Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 81 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
launcher/satellite separation
U
جسمشماورماهوارهجدا
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
launcher
U
وسیله پرتاب موشک
launcher
U
پرتاب کننده
launcher
U
حمله کننده وسیله پرتاب
launcher
U
launchingplatform : syn
launcher
U
سکوی پرتاب
launcher
U
سکو پرتاب کننده
decoy launcher
U
سکویپرتابدام
rocket launcher
U
موشک انداز
missile launcher
U
موشک انداز
antitank launcher
U
موشک انداز ضد تانک
rocket launcher
U
سکوی پرتاب موشک
satellite
U
ماهواره قمر مصنویی
satellite
U
کامپیوترکوچک که بخشی ازسیستم بزرگتر است
satellite
U
پیرو
satellite
U
انگل
satellite
U
ماه
satellite
U
قمر مصنوعی
satellite
U
ماهواره اقمار یک کشور یا کشورهای وابسته سیاسی و نظامی
satellite
U
ماهواره
satellite
U
قمر
satellite
U
ترمینال کامپیوتری که خارج شبکه اصلی است
satellite
U
قمر مصنوعی ماهواره
satellite
U
کامپیوتری که کارهایی را تحت کنترل کامپیوتر دیگر انجام میدهد
artificial satellite
U
ماهواره
communication satellite
U
ماهواره مخابراتی
communication satellite
U
اقمارمخابراتی
communications satellite
U
ماهواره ارتباطاتی
communications satellite
U
ماهوارههای مخابراتی
equatorial satellite
U
ماهواره استوایی
foixed satellite
U
ماهواره ثابت
satellite computer
U
کامپیوتر ماهوارهای
wheel satellite
U
ماهوارهای که بصورت دایرهای ساخته شده و معمولابرای پایداری وضعیت یا واردساختن گرانش ساختگی به سرنشینان دوران میکند
satellite communications
U
مخابره ماهوارهای
satellite terminal
U
ترمینالفضاپیما
satellite defense
U
پدافند ضدماهوارهای
satellite defense
U
پدافند ماهوارهای
satellite navigation
U
ناوبری ماهوارهای
satellite processor
U
پردازشگر پیرو
artificial satellite
U
2 satellite : syn
satellite town
U
پیراشهر
artificial satellite
U
قمر مصنوعی
separation
U
جدایی
separation
U
تفکیک
separation
U
طبله جداشدگی
separation
U
جداسازی
separation
U
جداکنی
separation
U
مستقل شدن یکانها
separation
U
از زیر امر خارج شدن
separation
U
جدا کردن
separation
U
جدا شدن
separation
U
انفصال
separation
U
تفکیک متارکه
separation
U
تجزیه
separation
U
تفریق
separation
U
تفکیک کردن
separation
U
دوری
separation
U
متارکه
separation
U
فراق
separation
U
حکم تفرقه ابدان زوجین
separation
U
جدائی
separation
U
عمل جدا کردن
separation zone
U
منطقه حد
separation zone
U
منطقه واسطه حد فاصل یکانها منطقه جداسازی یکانها
vortex separation
U
جداکردن ذرات مختلف از یک سیال توسط نیروهای گریز ازمرکزی مختلف در حرکت حلقوی یا گردابی
stepped up separation
U
حرکت پلهای هواپیماها ارایش پلهای در حرکات هوایی
sieve separation
U
جداسازی دانه ها با الک
volatility separation
U
جداسازی از طریق فراریت
separation method
U
روش جداسازی
altitude separation
U
حد سطوح مبنای ارتفاع
altitude separation
U
اختلاف ارتفاع سطوح مبنای ارتفاع
frequency separation
U
جداسازی فرکانس
color separation
U
تفکیک رنگ
grade separation
U
تقاطع شاهراه یا راه اهن که در ان دو جاده دارای اختلاف سطح از یکدیگر هستند
isotope separation
U
جداسازی ایزوتوپ
dust separation
U
جداسازی گرد و غبار
separation anxiety
U
اضطراب جدایی
separation factor
U
ضریب جداسازی
separation of interfering substances
U
جدا کردن اجسام مزاحم
separation of ownership and control
U
جدائی مالکیت از کنترل جدائی مالکیت از مدیریت
principle of separation of powers
U
اصل تفکیک قوا
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com