English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
large scale integration U مجتمع سازی در مقیاس بزرگ
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
super large scale integration U قط عه
ultra large scale integration U مجتمع سازی در مقیاس ماوراء بزرگ
very large scale integration U قطعه
very large scale integration U مجتمع سازی در مقیاس بسیار بزرگ
Other Matches
wafer scale integration U یک قطعه بزرگ که از مدارهای مجتمع کوچکتر تشکیل شده است که بهم وصل هستند
small scale integration U قطعه
small scale integration U مجتمع سازی در مقیاس کوچک
medium scale integration U مدار مجتمع با دو قطعه
medium scale integration U مجتمع سازی در مقیاس متوسط
large-scale U مقیاس بزرگ
large-scale U در مقیاس بزرگ
large scale U بمقدار زیاد
large scale U نسبتا زیاد بمعیار وسیع
large scale U در مقیاس بزرگ
large-scale U نسبتا زیاد بمعیار وسیع
large-scale U بمقدار زیاد
large scale U مقیاس بزرگ
large scale raid U حمله ناگهانی تعداد زیاد پلیس
large scale computer U سیستم کامپیوتر قوی
sale on a large scale U فروش زیاد
large scale map U نقشه مقیاس بزرگ
large scale computer U که میتواند به حافظه با فرفیت بالا دستیابی داشته باشد و نیز وسایل پشتیبان مثل کاربران چندتایی
large scale production method U روش تولیدانبوه
large scale production method U روش تولیدبه مقیاس وسیع
integration U انجام چندین عمل با هم
integration U یکپارچگی
integration U ائتلاف
integration U مجتمع سازی
integration U یکپارچگی اتحاد عناصر مختلف اجتماع
integration U انضمام
integration U یکی کردن و بهم پیوستن پیوستگی اجزاء
integration U انتگرال گیری
social integration U یکپارچگی اجتماعی
seamless integration U فرایندشامل کردن وسیله بانرم افزارجدیددر سیستم بدون مشکل
personality integration U یکپارچگی شخصیت
integration by parts U انتگرال گیری جز به جز [ریاضی]
integration by parts U انتگرال گیری جز به جز [فیزیک]
horizontal integration U تمرکز افقی
economic integration U همبستگی اقتصادی
radius of integration U شعاع ترکیب عمل جنگ افزارهای معمولی با جنگ افزار اتمی
variable of integration U متغیر انتگرال [ریاضی]
vertical integration U ادغام عمودی
horizontal integration U انضمام افقی
Constant of integration U ثابت انتگرال گیری [ریاضی]
horizontal integration U ادغام افقی
economic integration U یکپارچگی اقتصادی
double integration method U روش انتگرال دوبل
rate integration gyro U ژایرویی با یک درجه ازادی که محور خروجی ان با مایع چسبناکی به محور دوران متصل شده
battery integration end radar display U equipment
battery integration end radar display U وسایل توزیع اتش الکترونیکی پدافند هوایی و رادارهای مربوطه
in large U بمقیاس زیاد
large n U بتفضیل
large n U ازادانه
large n U مفصلا بطور کلی
in large U بمقدار زیاد
large n U ازادی
large n U سر بسته همینطوری
the large one U بزرگه
so large U باین بزرگی
so large U چندان بزرگ بقدری بزرگ
by and large U کلا
by and large <idiom> U روی هم رفته
by and large U رویهمرفته
at large U به طور کلی [معمولا]
large U بزرگ
large U سترگ بسیط
large U وسیع
large U جامع
large U جادار
large U درشت لبریز
large U پهن
large U کامل
large U حجیم
large U هنگفت
to a large extent U زیاد
to a large extent U تا حد زیادی
to a large extent U خیلی
large minded U دارای فکر وسیع
large minded U ادم فهمیده
large minded U متفکر
large minded U ادم فرفیت دار
to set at large U رهاکردن
to set at large U ازاد کردن
large model U مدل حافظه که کد و داده تا کلید بایت جریان دارند ولی اندازه ترکیبی باید از مگابایت کمتر باشد
gentleman at large U قای بیکار
large ship U ناو بزرگ
large sized U بزرگ
gentleman at large U کسیکه وابسته بدرباراست و کار ویژهای ندارد
large leaved U گل بوته
large intestine U قولون روده فراخ
it is unusually large U ازاندازه معمول بزرگتراست
large hande a U دارای دست بگیر گیرنده
statute at large U چاپ قانون به طور کلمه به کلمه از روی متن اصلی
large hande a U دست باز
large detail U جزء بزرگ
large sized a U بزرگ
of a large size U بزرگ
large adv U بیشتر
large adv U زیاد
it is unusually large U فوق العاده بزرگ است
large hande a U حریص
large intestine U معاء غلاظ
large intestine U روده بزرگ
large hearted U نظر بلند
large hearted U سخاوتمند بخشنده
in large quantities U بمقادیرزیاد
in large quantities U خیلی خیلی
large hearted U مساعد
large hearted U همدرد
large handed U دست باز
large aircraft U هواپیمای بزرگ
was grinted in large t. U با حروف درشت چاب
a large car U یک اتومبیل بزرگ
large spread U فاصله گلوله ها راکم کنید
large spread U مروحه خیلی باز است
large ship U کشتی که بیش از 731 مترطول داشته باشد
considerably large U بس بزرگ
set at large U ازاد کردن
large wheel U چرخبزرگ
large white U خوک سفید انگلیسی
set at large U ول کردن
large ship U کشتی بزرگ
large blade U تیغهبزرگ
he inherited a large fortune U دارایی زیادی بمیراث برد دارایی زیادی به او رسید
large chopping knife U ساطور
There he is in the flesh. there he is as large as life. U خودش حی وحاضر است
He left a large fortuue. U ثروت هنگفتی را به ارث (باقی )گذاشت
large detached house U خانهویلایی
very large data base U پایگاه داده بسیار بزرگ
large leaved hybrid petunia U اطلسی دهن اژدر
scale U جدول
scale U مقیاس نقشه
scale U درجه بندی
scale down U کاهش مقیاس
scale U حرکت تعادلی ژیمناستیک کندن فلسهای ماهی
scale U مقیاس کردن
scale U قپان
scale down U به نسبت ثابت
scale down U کاهش
scale down U کاهش تدریجی
scale U درجه
scale U مقیاس
scale up U افزایش
scale up U افزایش به نسبت ثابت
scale up U افزایش مقیاس
scale U ستون درجه رسوب جدار داخلی دیگ بخارناو
scale U شاخص
scale U میزان مقیاس درجه
scale U طبله
scale U طبلک درجه
scale U کار کردن با حجم کوچک یا بزرگ داده
scale U قطعه
m f scale U مقیاس نرینگی- مادینگی
scale U خطکش
scale U ترازو
scale U مقیاس گذاشتن
to scale down U پایین اوردن ومطابق مقیاس قراردادن
to scale up or down U مقیاس چیزیرابزرگتر یاکوچکتر کردن
y scale U در عکس هوایی مایل مقیاسی خطی است که موازی با خط محوراصلی عرضها کشیده میشود
x scale U مقیاس طولی عکس
x scale U در عکس هوایی مایل مقیاس خطی است که موازی با خط افق حقیقی عکس کشیده میشودc
z scale U مقیاس " زی "
scale U ن
two scale U دو مقیاسی
f scale U مقیاس اف
z scale U نوعی مقیاس خطی روی عکس هوایی مورب که برای اندازه گیری ارتفاع اشیاء به کار می رود
scale U نرخ دو مقدار
scale value U ارزش مقیاسی
k scale U مقیاس ک
two scale U دودویی
t scale U مقیاس T
scale U فلس پشم [این عامل اصلی کهنه جلوه نمودن فرش در اثر کنده شدن فلس از سطح پشم در اثر مرور زمان و راه رفتن بر روی فرش می باشد.]
scale U مشابه 8865
scale U کمتریا افزایش نسبت
scale U دسته بندی
scale factor U ضریب مقیاس نقشهای ضریب تبدیل مقیاس نقشه
scale of balance U کپه
scale factor U ضریب مقیاس
scale of preferences U مقیاس رجحانها
stanine scale U مقیاس نه بخشی
scale leaf U برگقطعهای
tempo scale U میزانتمپو
scale of weights U جدول وزنهایی که اسب مسابقه باید تحمل کند
scale of project U وسعت طرح
transfer scale U پایهانتقال
vernier scale U قالبنمایش
scale of project U اندازه طرح
scale of production U مقیاس تولید
scale factor U ضریب اندازه
scale factor U پیمایش
scale factor U مقیاس گذاری
exposure scale U جدول پرتوگیری [عکاسی]
rating scale U مقیاس درجه بندی
scale of preferences U مقیاس برتریها
ration scale U مقیاس نسبتی
ration scale U مقیاس یا مبنای محاسبه جیره غذایی
reasonable scale U مخارج متعارفه
return to scale U بازده نسبت به مقیاس
scale armor U زره پولک دار
scale board U تخته نازک
on a grand scale <adv.> U به مقدار زیاد
on a grand scale <adv.> U در مقیاس بزرگ
At the rate of . On a scale of . U به میزان
range scale U طبله برد مقیاس مسافت جدول مسافت
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com