Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
inverse function
U
تابع معکوس
inverse function
U
تابع وارون
inverse function
U
تابع وارون
[ریاضی]
inverse function
U
تابع معکوس
[ریاضی]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
inverse
U
وارونه
inverse
U
عکس
inverse
U
تابع معکوس
[ریاضی]
inverse
U
تابع وارون
[ریاضی]
inverse
U
معکوس
inverse
U
برعکس مقابل
inverse
U
برگشته
inverse
U
قلب
inverse
U
تغییر وضعیت منط قی یک سیگنال یا وسیله به وضعیت مخالف آن
inverse
U
نامعتبر
inverse
U
وارون
inverse
U
واژگونه معکوس
additive inverse
U
وارون افزایشی
quasi inverse
U
شبه وارون
inverse chill
U
سرد کردن داخلی
inverse matrix
U
ماتریس عکس
inverse current
U
جریان ولتاژ معکوس
inverse feedback
U
واخوراند معکوس
inverse element
U
عنصر وارون
inverse ratio
U
نسبت معکوس
inverse relationship
U
ارتباط معکوس
inverse segregation
U
تجزیه وارونه
inverse video
U
تصویر وارون
inverse voltage
U
ولتاژ معکوس
initial inverse voltage
U
ولتاژ معکوس نخستین
inverse ratio or proportion
U
نسبت معکوس
inverse electrode current
U
جریان الکتردی معکوس
high inverse voltage rectifier
U
یکسوکننده با برگشت قوی
peak inverse anode voltage
U
اوج ولتاژ اندی معکوس
inverse photo electric effect
U
اثر برق- نور
neither nor function
U
تابع منط قی که خروجی آن نادرست است اگر ورودی درست باشد
OR function
U
تابع منط قی که وقتی خروجی درست میدهد که یک ورودی درست باشد
OR function
U
پیاده سازی الکترونیکی تابع OR
NOT function
U
تابع معکوس منط قی که وقتی ورودی نادرست باشد خروجی درست خواهد بود
NOT function
U
معادل تابع NAND
NOT function
U
مدار الکترونیکی یا قطعه که تابع NOT را انجام میدهد
NOR function =
U
تابع منط قی که خروجی آن وقتی نادرست است که ورودی درست باشند
NOR function =
U
مدار الکترونیکی یا قطعهای که تابع NOR را انجام میدهد
even function
U
تابع زوج
zero of a function
U
ریشه تابع
[ریاضی]
zero of a function
U
صفر یک تابع
[ریاضی]
function
تابع
[ریاضی]
to function as something
U
به کار رفتن به عنوان چیزی
function
U
کار کردن
function
U
طرزکار تابع
function
U
کد دسوردهی به کامپیوتر که در آن تابع یا شاخهای از برنامه دنبال میشود
function
U
دستور برنامه که اجرا را به یک تابع از پیش تعیین شده می برد یا به یک مجموعه دسورات مرتب نامدار
function
U
مجموعه توابع که توسط یک برنامه قابل استفاده اند
function
U
ماموریت عمل
function
U
عمل کردن کارکردن
function
U
وفیفه داشتن
function
U
ایین رسمی
function
U
فعالیت
function
U
وفیفه عمل کردن
function
U
کارایی
function
U
دستورالعمل
function
U
نقش
function
U
خاصیت وجودی
function
U
عمل
function
U
ایفاء
function
U
سیستم برنامه نویسی که در آن توابع مختلف نام یکسان دارند ولی متفاوتند چون روی نوع دادههای مختلف اجرا می شوند
function
U
وفیفه
function
U
کار
function
U
کارویژه
function
U
پیشه
function
U
کارکرد
function
U
انجام عمل به درستی
function
U
تابع
function
U
لیستی که رابط ه بین دو مجموعه دستورات یا داده را بیان میکند
function
U
مقام
function
U
چاپ کدهایی که یک عمل را کنترل می کنند و نه صرفا نمایش یک حرف
function
U
فرمول ریاضی که یک نتیجه در آن بستگی به اعداد دیگری دارد
function
U
مجموعهای از دستورات برنامه کامپیوتری در برنامه اصلی که کار خاصی را انجام می دهند
function
U
مشخصه مخصوصی در کامپیوتر یا پردازنده لغت
utility function
U
تابع کاربردی
utility function
U
تابع مفید
propositional function
U
امر حسی
trigonometric function
U
تابع مثلثاتی
step function
U
تابع پلکانی
propositional function
U
وفیفه حسی
trial function
U
تابع ازمایشی
predefined function
U
تابع از پیش تعریف شده
preference function
U
تابع رجحان
preference function
U
تابع ترجیح
probability function
U
تابع احتمال
production function
U
تابع تولید
proper function
U
ویژه تابع
proper function
U
مشخصه تابع
transformation function
U
تابع تبدیل
transfer function
U
تابع انتقال
total function
U
تابع کامل
standard function
U
تابع استاندارد
sine function
U
تابع سینوسی
sheffer function
U
تابع شفر
sediment function
U
تابع بده مواد جامع
secondary function
U
کارکرد ثانوی
power function
U
تابع قدرت
saving function
U
صورت مقدار پس انداز درامدشخص
saving function
U
تابع پس انداز
revenue function
U
تابع درامد
state function
U
تابع حالت
step function
U
تابع پلهای
quadratic function
U
تابع درجه دوم
threshold function
U
تابع استانهای
temperature function
U
تابع دما
tax function
U
تابع مالیات
tact function
U
کارکرد نامیدن
supply function
U
تابع عرضه
switching function
U
تابع راه گزین
recursive function
U
تابع بازگشتی
stress function
U
تابع تنش
real function
U
تابع حقیقی
injective function
U
تزریق
smooth function
U
تابع همواری
[ریاضی]
frequency function
U
تابع تکرار
[ریاضی]
continuity of a function
U
پیوستگی تابعی
[ریاضی]
argument
[of a function]
U
متغیر مستقل تابعی
[ریاضی]
root of a function
U
صفر یک تابع
[ریاضی]
root of a function
U
ریشه تابع
[ریاضی]
differentiable function
U
تابع مشتق پذیر
[ریاضی]
argument
[of a function]
U
متغیر مستقل
[ریاضی]
generalized function
U
تابع تعمیم یافته
[ریاضی]
generalized function
U
توزیع
[ریاضی]
arithmetical function
U
تابع حسابی
[ریاضی]
arithmetic function
U
تابع حسابی
[ریاضی]
holomorphic function
U
تابع هولومورفیک
[ریاضی]
transcendental function
U
تابع غیرجبری
[ریاضی]
function selector
U
انتخابگرکارآمد
function keys
U
کلیدهایانجام وفایف
function keys
U
کلیدهاتابع
function display
U
نمایشگرتابع
function button
U
دکمهردیاب
work function
U
تابع کار
work function
U
انرژی ازاد در ترمودینامیک
work function
U
انرژی خروج
well defined function
U
تابع خوش تعریف
well behaved function
U
تابع خوشرفتار
weight function
U
تابع وزنی
function selectors
U
عاملانتخابکننده
linear function
U
نگاشت خطی
[ریاضی]
absolute value function
U
تابع قدر مطلق
[ریاضی]
sine function
U
تابع سینوس
[ریاضی]
cosine function
U
تابع کسینوس
[ریاضی]
trigonometric function
U
تابع های مثلثاتی
[ریاضی]
domain of a function
U
دامنه یک تابع
[ریاضی]
continuous function
U
تابع پیوسته
[ریاضی]
wave function
U
تابع موجی
power function
U
تابع توانی
increasing function
U
تابع صعودی
function key
U
یچی که برای کار خاص یا ترتیبی از دستورالعمل ها انتساب داده شده بود
function key
U
کلید وفیفهای
function invocation
U
احضار تابع
function generator
U
مولد تابع
function generator
U
تابع زا
function codes
U
کدهای کار
function code
U
کد تابع
function code
U
رمز وفیفه نما
external function
U
تابع برونی
exponential function
U
تابع نمایی
exponential function
U
تابع نمائی
function key
U
کلید عملیاتی کلید تابعی
function subprogram
U
ریزبرنامهای که مقدارمنفردی را برمی گرداند
increasing function
U
تابع فزاینده
impluse function
U
تابع ضربهای
implicit function
U
معادله چیزی که حل ان مستلزم حل یک یا چند معادله دیگر باشد
impedance function
U
تابع امپدانس
hyperbolic function
U
تابع هذلولی
hamiltonian function
U
تابع هامیلتونی
hamiltonian function
U
تابع هامیلتون
gibbs function
U
تابع گیبس
generating function
U
تابع زاینده
generating function
U
تابع مولد
function word
U
کلمه دستوری
function types
U
سنخهای کارکردی
function table
U
جدول تابعی
elementary function
U
تابع ابتدایی
ego function
U
کارکرد خود
distribution function
U
تابع توزیع
characteristic function
U
مشخصه تابع
characteristic function
U
ویژه تابع
characteristic function
U
تابع مشخصه
built in function
U
تابع توکار
boolean function
U
تابع بولی
approximation function
U
تابع تقریب
approximating function
U
تابع تقریب
analytical function
U
تابع تحلیلی
allocation function
U
تابع تخصیص
aggregate function
U
عمل جمعی
Ackerman's function
U
تابع بازگشتی برای بررسی توانایی کامپیوتر برای اجرای بازگشت
acid function
U
یون هیدروژن
coincidence function
U
پردازش دو یا چند سیگلنال ورودی و خروجی آنها تابع AND آنها باشند
coincidence function
U
دروازه منط قی که تابع AND منط قی روی سیگنالهای الکتریکی ایجاد میکند
coincidence function
U
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
discriminant function
U
تابع تشخیص
discontinuous function
U
تابع ناپیوسته
density function
U
تابع چگالی
demand function
U
تابع تقاضا
defined function
U
تابع تعریف شده
decreasing function
U
تابع نزولی
decimal function
U
کسر اعشاری
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com