English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 220 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
large scale U بمقدار زیاد
large scale U نسبتا زیاد بمعیار وسیع
large scale U در مقیاس بزرگ
large scale U مقیاس بزرگ
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
large-scale U بمقدار زیاد
large-scale U نسبتا زیاد بمعیار وسیع
large-scale U در مقیاس بزرگ
large-scale U مقیاس بزرگ
large scale computer U سیستم کامپیوتر قوی
large scale computer U که میتواند به حافظه با فرفیت بالا دستیابی داشته باشد و نیز وسایل پشتیبان مثل کاربران چندتایی
large scale integration U مجتمع سازی در مقیاس بزرگ
large scale map U نقشه مقیاس بزرگ
large scale production method U روش تولیدانبوه
large scale production method U روش تولیدبه مقیاس وسیع
sale on a large scale U فروش زیاد
super large scale integration U قط عه
ultra large scale integration U مجتمع سازی در مقیاس ماوراء بزرگ
very large scale integration U قطعه
very large scale integration U مجتمع سازی در مقیاس بسیار بزرگ
large scale raid U حمله ناگهانی تعداد زیاد پلیس
Other Matches
large U بزرگ
large U سترگ بسیط
large U کامل
large U جامع
large U حجیم
by and large <idiom> U روی هم رفته
at large U به طور کلی [معمولا]
large U هنگفت
so large U باین بزرگی
by and large U رویهمرفته
by and large U کلا
large U درشت لبریز
large U پهن
large U جادار
large n U سر بسته همینطوری
large n U مفصلا بطور کلی
large n U ازادانه
large n U ازادی
so large U چندان بزرگ بقدری بزرگ
the large one U بزرگه
large U وسیع
in large U بمقیاس زیاد
large n U بتفضیل
in large U بمقدار زیاد
set at large U ازاد کردن
to a large extent U زیاد
to set at large U ازاد کردن
to a large extent U تا حد زیادی
to a large extent U خیلی
large adv U بیشتر
to set at large U رهاکردن
large blade U تیغهبزرگ
large wheel U چرخبزرگ
large adv U زیاد
large aircraft U هواپیمای بزرگ
of a large size U بزرگ
large sized a U بزرگ
considerably large U بس بزرگ
in large quantities U بمقادیرزیاد
was grinted in large t. U با حروف درشت چاب
in large quantities U خیلی خیلی
set at large U ول کردن
it is unusually large U فوق العاده بزرگ است
gentleman at large U کسیکه وابسته بدرباراست و کار ویژهای ندارد
it is unusually large U ازاندازه معمول بزرگتراست
large sized U بزرگ
statute at large U چاپ قانون به طور کلمه به کلمه از روی متن اصلی
gentleman at large U قای بیکار
large detail U جزء بزرگ
large white U خوک سفید انگلیسی
large intestine U معاء غلاظ
large leaved U گل بوته
large minded U ادم فرفیت دار
large minded U ادم فهمیده
large minded U متفکر
large ship U ناو بزرگ
large minded U دارای فکر وسیع
large model U مدل حافظه که کد و داده تا کلید بایت جریان دارند ولی اندازه ترکیبی باید از مگابایت کمتر باشد
large ship U کشتی بزرگ
large ship U کشتی که بیش از 731 مترطول داشته باشد
large spread U مروحه خیلی باز است
large spread U فاصله گلوله ها راکم کنید
large intestine U روده بزرگ
large hearted U نظر بلند
large hearted U سخاوتمند بخشنده
large hearted U همدرد
a large car U یک اتومبیل بزرگ
large intestine U قولون روده فراخ
large handed U دست باز
large hande a U حریص
large hande a U دارای دست بگیر گیرنده
large hearted U مساعد
large hande a U دست باز
He left a large fortuue. U ثروت هنگفتی را به ارث (باقی )گذاشت
large chopping knife U ساطور
There he is in the flesh. there he is as large as life. U خودش حی وحاضر است
very large data base U پایگاه داده بسیار بزرگ
he inherited a large fortune U دارایی زیادی بمیراث برد دارایی زیادی به او رسید
large detached house U خانهویلایی
large leaved hybrid petunia U اطلسی دهن اژدر
scale down U کاهش تدریجی
scale down U کاهش
scale down U به نسبت ثابت
scale down U کاهش مقیاس
m f scale U مقیاس نرینگی- مادینگی
scale up U افزایش
k scale U مقیاس ک
to scale up or down U مقیاس چیزیرابزرگتر یاکوچکتر کردن
t scale U مقیاس T
scale value U ارزش مقیاسی
scale up U افزایش مقیاس
scale up U افزایش به نسبت ثابت
f scale U مقیاس اف
to scale down U پایین اوردن ومطابق مقیاس قراردادن
scale U درجه بندی
scale U قپان
scale U ترازو
scale U جدول
scale U ستون درجه رسوب جدار داخلی دیگ بخارناو
scale U شاخص
scale U ن
scale U میزان مقیاس درجه
scale U طبله
scale U طبلک درجه
scale U مقیاس
scale U مقیاس نقشه
scale U فلس پشم [این عامل اصلی کهنه جلوه نمودن فرش در اثر کنده شدن فلس از سطح پشم در اثر مرور زمان و راه رفتن بر روی فرش می باشد.]
scale U دسته بندی
z scale U مقیاس " زی "
scale U حرکت تعادلی ژیمناستیک کندن فلسهای ماهی
scale U مقیاس کردن
scale U قطعه
scale U مشابه 8865
scale U کمتریا افزایش نسبت
scale U نرخ دو مقدار
scale U مقیاس گذاشتن
scale U خطکش
two scale U دودویی
x scale U در عکس هوایی مایل مقیاس خطی است که موازی با خط افق حقیقی عکس کشیده میشودc
two scale U دو مقیاسی
x scale U مقیاس طولی عکس
y scale U در عکس هوایی مایل مقیاسی خطی است که موازی با خط محوراصلی عرضها کشیده میشود
scale U درجه
z scale U نوعی مقیاس خطی روی عکس هوایی مورب که برای اندازه گیری ارتفاع اشیاء به کار می رود
scale U کار کردن با حجم کوچک یا بزرگ داده
product scale U مقیاس فراورده
ration scale U مقیاس نسبتی
tempo scale U میزانتمپو
rating scale U مقیاس درجه بندی
plotting scale U خط کش مختصات
plotting scale U خط کش مسافت یاب
point scale U مقیاس امتیازی
range scale U طبله برد مقیاس مسافت جدول مسافت
precision scale U مقیاس دقیق
range scale U طبله مسافت
psychological scale U مقیاس روانی
plateform scale U قپان سکوب دار
ration scale U مقیاس یا مبنای محاسبه جیره غذایی
scale factor U پیمایش
scale factor U ضریب اندازه
scale factor U ضریب مقیاس نقشهای ضریب تبدیل مقیاس نقشه
scale factor U ضریب مقیاس
scale of preferences U مقیاس برتریها
scale of production U مقیاس تولید
scale of project U اندازه طرح
scale of project U وسعت طرح
scale of weights U جدول وزنهایی که اسب مسابقه باید تحمل کند
scale of balance U کپه
scale board U تخته نازک
scale armor U زره پولک دار
scale of preferences U مقیاس رجحانها
return to scale U بازده نسبت به مقیاس
reasonable scale U مخارج متعارفه
scale factor U مقیاس گذاری
to scale awall U بالارفتن ازدیوار
spectral scale U مقیاس طیفی
windage scale U مقیاس تغییر سمت
windage scale U مقیاس تصحیح سمت دستگاه درجه
site scale U دستگاه تراز توپ
site scale U طبله تراز
sight scale U مقیاس نشانه روی
Richter Scale U میزان ریشتر
sight scale U طبله نشانه روی
splash scale U طبلهای که انحراف ترکش گلوله را از هدف با ان اندازه گیری می کنند
vertical scale U عقربه نشان دهنده میزان صعود هواپیما عقربه صعود مقیاس ارتفاع
to sink in the scale U پایین رفتن
to sink in the scale U در مقام تنزل کردن
to turn the scale U قاطع بودن
the scale preponderates U کفه ترازو پایین میرود
to turn the scale U قطعی بودن
tonal scale U مقیاس صوتی
transverse scale U مقیاس عرضی
temperature scale U مقیاس دما
swan scale U تعادل ژیمناست روی یک پاروی چوب موازنه
Richter Scale U درجهی ریشتر
altitude scale U ارتفاعدیجیتالی
scale leaf U برگقطعهای
transfer scale U پایهانتقال
vernier scale U قالبنمایش
At the rate of . On a scale of . U به میزان
exposure scale U جدول پرتوگیری [عکاسی]
on a grand scale <adv.> U به مقدار زیاد
on a grand scale <adv.> U در مقیاس بزرگ
letter scale U مقیاسنامهها
latitude scale U مقیاسجغرافیایی
aperture scale U دهانهمقیاسدرجه
belly scale U شکمصاف
Celsius scale U درجهیسیلیوس
cine scale U صفحهنشانگر
depth scale U مقیاسعمیق
distance scale U مقیاسمسافت
graduated scale U ترازویدرجهدار
height scale U پایهارتفاع
kitchen scale U ترازویآشپزخانه
stanine scale U مقیاس نه بخشی
grey scale U سایه هایی که از نمایش بخشهای رنگی روی صفحه تک رنگ تولید میشود
elevation scale U طبلک درجه
elevation scale U مقیاس درجه
economies of scale U صرفه جوئیهای مقیاس
economies of scale U صرفه جوئیهای تولید انبوه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com