English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 88 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
leading questions U سوال تلقینی
leading questions U پرسش راهنمایی کننده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
questions U پرسش
questions U استفهام مسئله
questions U موضوع
questions U پرسیدن تحقیق کردن
questions U تردید کردن در
questions U تحقیق کردن از
questions U تردید پرسش
questions U موضوع قضیه شکنجه کردن به منظوراقرار گرفتن
ask questions U استسفار کردن
questions U سوال
questions U مورد تردیدیا اعتراض قرار دادن
to pelt somebody with questions U کسی را سوال پیچ کردن
cross-questions U استنطاق کردن
cross-questions U بدقت جویاشدن از
To fire questions at someone . U کسی راسؤال پیچ کردن
to p angone with questions U با پرسش زیاد کسی را بستوه اوردن
to overwhelm with questions U سوال پیچ کردن
to overwhelm with questions U غرق پرسش کردن
five fundamental economic questions U چگونه تولید شود
five fundamental economic questions U چه مقدار تولید شود
five fundamental economic questions U چه کسانی تولیدکنند
five fundamental economic questions U و چگونه توزیع شود
true false questions U پرسشهای درست- نادرست
five fundamental economic questions U پنج سوال اساسی اقتصادی : چه چیز تولید شود
in leading U در مرحله شاگردی یا نوچگی
leading zero U رقم صفر برای نمایش شروع عدد ذخیره شده
leading zero U صفر مقدم
leading U فاصله خطوط
leading U پیشتاز
leading U مقدم
leading U عمده برجسته
leading U نفوذ
leading U جداکردن سطرها
leading U راهنمایی
leading U عمده
leading U هدایت
leading U فضای بین خط وط متن چاپ شده یا نمایش داده شده
leading point U نقطه نشانه روی در جلوی هدف متحرک
leading zeros U صفرهای مقدم
leading region U نواحی پیشرو
leading seaman U مهناوی یکم
leading sectors U بخشهای پیشرو
leading sectors U بخشهای پیشگام
leading ship U ناو نوک
leading lights U شمع محفل
leading diagonal U قطر اصلی [ریاضی]
Car no. 6 is leading. U اتوموبیل شماره 6 ازهمه جلوتر حرکت می کند (درمسابقات )
leading light U عضو مهم
leading lights U چشم و چراغ
leading edge U لبه مقدم
leading lights U عضو مهم
leading light U چشم و چراغ
leading light U شمع محفل
leading point U نقطه نشانه روی
leading nations U ملتهای بزرگ
leading marks U نشانههای هدایت
leading current U شدت پیش افتاده
leading case U نمونه یاسابقه قضائی
leading string U ریسمانی که پیشتر کودکان رابوسیله ان راه رفتن می اموختند
leading article U کالایی که ارزان می فروشندتاخریداران رابکالاهای دیگرجلب کند
leading articles U سرمقاله
leading articles U کالایی که ارزان می فروشندتاخریداران رابکالاهای دیگرجلب کند
leading article U سرمقاله
leading in wire U سیم انشعاب
desired leading U سمت حرکت مطلوب هواپیما یا ناو
desired leading U مسیر مطلوب
leading official U سرداور
leading question U سوال تلقینی
leading edge U لبه حمله
leading edge U اولین لبه کارت پانچ که وارد کارت خوان میشود
leading man U هنرپیشه مرد اول نمایش یافیلم سینمایی
leading line U خط بستن زاویه سبقت به توپ
leading line U خط هدایت هواپیما
leading line U خط هادی
leading lady U ستاره زنی که نقش اول رادرنمایش یا سینما بعهده دارد
leading question U پرسش راهنمایی کننده
leading insurer U بیمه گر اصلی
leading indicators U شاخصهای اساسی شاخصهای پیشرو
leading edge U لبه راهنما
leading edge flap U لبهبرجستهباله
men of light and leading U مردانی که بواسطه قوه رهنمایی صاحب نفوذمیشوند
leading edge tube U لاستیکلبهپیشتاز
leading lady or man U بازیگر عمده
leading edge model U IB سازگار است یک میکروکامپیوتر کم هزینه که با کامپیوتر شخصی
By international standards Germany maintains a leading role. U در معیارهای بین المللی آلمان نقش پیشرو دارد.
blind leading the blind <idiom> U
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com