Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
learning theory
U
نظریه یادگیری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
mathematical learning theory
U
نظریه ریاضی یادگیری
statistical learning theory
U
نظریه اماری یادگیری
Other Matches
self learning
U
خود فراگیر
learning
U
معرفت
learning
U
یادگیری
learning
U
فضل وکمال
learning
U
اطلاع
learning
U
دانش یادگیری
learning
U
فراگیری
whole learning
U
یادگیری سرتاسری
probability learning
U
یادگیری احتمالاتی
learning to learn
U
یادگیری اموزی
conceptual learning
U
مفهوم اموزی
concept learning
U
مفهوم اموزی
learning set
U
امایه یادگیری
rate of learning
U
سرعت یادگیری
subliminal learning
U
یادگیری زیراستانهای
transfer of learning
U
انتقال یادگیری
distributed learning
U
یادگیری فاصله دار
discrimination learning
U
یادگیری افتراقی
verbal learning
U
یادگیری کلامی
massed learning
U
یادگیری بی وقفه
cue learning
U
نشانه اموزی
maze learning
U
مازاموزی
maze learning
U
یادگیری در ماز
place learning
U
مکان اموزی
learning rate
U
سرعت یادگیری
social learning
U
یادگیری اجتماعی
learning curve
U
که استفاده از آن بسیار سخت باشد
relation learning
U
رابطه اموزی
insightful learning
U
یادگیری بینش افرین
latent learning
U
یادگیری نهفته
mastery learning
U
تسلط اموزی
learning curve
U
منحنی که نمودار این مطلب است که باتکرار یک عمل زمان انجام ان عمل کوتاهتر می گردد
learning curve
U
منحنی اموزش
rote learning
U
یادگیری طوطی وار
learning curve
U
نمایش گرافیکی بدست آوردن دانش در زمان
incidental learning
U
یادگیری اتفاقی
global learning
U
یادگیری یکپارچه
skill learning
U
مهارت اموزی
sign learning
U
علامت اموزی
serial learning
U
یادگیری زنجیرهای
he is a prodigy of learning
U
اعجوبه ایست در دانش
he is a prodigy of learning
U
درعلم معرکه است
heuristic learning
U
یادگیری ذهنی
learning machine
U
ماشین فراگیر
learning curve
U
منحنی یادگیری
machine learning
U
فراگیری ماشین
one trial learning
U
یادگیری یک کوششی
patrons of learning
U
دانش پروران
book learning
U
علم کتابی
incentive learning
U
یادگیری با مشوق
motor learning
U
یادگیری حرکتی
perceptual learning
U
یادگیری ادراکی
mastery learning
U
یادگیری در حدتسلط
avoidance learning
U
یادگیری اجتنابی
vicarious learning
U
یادگیری مشاهدهای
part learning
U
یادگیری بخش بخش
the common wealth of learning
U
مجمع ادبا
the common wealth of learning
U
افراد اهل علم
there is no royal road to learning
<proverb>
U
تن به دود چراغ و بی خوابی ننهادی هنر کجا یابی
trial and error learning
U
یادگیری از راه کوشش و خطا
computer based learning
U
یادگیری بر پایه کامپیوتر
computer augmented learning
U
بسط اموزش به کمک کامپیوتر
He lays claim to learning.
U
ادعای علم وفضل می کند
There is no royal road to learning .
<proverb>
U
مقصد علم و دانش را,جاده اى نیست هموار .
means end learning
U
یادگیری وسیله- هدف
second best theory
U
نظریه دومین ارجحیت . براساس این نظریه چنانچه یک یا چندشرط از شرایط لازم برای بهینه پارتو وجود نداشته باشد در این صورت رعایت شدن سایر شرایط لازم باقیمانده در ارجحیت ثانی قرار نخواهد گرفت
theory
U
فرضیه
theory
U
تئوری
theory
U
نگره فرضیه
theory
U
اصول نظری
theory
U
علم نظری
theory
U
اصل کلی
theory
U
تحقیقات نظری
theory
U
نگرش
second best theory
U
نظریه بهترین دوم
theory
U
نظریه
theory
U
فرض علمی
in theory
U
درعلم نظری
theory
U
فرضیه علمی تعلیم
in theory
U
د رعالم فرض
theory of value
U
نظریه ارزش
theory
U
مباحث ریاصیاتی محض
value theory
U
نظریه ارزش
So much for theory!
<idiom>
U
به اندازه کافی از تئوری صحبت شد.
plutonic theory
U
فرضیهای که بموجب ان خارههای پی درپی پوسته زمین دراثرگرمای درست شده اند
one factor theory
U
نظریه یک عاملی
noncontinuity theory
U
نظریه ناپیوستگی
network theory
U
نظریه شبکه
perturbation theory
U
نظریه اختلال
theory of law
U
فلسفه حقوق
poisson theory
U
تئوری پویسن
price theory
U
نظریه قیمت
price theory
U
اقتصاد خرد
probability theory
U
نظریه احتمال
quantum theory
U
تئوری کوانتوم
probability theory
U
نظریه احتمالات
quantum theory
U
نظریه کوانتومی
valence theory
U
نظریه والانسی
underconsumption theory of
U
نظریه دور تجاری بر مبنای مصرف ناکافی
underconsumption theory of
U
cycle business
underconsumption theory
U
نظریه مصرف ناکافی
trireceptor theory
U
نظریه سه گیرندهای
trichromatic theory
U
نظریه سه رنگی
transformational theory
U
نظریه تطور
three component theory
U
نظریه سه مولفهای
viscoelastic theory
U
نظریه ویسکوالاستیک
theory of numbers
U
نظریه اعداد
[ریاضی]
quantum theory
U
مکانیک کوانتومی
[فیزیک]
Order theory
U
ترتیب جزئی
[ریاضی]
Group theory
U
نظریه گروه ها
[ریاضی]
set theory
U
نظریه مجموعه ها
[ریاضی]
theory of saving
U
نظریه مربوط به پس انداز
theory of saving
U
نظریه پس انداز
two factor theory
U
نظریه دو عاملی
sampling theory
U
نظریه نمونه گیری
representation theory
U
نظریه نمایش
replacement theory
U
نظریه جایگزینی
recapitulation theory
U
نظریه بازپیدایی
queuing theory
U
نظریه صف
queuing theory
U
نظریه خط انتظار نوبت درتحقیق عملیات
queuing theory
U
نظریه صف بندی
social theory
U
نظریه اجتماعی
switch theory
U
نظریه راه گزینی
switching theory
U
تئوری سوئیچینگ
theory of rent
U
نظریه اجاره
theory of relativity
U
نظریه نسبیت
theory of preformation
U
فرضیهای که بموجب ان هربخشی ازموجودالی درنطفه موجودبوده بایدبزرگ شود
theory of numbers
U
نظریه اعداد
theory of fault
U
تئوری تقصیر
theory of epigensis
U
فرض اینکه نطفه بوجودمیایدنه اینکه ازپیش بوده وپس ازمواقعه
theory of accumulation
U
نظریه انباشته
tetrachromatic theory
U
نظریه چهاررنگی
queing theory
U
نظریه صف
communication theory
U
نظریه ارتباطات
equilibrium theory
U
نظریه تعادل
general theory
U
نظریه عمومی
continuity theory
U
نظریه پیوستگی
graph theory
U
نظریه گرافها
group theory
U
نظریه گروهها
group theory
U
نظریه گروهی
hartree theory
U
نظریه هارتری
information theory
U
نظریه اگاهی
information theory
U
نظریه خبر
information theory
U
نظریه اطلاعات
innovation theory
U
نظریه نواوری
innovation theory
U
این نظریه اولین بار توسط جوزف شومپتر
balance theory
U
نظریه توازن
consumption theory
U
نظریه مصرف
game theory
U
تئوری بازی
communication theory
U
تئوری مخابرات
duplicity theory
U
نظریه دو جزیی
field theory
U
نظریه میدانی
field theory
U
تئوری میدان ها
field theory
U
نظریه اساسی میدان
fuzzy theory
U
نوعی منط ق در برنامه نویسی کامپیوتری که روشهای نتیجه گیری در مغز بشر را جانشین میکند
cloaca theory
U
اعتقاد به مقعدزایی
facet theory
U
نظریه رویه ها
game theory
U
نظریه بازیها
game theory
U
این نظریه اغلب در تحلیل کردار انحصارچند جانبه بکار میرود واستراتژیهای مختلف را موردبررسی قرار میدهد
game theory
U
نظریه بازی
communication theory
U
نظریه ارتباط
classical theory
U
نظریه کلاسیک
capital theory
U
نظریه سرمایه
innovation theory
U
ارائه شد . برطبق این نظریه نوسانات تجاری و توسعه اقتصادی نتیجه نواوریهایی است که کارفرمایان اینده نگربمنظور کاهش هزینه ها وافزایش سود بکار میگیرند
kinetic theory
U
فرضیه حرکت ذرات کوچک اجسام
local theory
U
نظریه اختصاصی
location theory
U
نظریه تعیین مکان
location theory
U
نظریه تعیین محل استقرار صنعت
logic theory
U
نظریه منطقی
graph theory
U
تئوری گراف
decision theory
U
تئوری تصمیم
economic theory
U
نظریه اقتصادی
set theory
U
تئوری مجموعه ها
mechanistic theory
U
نظریه ماشینی نگری
molecular theory
U
نظریه مولکولی
set theory
U
نظریه مجموعه ها
need press theory
U
نظریه نیاز- فشار
atomic theory
U
فرضیهء اتمی که تمام مواد راترکیبی از ذرات اتم میداند تئوری انفصال ماده
neoclassical theory of value
U
تئوری ارزش نئوکلاسیک .براساس این نظریه ارزش یک کالا براثر تداخل عرضه وتقاضا برای کالای مورد نظربدست می اید
kinetic theory
U
نظریه جنبشی
emission theory
U
فرض اینکه نورعبارت است ازیک رشته ذرات سبک که ازجسم نورانی ریزش میکند
labor theory of value
U
نظریه ارزش کار
labor theory of value
U
براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
automata theory
U
نظریه ماشینها
decision theory
U
نظریه تصمیم گیری
labor theory of value
U
تئوری ارزش کار
leg theory
U
روش تهاجمی محاصره کردن توپزن در سمت محدوده او
electron theory
U
تئوری الکترونی
electron theory
U
نظریه الکترونها
electron theory
U
نظریه الکترونی
electomagnetic theory
U
نظریه الکترومغناطیسی
james lange theory
U
نظریه جیمز- لانگه
valence bond theory
U
نظریه پیوند والانس
crystal field theory
U
نظریه میدان بلور
young helmholtz theory
U
نظریه یانگ- هلمهولتس
classical theory of money
U
نظریه پول کلاسیک ها نظریه مقداری پول
big bang theory
U
خرس بزرگ
Intersection
[set theory]
U
اشتراک
[مجموعه]
[ریاضی]
union
[set theory]
U
اجتماع
[مجموعه]
[ریاضی]
baeyer strain theory
U
نظریه کرنش- کشیدگی بایر
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com