English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
leiter international performance test U ازمون عملی بین المللی لایتر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
performance test U ازمون عملکردی
performance test U ازمون عملی
leiter adult intelligence scale U مقیاس هوشی لایتر برای بزرگسالان
performance U نمود
performance U انشاء معامله
performance U ساخت
performance U اجرا
performance U ایفاء
performance U اجراء
performance U قطعه با کیفیت بالا یا با خصوصیات خوب
performance U نمایش
performance U کارائی
performance U ایفا کاربرجسته
performance U شاهکار کارایی
performance U انجام
performance U سطح کارائی
performance U میزان کارائی
performance U عمل کرد
performance U کار وسیله یادستگاه بازده عمل
performance U روش قضاوت کارایی سیستم
performance U نحوه کار کسی یا چیزی
performance U عملکرد
non performance U عدم اجرا
non performance U عدم انجام
performance of a contract U اجرای قرارداد
maximum performance U کارایی حداکثر
maximum performance U عملکرد حداکثر
optimal performance U کارکرد بهینه
part performance U عقد یا قرارداددارای تشریفات یا شکل خاص
part performance U عقد معین
performance appraisal U عملکرد سنجی
performance bonds U ضمانتنامه انجام کار
condition of non performance U شرط فعل نفیا"
performance evaluation U ارز یابی کارایی
performance standard U معیارهای عملکرد معیارهای اجرای کار یاعملکرد یکان یا دستگاه معیارهای اجرای کار
performance of the dam U زیست سد
performance factor U ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
performance rating U درجه بندی عملکرد
performance guarantee U ضمانت حسن انجام کار
performance monitor U برنامهای که سطوح خدمات ارائه شده توسط یک سیستم کامپیوتری را پی گیری میکند
condition of performance U شرط فعل اثباتا"
engine performance U توان موتور
engine performance U قدرت موتور
engineered performance U زمان لازم برای اتمام یک واحد از کار
impossibility of performance U تعذر
feature of performance U ویژگی عملکرد
specific performance U نحوه اجرای معین در قرارداد
impossibility of performance U عدم امکان در اجرا
good performance guarantee U ضمانت حسن انجام کار
condition about performance of an act U شرط فعل
operational performance category U امادگی عملیاتی از طبقه
operational performance category U طبقه امادگی عملیاتی
supervening impossibility of performance U غیر ممکن شدن اجرای قراردادبه دلیل دخالت وقایع غیرمترقبه
arthur performance scale U مقیاس عملکردی ارتور
It was an enjoyable performance, if less than ideal. U این نمایشی لذت بخشی بود اگرچه کاملا ایده آل نبود.
high frequency performance U رفتار فرکانس بالا
good performance bond guarntee U وثیقه انجام تعهد
As a university professor , his performance stank. U طرف گند زد به هر چه استاد دانشگاه !
international U بین المللی
international U وابسته به روابط بین المللی
international U بازیگر بین المللی
international U مربوط به کشورهای مختلف
international U ElectrotechnicalCommission ...کمیسیون الکتریکی جهانی کمیسیون بین المللی مهندسی برق
international U بین الملل انترناسیونال
international custom U عرف بین المللی
short international U مسابقهای که هر تیرانداز 03تیر از مسافت 05 متر و 03تیر از مسافت 53 متر و 03تیر از مسافت 52 متر با تیرو کمان می اندازد
international call U مکالمه بین المللی
international comity U نزاکت بین المللی
international acts U مستندات بین المللی
international acts U اسناد بین المللی
international migration U مهاجرت بین المللی
system international U سیستم بین المللی
international relations U رابطهسیاسیبینکشورها
international call U سیستم واحدهای الکتریکی بین المللی
international classification of U Diseases
borland international U یک شرکت سازنده نرم افزارهای ریزکامپیوتر
international coulomb U کولن جهانی
socialist international U بین الملل سوسیالیست انجمن جهانی احزاب سوسیال دمکرات در لندن که به سال 1591 تاسیس یافته است واعضا ان را احزاب سوسیالیست معتدل تشکیل می دهند
international council U education in forcomputers
international court U دادگاه بین المللی
international council U شورای بین المللی کامپیوتر در اموزش
international classification of U طبقه بندی بین المللی بیماریها
International politics. U سیاست بین الملل
international dualism U دوگانگی بین المللی
international line U خط بین المللی
international line U خط خارجی
international reserves U اندوختههای بین المللی
international liquidity U نقدینگی بین المللی
international loans U استقراض بین المللی بدهیهای بین المللی
international master U استاد بین المللی شطرنج
international meeting U مجمع بین المللی
international practice U رویه بین المللی
international practice U عرف بین المللی روش جاری بین المللی
international practice U طریقه معمول به بین المللی
international union U اتحادیههای بین المللی
international treaties U عهود بین المللی
international trade U تجارت بین المللی
international union U اتحادیه بین المللی
international economics U اقتصاد بین الملل
international equilibrium U تعادل بین المللی
international units U واحدهای جهانی برق
international etiquette U نزاکت بین المللی
commodore international, ltd. U شرکت بین المللی کمودور
international exchange U مرکز تلفن بین المللی
international reserves U ذخائر بین المللی
international federation U processing forinformation
international federation U فدراسیون بین المللی پردازش اطلاعات
international finance U مالیه بین الملل
international investment U سرمایه گذاری بین المللی
international law U حقوق بین الملل
international trade U تجارت بین الملل
International Modern U [سبک مدرن بین المللی در معماری قرن بیست میلادی که اولین بار در آلمان استفاده شد.]
international match U مسابقه بین المللی [ورزش]
by international standards U در معیارهای بین المللی
convention international de merchandies U عهدنامه بین المللی جهت حمل کالا با قطار
international switching center U مرکز سوئیچینگ بین المللی
private international law U حقوق بین الملل خصوصی
international standards organization U سازمان استانداردهای بین المللی
international date line U خط موافقتنامه بین المللی
international standards organization U سازمانی که استانداردها را برای کامپیوترهای مختلف و محصولات شبکه تولید و مرتب میکند
international standards organization U طرح شبکه استاندارد ISO که به صورت لایهای است و هر لایه کار مخصوصی دارد و به سیستمهای مختلف امکان ارتباط میدهد البته در صورتی که مط ابق با استاندارد باشند
international standard atmosphere U اتمسفر استاندارد بین المللی
international road haulage U حمل نقل بار بین المللی بوسیله جاده
international refugee organization U سازمان بین المللی اوارگان
international system of units U سیستم مترک
law of international institutions U حقوق سازمانهای بین المللی
public international law U حقوق بین الملل عمومی حقوق عام ملل
international development association U مجمع بین المللی توسعه مجمعی است وابسته به بانک جهانی که به منظور کمک به کشورهای توسعه نیافته ایجاد شده است
international division of labor U تقسیم کار بین المللی
subjects of international law U اشخاص حقوق بین الملل
international demonstration effect U اثر نمایشی بین المللی
international date line U خط بین المللی تغییر تاریخ
international telephone circuit U خط تلفنی بین المللی
international table calorie U کالری
international date line U خط تقسیم نیروهای بین المللی
international system of units U دستگاه بین المللی احاد
international criminal law U حقوق جزای بین الملل
international court of justice U دیوان دادگستری بین المللی رکن قضایی سازمان ملل متحد که وفیفه اش رسیدگی به دعاوی مطروحه دول عضو علیه یکدیگر است
systeme international d'units U دستگاه بین المللی واحدها
public international law U حقوق بین الملل عمومی
international road transport U ترابری بین المللی جاده ای
international finance corporation U شرکت مالی بین المللی شرکت تاسیس شده به وسیله بانک جهانی که هدفش تشویق و ترویج موسسات تولیدی بخش خصوصی درکشورهای توسعه نیافته است
international economic relations U روابط اقتصادی بین المللی
international business machine U IB
international bill of the right of man U اعلامیه جهانی حقوق بشر
[as] compared to international standards U در معیارهای بین المللی
international law of the sea U حقوق بین الملل دریاها
international file format U استاندارد فایلهای فشرده ذخیره شده روی i-LD
international singles court U زمینبازیانفرادیبینالمللی
international labour organization U سازمان بین المللی کار سازمانی که در جوار جامعه ملل تاسیس شد و در سال 6491 به سازمان ملل پیوست و هدف ان بهبودبخشیدن به شرایط کار ازجنبه ها مختلف و حمایت ازکارگران و منافع ایشان میباشد
balance of international payment U موازنه پرداختهای بین المللی
bank for international settlements U بانک پرداختهای بین المللی
balance of international payments U تراز پرداختهای بین المللی
international gold standard U پایه طلای بین المللی
international business machine U corporation
international peace force U نیروهای حافظ صلح سازمان ملل
international chamber of commerce U اتاق بازرگانی بین المللی
international organisation for standard U موسسه بین المللی استاندارد
international morse code U مورس اروپایی
international morse code U مورس جهانی
international monetary reserves U ذخائر پولی بین المللی
international monetary fund U صندوق بین المللی پول
International System of Units U دستگاه بین المللی یکاها
International System of Units U سامانه متریک
international balance of payments U تراز پرداختهای بین المللی
International Space Station [ISS] U ایستگاه فضایی بین المللی
permanent court of international arbitra U دیوان دایمی داوری بین المللی
international commercial terms (incoterm U قراردادهای تجارت بین الملل که بوسیله اتاق بازرگانی بین الملل تهیه شده است
international atomic energy agency U اژانس بین المللی انرژی اتمی
international air transport association U اتحادیه بین المللی حمل و نقل هوایی
unicef (= united nations international U یع کودکان کشورهای توسعه نیافته است
Bank for International Settlements [BIS] U بانک تسویه پرداخت بین المللی
major international road signs U عمدهترینعلائمجهانیجاده
international commercial terms (incoterm U اینکوترمز
To be world famous . To enjoy an international reputation. U شهرت جهانی داشتن
Participation rates are low compared to international standards. U میزان مشارکت در مقایسه با استانداردهای بین المللی کم است .
By international standards Germany maintains a leading role. U در معیارهای بین المللی آلمان نقش پیشرو دارد.
The answer to terrorism must be better intelligence and improved international cooperation. U پاسخ به تروریسم باید اطلاعات بهتر سازمان مخفی و بهبودی همکاری های بین المللی باشد.
test U اختیار
test U امتحان کردن
test U تست
t test U ازمون تی
test U تست کردن ازمایش
test U معاینه کردن
test U ازمایش کردن
test U محک
test U ازمایش کردن امتحان
test U شهادت گواهی بازرسی کردن
test U امتحان محک
test U امتحان
self test U خودازمایی
self test U ازمایش خودکار
test U معیار
test U محک زدن
test U ازمودن کردن
test U آزمون
f test U ازمون اف
u test U ازمون یو
z test U ازمون " زی "
x o test U ازمون ضربدر و دایره
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com