English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
isothermal process U پروسه هم دما
isothermal process U تحول در دمای ثابت
isothermal process U تحول همدما
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
isothermal U ایزوترمال
isothermal U نقاط هم حرارت اب دریا
isothermal U هم دما
isothermal atmosphere U اتمسفر همدما
isothermal annealing U بازپخت هم دمایی
isothermal line U خطی که بوسیله ان جاهایی که گرمای متوسط سالیانه انهایکی است
isothermal layer U سطوح هم حرارت اب دریا
isothermal layer U لایههای ایزوترمال
isothermal change U تغییرات هم دما
isothermal holding furnace U کوره هم دمایی
process U روش
process U روند طریقه
process U برنامهای که زمان اجرای دستورات آن در CPU بیشتر از عملیات ورودی و خروجی است
process U ورودی کامپیوتری , توابع خروجی , CPU به همراه حاقظه برنامه
process U و وسایل کنترل و پشتیبانی
process U عمل اوردن
process U انجام دادن کارهایی برای تولید نتیجه
process U تعداد کارهایی که باید انجام شوند تا به هدف رسید
process U نموداری که هر مرحله از توابع کامپیوتری مورد نیاز سیستم را نشان میدهد
process U کنترل خودکار فرآیند توسط کامپیوتر
process U کامپیوتر مخصوص برای کنترل و مدیریت فرآیند
process U که کاملاگ یک فرآیند را بررسی , مدیریت و مرتب می کنند
process U تکلیف به حضور کردن
process U احضار کردن
process U مراحل مختلف چیزی
process U زائده
process U جریان
process U پردازش کردن
process U فرایند
process U فراشد روند
process U فرا گرد
process U بانجام رساندن تمام کردن
process U مراحلی راطی کردن
process U تهیه کردن
process U طرزعمل
process U دوره عمل
process U جریان عمل مرحله
process U پیشرفت تدریجی ومداوم
process U پرورش دادن
process U تقویم کردن تولید کردن
process U مرحله جریان
process U عمل
process U جریان دعوی از مجرای قانون تعقیب کردن
process U جریان کار در دادگاه
process U فرابرد فرابرش
process U تحویل
process U شیوه
process U فراگرد
process U پویش
process U عملکرد
process U تهیه و تولید کردن
process U مرحله
process U روند
process U جریان کار
process chart U نقشه روند کار
process chart U نقشه عملیات
process bound U برنامه عملیاتی و محاسباتی شرایطی که در ان سیستم کامپیوتری توسط سرعت پردازنده محدود میشود
process server U مامور ابلاغ برگهای قانونی
process control U کنترل فرایندها
process control U بررسی فرایند
process control U کنترل فرایند
process conversion U تبدیل فرایند
process of industrialization U فرایند صنعتی شدن
process schizophrenia U اسکیزوفرنیای تکوینی
production process U فرایند تولید
predefined process U فرایند از پیش تعریف شده
photogelatin process U چاپ بوسیله ژلاتین
oxidizing process U فراینداحیاء
manufacture process U فراگرد ساخت
manufacturing process U فرایند ساخت
manufacturing process U پویش ساخت
markov process U فرایند مارکف
mastoid process U زایده پستانی
mental process U فرایند ذهنی
mesne process U مراحل مختلفه و احکام وقرارهای مختلف دادگاه تاپیش از دستور اجرا
mond process U فرایند موند
obolete process U فرایندهای مهجور
output process U فرایند خروجی
oxidizing process U فرایند اکسیداسیون
manufacture process U فرایند ساخت
production process U جریان تولید
trustee process U توقیف
transverse process U زائده جانبی ستون فقرات
the next process is weaving U عمل یا مرحله بعداز بافتن است
styloid process U زائده سهمی
stochastic process U فرایند اتفاقی
steelmaking process U فرایند فولادسازی
solidifying process U پروسه انجماد
solidifying process U مرحله انجماد
tunneling process U فرایند تونل زنی
unionmelt process U فرایند الیرا
process of negotiations U روند مذاکرات
To process and treat something . U چیزی راعمل آوردن
due process U سازمانتامینحقوقوآزادیافراد
spinous process U زائدهخارمانند
ziegler process U فرایند زیگلر
work in process U کالاهای در حال ساخت کالاهائیکه مراحل ساخت رامی گذرانند
word process U ویرایش , ذخیره و تغییر متن با کامپیوتر
solidifying process U روند انجماد جریان انجماد
solidifying process U فرایند انجماد
refining process U فرایند پالایش
refinery process U فرایند کوره پالایش
random process U جریان تصادفی فرایند تصادفی
random process U پویش تصادفی
pultrusion process U فرایند کشش رانی
pterygoid process U زائده نازله عظم وتدی
pterygoid process U زائده نازله استخوان شب پرهای
production process U روند ساخت
remelting process U فرایند ذوب مجدد
remelting process U روش ذوب مجدد
sequential process U فرایند ترتیبی
selective process U فرایند گزینشی
scrubbing process U فرایند شستشو و تصفیه
salpeter process U فرایند سالپیتر
reversal process U جریان معکوس
retread process U تقویت روکش روکش دوباره
retread process U تعمیر مجدد
solution [process] U راه حل
cyclic process U فرایند چرخهای
extrusion process U فرایند چکش کاری
final process U دستور اجرای حکم
fission process U روند انشقاق
fission process U فرایند انشقاق پروسه انشقاق
fixation process U فرایند تثبیت
flow process U جریان انجام کار
flow process U جریان چرخش کار
budget process U مراحل بودجه
fusion process U فرایند ذوب
budget process U فرایند بودجه
bessemer process U فرایند بسمر
background process U فرایندهای پس زمینه
child process U تابع یا برنامهای که توسط برنامههای دیگر فراخوانده می شوند و در حین اجرای برنامه دوم فعال می مانند
cladding process U فرایند پوشش
decision process U فرایند تصمیم
diabatic process U پوسهای در یک سیستم ترمودینامیک که در ان انتقال انرژی بین داخل و خارج سیستم صورت میگیرد
coronoid process U زائده منقاری
direct process U فرایند مستقیم
converting process U فرایند بیرنه
discriminal process U فرایند افتراقی
continuous process U فرایند پیوسته
dissipative process U فرایند اتلافی
duplexing process U فرایند دوپلکس
cleaning process U فرایند شستشو
cladding process U مرحله روکش کاری
batch process U فرایندناپیوسته
batch process U فرایند پیمانهای
gosseneck process U فرایند دوخمی
annealing process U فرایند تابکاری
iterative process U فرایند تکراری
isentropic process U فرایند هم انتروپی
in process of time U بمرور زمان
in process of time U رفته رفته
irreversible process U پردازش که پس از یک بار اجرا قابل برگشت نیست
ecological process U فرایند بوم شناختی
interative process U فرایند تکراری
iterative process U فرآیندی که تکرار میشود تا به شرطی برسد
adiabatic process U فرایند بی دررو
intelligence process U جریان پرورش اطلاعات پرورش اطلاعات
fission process U مرحله انشقاق
historical process U فرایند تاریخی
acid process U فرایند اسیدی
historical process U پویش تاریخی
associative process U فرایند تجمعی
irreversible process U فرایند برگشت ناپذیر
acetate rayon process U فرایند تهیه الیاف استاتی
compression molding process U فرایند قالب گیری تراکمی طریقه قالب گیری تراکمی
shell molding process U فرایند قالب گیری پوستهای
bench scale process U فرایند کارگاهی
vacuum impregnating process U پرسازی در خلاء
basic bessemer process U فرایندقلیایی بسمر
spark cutting process U فرایند برشکاری شعلهای
basic bessemer process U فرایند مقدماتی بسمر
centrifugal casting process U فرایند ریخته گری گریز ازمرکز
The formalities of judicial process. U تشریفات حقوقی وقضایی
centrifugal casting process U طریقه ریخته گری گریز از مرکز
air refining process U فرایند تصفیه با هوا
a key actor in a process U عامل اصلی در روندی
croning molding process U فرایند قالب گیری کرونینگ
roll piercing process U فرایند نوردمایل
roll piercing process U روش نورد مایل
predefined process symbol U علامت فرایند از پیش تعریف شده
predefined process symbol U نماد فرایند از پیش تعریف شده
oxygen steelmaking process U فرایند فولادسازی اکسیژنی
hot dipping process U فرایند اندودکاری
open hearth process U ذوب اهن در کوره رو باز وتبدیل ان بفولاد
military planning process U مراحل طرح ریزی نظامی
metal spraying process U فرایند پاشش فلز
investment castings process U فرایند ریخته گی بسته
lost wax process U ریخته گری با مدلهای مومی
lost wax process U فرایند مدلهای مومی
lins donawitz process U فرایند ال دی
press cast process U فرایند ریخته گری فشاری
primary process thinking U اندیشیدن در فرایند نخستین
lins donawitz process U طریقه ال دی
die casting process U فرایند ریخته گری حدیدهای
direct absorption process U فرایند جذب مستقیم
reciprocating rolling process U فرایند نوردکاری رفت و امدی
due process of the law U تشریفات صحیح قانونی
lead chamber process U فرایند اتاق سربی
electro erosion process U فرایند فرسایش الکتریکی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com