Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 117 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
it makes a t. difference
U
تفاوت خیلی زیادی نمیکند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
He who makes no mistakes makes nothing .
<proverb>
U
آن کس اشتباه نمى کند که کارى انجام نمى دهد .
difference
U
فرق
I cant see much difference in them.
U
فرق زیادی بین آنها نمی بینم
difference
U
اختلاف دو چیز
difference
U
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
difference
U
تفاضل
difference
U
اختلاف
difference
U
تفاوت
makes
U
حالت
makes
U
ترکیب
makes
U
رسیدن به ساخت
makes
U
پیمودن
makes
U
باعث شدن وادار یا مجبورکردن
makes
U
طرح کردن
makes
U
درست کردن ساختن اماده کردن
makes
U
ساخت ترکیب
What makes you ask that ? Why do you ask ?
U
چطور مگه ؟
What makes you ask that ? Why do you ask ?
U
چطور مگه؟
That makes it even.
U
این به آن در
makes
U
قرار دادن
makes
U
تهیه کردن طرح کردن
makes
U
ساختن
makes
U
بوجود اوردن
makes
U
درست کردن
makes
U
تصنیف کردن
makes
U
خلق کردن
makes
U
باعث شدن
makes
U
واداریامجبور کردن
makes
U
تاسیس کردن
makes
U
گاییدن
makes
U
شبیه
makes
U
نظیر
makes
U
سرشت
makes
U
ساختمان ساخت
phase difference
U
اختلاف مراحل عملیات
potential difference
U
ولتاژ نقوذ یادفیوژن
just noticeable difference
U
جی ان دی
logical difference
U
تفاضل منطقی
phase difference
U
اختلاف فاز
phase difference
U
اختلاف فاز جریان الکتریسیته
potential difference
U
اختلاف پتانسیل
sensed difference
U
تفاوت محسوس
significant difference
U
تفاوت معنادار
symmetric difference
U
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
That's hardly going to make a difference now, is it !
<idiom>
U
این الان که دیگه فرقی نمی کنه
[تفاوتی نداره]
!
[اصطلاح روزمره]
difference equation
U
رابطه بازگشتی
[ریاضی]
make a difference
<idiom>
U
شرایط را عوض کردن
split the difference
<idiom>
U
واریز اختلاف پول
goal difference
U
تفاضلگلدرفوتبال
to split the difference
U
میانه را گرفتن مصالحه کردن
This is only a slight difference.
U
این فقط یک اختلاف جزیی است
just noticeable difference
U
کمترین تفاوت محسوس
it makees no difference
U
فرقی نمیکند
difference in easting
U
اختلاف طول جغرافیایی
difference in northing
U
اختلاف عرض جغرافیایی اختلاف عرض
to split the difference
U
تفاوت میان دو چیز را دو نیم کردن
difference of potential
U
اختلاف پتانسیل
difference tone
U
صورت افتراقی
difference in easting
U
اختلاف طول
difference excess
U
مابه التفاوت
difference equation
U
معادله تفاضلی
difference chart
U
جدول تعیین بر دو سمت توپ
difference chart
U
جدول تعیین سمت و برد نسبی
finite difference
U
تفاضل متناهی
distinction without a difference
U
ترجیح بلا مرجحdistillate
it makees no difference
U
تفاوتی نمیکند
difference of opinions
U
اختلاف نظر
She fabricates them. she makes them up .
U
اینها را از خودش می سازد ( درمی آورد)
Many a little makes a mickle .
U
قطره قطره جمع گرددوانگهی دریا شود
This is more like it. Now this makes sense.
U
حالااین شد یک چیزی
He makes faces.
U
او دهن کجی میکند.
to makes suit
U
در خواست کردن
the person who makes
U
مکره
the person who makes
U
to another force to inorder therat a something do
he makes most noise
U
میکند
one of the makes lawful
U
محلل
he makes most noise
U
او از همه بیشتر صدا یا
see in the past makes saw
U
فعل see در گذشته sawمیشود
the difference between the consecutive terms
U
اختلاف هر دو جمله متوالی
[ریاضی]
contact potential difference
U
اختلاف پتانسیل مجاورتی
color difference signal
U
پیام اختلاف رنگ
electric potential difference
U
اختلاف پتانسیل الکتریکی
set-theoretic difference
U
تفاضل
[مجموعه]
[ریاضی]
magnetic potential difference
U
اختلاف پتانسیل مغناطیسی
It doesnt make any difference to me .
U
برای من فرقی نمی کند (ندارد)
rank difference correlation
U
همبستگی تفاوت رتبه ها
standard error of difference
U
خطای معیار تفاوت
Difference of opinion (in taste).
U
اختلا ف عقیده ( سلیقه )
A fundamental (slight) difference.
U
اختلاف اساسی ( جزئی )
There are many difference between Persian and English .
U
بین زبانهای فارسی وانگلیسی فرق های زیادی وجود دارد
equally appearing difference
U
تفاوتهای یکسان نما
It makes me sick just thinking about it!
U
وقتی که بهش فکر می کنم می خواهم بالا بیاورم!
practice makes perfect
<proverb>
U
کار نیکو کردن از پر کردن است
he makes a living with hispen
U
بانویسندگی گذران میکند
It makes my stomach turn
[over]
.
<idiom>
U
دلم را به هم میزند.
[اصطلاح روزمره]
Now you are talking. That makes sense.
U
حالااین شد یک حرف حسابی
haste makes waste
U
ادم دست پاچه که کارادوبارمیکند
haste makes waste
U
تعجیل موجب تعطیل است
practice makes perfect
U
کارکن تا استاد شوی
What one loses on the swings one makes up on the r.
<proverb>
U
آنچه کسى در بازى تاب از دست مى دهد روى بازى چرخ و فلک بدست مى آورد .
he makes occasional mistakes
U
گاه گاهی اشتباه میکند
practice makes perfect
U
کار نیکو کردن از پر کردن است
he makes rings round them
U
دست انهارا از پشت می بند د
margin of difference of weight in coins
U
حد ترخص
margin of difference of weight in coins
U
حد ترخیص allowance
To break a habit makes one ill.
<proverb>
U
ترک عادت موجب مرض است .
A still tongue makes a wise head.
<proverb>
U
لب بر سخن بستن ,فرزانگى آورد .
It makes ones hair stand on end .
U
موبرتن آدم راست می شود
Training makes the memory absorb more.
U
آموزش
[ورزش حافظه]
باعث می شود که حافظه بیشترجذب کند.
Smoking makes you ill and it is also expensive.
U
سیگار کشیدن شما را بیمار می کند و این همچنین گران است.
He makes a hundred jugs of which not one has a han.
<proverb>
U
صد کوزه بسازد یکى دسته ندارد .
Sea
[mountain]
air makes you hungry.
U
هوای دریایی
[کوهستانی]
گشنگی می آورد.
Absence makes the heart grow fonder.
<proverb>
U
جدایى و دورى , باعث افزایش علاقه و دوستى مى شود.
A happy heart makes a blooming visage.
<proverb>
U
قلب شاد,چهره را بشاش مى سازد .
In the long run fatty food makes your arteries clog up.
U
در دراز مدت مواد غذایی پر چربی باعث گرفتگی رگها می شوند .
early to bed early to rise makes a man healthy wealthy and wise
<proverb>
U
سحرخیز باش تا کامروا باشی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com