majority gate
U
دریجه اکثریت
indicator gate
U
دریچه شاخص
nand gate
U
دریچه ناو
nonequality gate
U
دریچه نابرابری
inclusive or gate
U
دریچه یای شامل
nand gate
U
دریچه نقیض و
roller gate
U
دریچه غلطان
ring gate
U
دهانهحلقوی
spillway gate
U
درخروجآبسطحسد
upper gate
U
دروازهبالایی
wicket gate
U
دهانهدریچه
gate money
U
پولبلیطورودیه
crash the gate
<idiom>
U
بی دعوت رفتن ،پابرهنه وسط پریدن
He was approaching the gate.
U
او
[مرد]
به دروازه نزدیک شد.
lower gate
U
دروازهپائینی
gate-leg
U
پایهدروازهایشکل
xor gate
U
دریچه یای ضمنی
sluice gate
U
ابگیره
sluice gate
U
اب بند
sluice gate
U
دریچه
starting gate
U
دروازه شروع
tainter gate
U
دریچه قطائی
tainter gate
U
دریچه لولادار
threshold gate
U
دریچه استانهای
waste gate
U
مکانیزم کنترلی برای توربین گازهای خروجی موتورهای دارای توربوشارژر
pouring gate
U
دریچه ریزش
bifurcation gate
U
دریچهای که با دو مجراجریان را از خود عبور میدهد
equivalence gate
U
دریچه هم ارزی
equivalence gate
U
دریچه معادل
exclusive nor gate
U
دریچه نقیض یای انحصاری
exjunction gate
U
دریچه یای انحصاری
exclusive or gate
U
دریچه یای انحصاری
equality gate
U
برابر سازی
flap gate
U
دریچه یک طرفه
flood gate
U
ابگیره
flood gate
U
بندسیلگیر
equal gate
U
دریچه برابری
elementary gate
U
دریچه ابتدایی
blind gate
U
دروازههای مسیر که دیده نمیشوند
burst gate
U
لامپ پیام گذار
caterpillar gate
U
دریچه چرخ زنجیری
check gate
U
دریچه تنظیم
color gate
U
دریچه پیام رنگی
complement gate
U
دریچه متمم ساز
cow gate
U
چراگاه گاو
gate keeper
U
دروازه بان
discharge gate
U
دریچه تخلیه
elementary gate
U
دریچه مقدماتی
flood gate
U
سد دریچهای
gate valve
U
شیر کشویی
gate vessel
U
شناور درب حوض تعمیرات ناو
golden gate
U
پرتابی در بولینگ که میلههای 4 و 6 و 7 و 01 راباقی می گذارد
gate valve
U
شیر قطع جریان
gate tube
U
لامپ دریچهای
gate transition
U
شیر فلکه تبدیل
gate post
U
تیرچارچوب دروازه باهویابازوی در
head gate
U
دریچه فوقانی کانال
gate meeting
U
انجمنی که بادادن ورودیه بدان درایند
gate leaf
U
بدنه دریچه سد
head gate
U
دریچه بالادست سد
gate crasher
U
میهمان ناخوانده
gate hanger
U
التی که دریچه سد را باز نگه میدارد
gate electrode
U
الکترود دریچهای
The crowd was pressing against the gate .
U
جمعیت به درورودی فشار می دادند
mitre gate recess
U
دریچهتنفسشمار
jet flow gate
U
فشاراین دریچه زیاداست
jet flow gate
U
دریچه با سرلوله
gate chamber wall
U
جایگاه حرکت دریچه
master gate valve
U
مدخلدریچهاصلی
gate-leg table
U
میزپایهدروازهای
gate operating ring
U
حلقهورودیعملکننده
fixed wheel gate
U
دریچه قرقرهای با محورثابت
fixed roller gate
U
دریچه چرخ قرقرهای ثابت
gate operating platform
U
سکوی مانور دریچه ها
gate operating deck
U
سکوی مانور دریچه ها
bear tape shutter gate
U
دریچه شیروانی شکل
Fortune Knocks at least once at everymans gate.
<proverb>
U
خوشبختى بالاخره یکبار در خانه هر کس را مى زند.
A creaking gate hang long.
<proverb>
U
یک دروازه شکسته مدتها سرپا می ایستد.
maximum gate trigger current
U
جریان احتراق حداکثر
memory controller gate array
U
ارایه درگاه کنترل حافظه
maximum gate trigger voltage
U
ولتاژ احتراق حداکثر
insulated gate field effect transistor
U
ترانزیستور اف ای تی باگیت عایق
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com