English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
internal structure U ساختار داخلی
internal structure U ساختمان داخلی سازه داخلی
internal structure U سازه داخلی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
structure U روش منط قی یا مرتب برنامههای اسمبلی
structure U تعدادی تابع مرتبط به هم برای حل مشکلات
structure U سبک
structure U ساختار داده که به هر گره امکان اتصال به گرههای دیگر میدهد
structure U با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
structure U نقشه نصب کابلها در شرکت یا ساختمان بران شبکه ها کامپیوتری و تلفن
structure U زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود
structure U نحوه سازماندهی یا فرمت چیزی
structure U ترتیب دادن یا سازماندهی به روش مشخص
structure U چهارچوب دار [قالی]
structure U پیکره
structure U طریقه
structure U بنیان
structure U پی ریزی کردن ساختار
structure U تشکیلات دادن
structure U بنا
structure U سازمان
structure U ترکیب سبک
structure U ساختمان
structure U ساخت
structure U اساس
structure U ساختار ساخت
structure U سازه
structure U ساختمان اسکلت فلزی
structure U سازمان سازمان دادن
structure U استخوان بندی
structure ساختار
internal U روش نمایش داده و دستورات در CPU یا پشتیبان
internal U نوشتاری که در Rom چاپگر ذخیره شده است
internal U دستوری که بخشی از سیستم عامل است
internal U و نه یک برنامه جداگانه
internal U نمایش حروف در یک سیستم عامل مشخص
internal U عملیات ریاضی ALU
internal U زمانی در سیستم کامپیوتری که تحت کنترل مستقیم اپراتور نیست
internal U درایو دیسک سخت درون پوشش اصلی کامپیوتر
internal U باطن
internal U ناشی ازدرون
internal U باطنی
internal U داخلی
internal U درونی
internal U باطنی ناشی ازدرون
tree structure U ساخت درختی
surface structure U روساخت
tree structure U ساختار درخت
super structure U روسازی
structure of an animal U جانور
structure of an animal U ساختمان
structure chart U نمودار ساختار
static structure U ساخت ایستا
soil structure U ساختمان خاک
simple structure U ساخت ساده
structure factor U عامل ساختار
shell structure U ساختار لایهای
sequence structure U ساختار ترتیبی
selection structure U ساختار گزینشی
shell structure U ساختارپوستهای
tree structure U ساختاردرختی
hoisting structure U چوب بست بالابر
support structure U ساختارپشتیانیکننده
hyperfine structure U ساختار فوق فریف
structure of the biosphere U چرخهزیستکره
infra structure U زیربنا
infra structure U زیر ساخت
infra structure U زیر بنا
ingots structure U ساختار شمش
ingots structure U ساختاربلوری اولیه شمش
institutional structure U ساختار نهادی
intermediate structure U ساختمان داخلی
structure of a plant U ساختمانگیاه
structure of a mushroom U ساختمانقارچ
metal structure U بنیانفلزی
fabric structure U ساختارپارچه
unit structure U استخوانبندی یکان
unit structure U سازمان یکان
hierachical structure U ساختار سلسله مراتبی
ring structure U ساختار حلقهای
molecular structure U ساختار مولکولی
mental structure U ساخت ذهنی
market structure U بنیان بازار
market structure U ساخت بازار
loop structure U ساختار حلقهای
list structure U ساختار لیست
linear structure U ساختار خطی
lewis structure U ساختار لوویس
latent structure U ساخت نهفته
laminated structure U ساختمان متورق
laminated structure U ساختمان لایهای
kekule structure U ساختار ککوله
inverted structure U ساختار معکوس
structure of a poem U سبک یاساختمان شعر
nested structure U ساختار لانهای
network structure U ساختار شبکهای
relational structure U ساختار رابطهای
pyramidal structure U ساختار هرمی
program structure U ساخت برنامه
primary structure U ساختمان اولیه
primary structure U ساختمان اصلی
power structure U ساخت قدرت
population structure U ترکیب جمعیت
population structure U ساخت جمعیت
plex structure U ساختار شبکه یا دادهای که هر گره آن به سایرین وصل است
phrase structure U با ساخت عبارتی
personality structure U ساخت شخصیت
perceptual structure U ساخت ادراکی
pawn structure U ساختار یا اسکلت پیادهای شطرنج
nut structure U ساختمانی که در ان خاکدانه ها کوچک و مکعبی هستند
nonisomorphic structure U ساختارهای ناهمریخت
nuclear structure U ساختار هستهای
tubular structure U ساختمانمیلهای
affect structure U ساخت عاطفه
cartesian structure U ساختار دادهای که اندازه ثابتی دارد و عناصر به صورت خط ی مرتبند
cellular structure U ساختار شبکهای
cellular structure U ساختارسلولی سازه سلولی
class structure U ساخت طبقاتی
vase structure U بافت سه پوده گلدانی [در بعضی از فرش های قرن دهم و یازدهم طرح های گلدانی را بصورت سه پوده می بافتند که دو پود آن پشمی و پود سوم پنبه یا ابریشم بوده است.]
columnar structure U ساختمان ستونی
concrete structure U ساختمان با استخوانبندی بتنی
concrete structure U سازه بتنی
control structure U ساخت کنترل
control structure U ساختار کنترلی
control structure U ساختارکنترل
crystal structure U ساختار بلور
capital structure U بنیان سرمایه
capital structure U ساخت سرمایه
structure [first order] U ساختار [ریاضی]
age structure U ساختار سنی
aircraft structure U ساختمان هواپیما
atomic structure U ساختار اتمی
band structure U ساختار نواری
banded structure U ساختمان نواری
banded structure U ساختارنواری
block structure U ساخت کندهای
block structure U ساختار بلوکی
block structure U ساختمان بلاکی ساختمان کندهای
crystalline structure U ساختار بلوری
crystalline structure U سازه بلوری ساختمان کریستالی
helical structure U ساختار مارپیچی
family structure U ساخت خانواده
file structure U ساخت پرونده
file structure U ساختار فایل
file structure U ساخت پرونده ساختمان فایل
fine structure U ساختار فریف
fine structure U استخوانبندی فریف
force structure U استخوان بندی یکان
force structure U سازمان یکانها
grain structure U ساختار بلوری
algebraic structure U ساختار جبری [ریاضی]
group structure U ساخت گروهی
factor structure U ساختار عاملی
data structure U ساخت داده ها
crystalline structure U ساختاربلورین
data structure U ساختار داده ها
data structure U ساختمان داده ها
database structure U ساختار پایگاه داده ها
decision structure U ساختار تصمیم
deep structure U ژرف ساخت
diamond structure U ساختار الماس
electronic structure U ساختار الکترونی
economic structure U بنیان اقتصادی
economic structure U ساختار اقتصادی
dynamic structure U ساخت پویا
diamond structure U ساختارالماسی
internal secretion U هورمون
internal secretion U ترشح درونی
internal security U تامین داخلی
internal security U امنیت داخلی عملیات ضد شورشی
internal security U امنیت داخلی
internal shield U غلاف داخلی
internal shield U زره درونی زره داخلی
internal sort U مرتب کردن برنامه فقط با استفاده از حافظه اصلی سیستم
internal sort U جور کردن داخلی
internal sort U مرتب کردن درونی
internal ophthalmia U ورم غائرمقله
internal sort U مرتب سازی داخلی
internal ruling U نظامنامه داخلی
internal rhyme U قافیه ماقبل اخر
internal ophthalmia U اماس درونی تخم چشم
internal phase U فاز درونی
internal pole U قطب داخلی
internal power U مصرف داخلی
internal pressure U فشار درونی
internal programme U برنامه داخلی
internal reflection U انعکاس درونی
internal reflector U رفلکتور داخلی
internal report U گزارش داخلی
internal resistance U مقدار مقاومت داخلی
internal resistance U مقاومت داخلی
internal storage U حافظه ی داخلی
internal storage U حافظه داخلی
internal storage U انباره داخلی
internal voltage U ولتاژ داخلی
internal voltage U نیروی الکتروموتوری
internal conception U اندیشه
internal work U کار درونی
internal conception U درک
internal conception U فکر
internal conception U تصور
Internal energy U انرژی درونی [فیزیک]
internal boundary U مرزداخلی
internal vibrator U لرزاننده درونی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com