Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 182 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
international council
U
education in forcomputers
international council
U
شورای بین المللی کامپیوتر در اموزش
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
council
U
شورا مجلس
council
U
انجمن
council
U
مشاوره
council
U
شورا
council
U
هیات
council
U
کنکاشگاه
council of physicians
U
شورای پزشکان
council of physicians
U
شورای پزشکی
council ofwar
U
شورای جنگ
council of ministers
U
هیات وزیران
council of ministers
U
شورای وزیران
council of europe
U
ن پیوستند
council of entent
U
ساحل عاج نیجریه و ولتای علیا
council of entent
U
متشکل از جمهوریهای افریقایی داهومی
council ofwar
U
شورای نظامی
council ot ministers
U
هیئت وزراء
town council
U
انجمن شهرداری
county council
U
سازماننافر
town council
U
انجمن شهر
the king in council
U
شورای دولتی باحضوراعلیحضرت
security council
U
یکی از ارکان ششگانه سازمان ملل که 11 عضودارد و وفیفه عمده ان حفظ صلح و امنیت جهانی است
guardian council
U
شورای نگهبان
federal council
U
مجلس دولت متحده
security council
U
شورای حفافتی یکان
council of entent
U
شورای حسن تفاهم
economic council
U
شورای اقتصادی
council chamber
U
انجمن گاه
appoint as one's council
U
وکیل کردن
council of war
U
شورای نظامی
council of war
U
شورای جنگ
Privy Council
U
هیات مشاورین سلطنتی
nordic council
U
فنلاند و نروژ که هدف ان بسط همکاریهای کشورهای اسکاندیناوی درشئون مختلف است
federal council
U
مجلس متحده
nordic council
U
سوئد ایسلند
nordic council
U
شورای اسکاندیناوی مجمع متشکل ازنمایندگان دانمارک
nordic council
U
شورای شمالی
municipal council
U
انجمن شهر
municipal council
U
انجمن شهرداری
legislative council
U
هیئت عالی مقننه در انگلیس مجلس مقننه
appoint as one's council
U
وکالت دادن
council of ministers
U
هیات وزرا
cabinet council
U
جلسه هیات وزیران
bar council
U
هیات مدیره کانون وکلا
parish council
U
شورای محلی
order of council
U
تصمیم هیات مشاورین سلطنتی در غیاب یا بیماری پادشاه یا ملکه
security council
U
شورای امنیت سازمان ملل متحد
security council
U
شورای امنیت
order in council
U
تصویب نامه دولتی
order in council
U
تصمیم هیات مشاورین سلطنتی
borough council
U
انجمن ده
column research council
U
شورای تحقیق بر ستونها
rural district council
U
انجمن محلی زراعی
council of economic advisers
U
شورای مشاوران اقتصادی
economic and social council
U
شورای اقتصادی و اجتماعی یکی از ارکان ششگانه سازمان ملل متحد که وفیفه اش انجام امور اقتصادی واجتماعی و فرهنگی و تربیتی مربوط به سازمان ملل
election supervisory council
U
انجمن نظارت بر انتخابات
election supervisor council
U
انجمن نظارت بر انتخابات
economic and social council
U
به نیابت از طرف مجمع عمومی است
executive council
[of a political party]
U
مجلس اجرائی
[سیاست]
executive council
[of a political party]
U
شورای مجریه
[سیاست]
The City Council has decreed that all dogs must be kept on a leash there.
U
شورای شهر مقرر کرده است که تمام سگ ها باید با افسار بسته شوند .
international
U
مربوط به کشورهای مختلف
international
U
بین الملل انترناسیونال
international
U
بازیگر بین المللی
international
U
وابسته به روابط بین المللی
international
U
بین المللی
international
U
ElectrotechnicalCommission ...کمیسیون الکتریکی جهانی کمیسیون بین المللی مهندسی برق
international master
U
استاد بین المللی شطرنج
international meeting
U
مجمع بین المللی
international migration
U
مهاجرت بین المللی
international practice
U
رویه بین المللی
international practice
U
عرف بین المللی روش جاری بین المللی
international union
U
اتحادیههای بین المللی
international practice
U
طریقه معمول به بین المللی
international treaties
U
عهود بین المللی
international trade
U
تجارت بین الملل
international reserves
U
اندوختههای بین المللی
international reserves
U
ذخائر بین المللی
international union
U
اتحادیه بین المللی
international units
U
واحدهای جهانی برق
International politics.
U
سیاست بین الملل
system international
U
سیستم بین المللی
socialist international
U
بین الملل سوسیالیست انجمن جهانی احزاب سوسیال دمکرات در لندن که به سال 1591 تاسیس یافته است واعضا ان را احزاب سوسیالیست معتدل تشکیل می دهند
short international
U
مسابقهای که هر تیرانداز 03تیر از مسافت 05 متر و 03تیر از مسافت 53 متر و 03تیر از مسافت 52 متر با تیرو کمان می اندازد
by international standards
U
در معیارهای بین المللی
International Modern
U
[سبک مدرن بین المللی در معماری قرن بیست میلادی که اولین بار در آلمان استفاده شد.]
international match
U
مسابقه بین المللی
[ورزش]
international relations
U
رابطهسیاسیبینکشورها
international loans
U
استقراض بین المللی بدهیهای بین المللی
international liquidity
U
نقدینگی بین المللی
international court
U
دادگاه بین المللی
international call
U
سیستم واحدهای الکتریکی بین المللی
international exchange
U
مرکز تلفن بین المللی
international federation
U
فدراسیون بین المللی پردازش اطلاعات
international call
U
مکالمه بین المللی
international finance
U
مالیه بین الملل
international federation
U
processing forinformation
international acts
U
مستندات بین المللی
international acts
U
اسناد بین المللی
international etiquette
U
نزاکت بین المللی
international equilibrium
U
تعادل بین المللی
international coulomb
U
کولن جهانی
international comity
U
نزاکت بین المللی
international classification of
U
طبقه بندی بین المللی بیماریها
international trade
U
تجارت بین المللی
international classification of
U
Diseases
international dualism
U
دوگانگی بین المللی
international custom
U
عرف بین المللی
international economics
U
اقتصاد بین الملل
commodore international, ltd.
U
شرکت بین المللی کمودور
borland international
U
یک شرکت سازنده نرم افزارهای ریزکامپیوتر
international law
U
حقوق بین الملل
international investment
U
سرمایه گذاری بین المللی
international line
U
خط بین المللی
international line
U
خط خارجی
International System of Units
U
دستگاه بین المللی یکاها
international criminal law
U
حقوق جزای بین الملل
international court of justice
U
دیوان دادگستری بین المللی رکن قضایی سازمان ملل متحد که وفیفه اش رسیدگی به دعاوی مطروحه دول عضو علیه یکدیگر است
systeme international d'units
U
دستگاه بین المللی واحدها
subjects of international law
U
اشخاص حقوق بین الملل
international road haulage
U
حمل نقل بار بین المللی بوسیله جاده
convention international de merchandies
U
عهدنامه بین المللی جهت حمل کالا با قطار
bank for international settlements
U
بانک پرداختهای بین المللی
international road transport
U
ترابری بین المللی جاده ای
balance of international payments
U
تراز پرداختهای بین المللی
[as]
compared to international standards
U
در معیارهای بین المللی
international business machine
U
IB
international business machine
U
corporation
international balance of payments
U
تراز پرداختهای بین المللی
international bill of the right of man
U
اعلامیه جهانی حقوق بشر
international singles court
U
زمینبازیانفرادیبینالمللی
International System of Units
U
سامانه متریک
balance of international payment
U
موازنه پرداختهای بین المللی
international chamber of commerce
U
اتاق بازرگانی بین المللی
international law of the sea
U
حقوق بین الملل دریاها
international standard atmosphere
U
اتمسفر استاندارد بین المللی
international standards organization
U
طرح شبکه استاندارد ISO که به صورت لایهای است و هر لایه کار مخصوصی دارد و به سیستمهای مختلف امکان ارتباط میدهد البته در صورتی که مط ابق با استاندارد باشند
international standards organization
U
سازمانی که استانداردها را برای کامپیوترهای مختلف و محصولات شبکه تولید و مرتب میکند
international switching center
U
مرکز سوئیچینگ بین المللی
international system of units
U
سیستم مترک
international system of units
U
دستگاه بین المللی احاد
international standards organization
U
سازمان استانداردهای بین المللی
international table calorie
U
کالری
international gold standard
U
پایه طلای بین المللی
international refugee organization
U
سازمان بین المللی اوارگان
international monetary fund
U
صندوق بین المللی پول
international monetary reserves
U
ذخائر پولی بین المللی
international morse code
U
مورس اروپایی
international organisation for standard
U
موسسه بین المللی استاندارد
international peace force
U
نیروهای حافظ صلح سازمان ملل
international labour organization
U
سازمان بین المللی کار سازمانی که در جوار جامعه ملل تاسیس شد و در سال 6491 به سازمان ملل پیوست و هدف ان بهبودبخشیدن به شرایط کار ازجنبه ها مختلف و حمایت ازکارگران و منافع ایشان میباشد
international telephone circuit
U
خط تلفنی بین المللی
international division of labor
U
تقسیم کار بین المللی
international morse code
U
مورس جهانی
international date line
U
خط موافقتنامه بین المللی
international date line
U
خط بین المللی تغییر تاریخ
international development association
U
مجمع بین المللی توسعه مجمعی است وابسته به بانک جهانی که به منظور کمک به کشورهای توسعه نیافته ایجاد شده است
international economic relations
U
روابط اقتصادی بین المللی
law of international institutions
U
حقوق سازمانهای بین المللی
private international law
U
حقوق بین الملل خصوصی
international demonstration effect
U
اثر نمایشی بین المللی
international file format
U
استاندارد فایلهای فشرده ذخیره شده روی i-LD
public international law
U
حقوق بین الملل عمومی حقوق عام ملل
public international law
U
حقوق بین الملل عمومی
international date line
U
خط تقسیم نیروهای بین المللی
international finance corporation
U
شرکت مالی بین المللی شرکت تاسیس شده به وسیله بانک جهانی که هدفش تشویق و ترویج موسسات تولیدی بخش خصوصی درکشورهای توسعه نیافته است
international atomic energy agency
U
اژانس بین المللی انرژی اتمی
Bank for International Settlements
[BIS]
U
بانک تسویه پرداخت بین المللی
major international road signs
U
عمدهترینعلائمجهانیجاده
International Space Station
[ISS]
U
ایستگاه فضایی بین المللی
international commercial terms (incoterm
U
قراردادهای تجارت بین الملل که بوسیله اتاق بازرگانی بین الملل تهیه شده است
leiter international performance test
U
ازمون عملی بین المللی لایتر
permanent court of international arbitra
U
دیوان دایمی داوری بین المللی
unicef (= united nations international
U
یع کودکان کشورهای توسعه نیافته است
international air transport association
U
اتحادیه بین المللی حمل و نقل هوایی
international commercial terms (incoterm
U
اینکوترمز
To be world famous . To enjoy an international reputation.
U
شهرت جهانی داشتن
The answer to terrorism must be better intelligence and improved international cooperation.
U
پاسخ به تروریسم باید اطلاعات بهتر سازمان مخفی و بهبودی همکاری های بین المللی باشد.
Participation rates are low compared to international standards.
U
میزان مشارکت در مقایسه با استانداردهای بین المللی کم است .
By international standards Germany maintains a leading role.
U
در معیارهای بین المللی آلمان نقش پیشرو دارد.
Economic expert
[A person who is a member of the Advisory Council on the Assessment of Overall Economic Development in Germany]
U
حکیم اقتصادی
[ کسی که عضو شورای کارشناسان برای سنجش توسعه کلی اقتصادی در آلمان است]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com