English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
intermediate frequency sensitivity U حساسیت فرکانس میانی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
intermediate frequency U فرکانس میانی
intermediate frequency U فرکانس میانه
intermediate frequency section U مقطع فرکانس میانی
intermediate frequency stage U طبقه ی فرکانس میانی
intermediate frequency transformer U مبدل بسامد واسطه
intermediate frequency transformer U مبدل فرکانس میانی
intermediate frequency amplifier U فزونساز بسامد واسطه
intermediate frequency amplification U تقویت فرکانس میانی
intermediate frequency amplifier U تقویت کننده فرکانس میانی
intermediate frequency breakdown U شکست فرکانس میانی
intermediate frequency tank circuit U فرکانس میانی
intermediate frequency band filter U صافی باند فرکانس میانی
intermediate frequency tank circuit U مدار تانک
sensitivity U میزان حساسیت
sensitivity U کمترین توان سیگنال درییافتی که برای گیرنده برای تشخیص سیگنال لازم است
sensitivity U حساسیت
sensitivity U حساس بودن به چیزی
k tungsten sensitivity U حساسیت تنگستن در 4582کلوین
measuring sensitivity U حساسیت سنجش
terminal sensitivity U حد بیشینه حساسیت
static sensitivity U حساسیت استاتیک
measuring sensitivity U حساسیت اندازه گیری
sensitivity training U حساسیت اموزی
sensitivity ratio U نسبت حساسیت
sensitivity analysis U تحلیل حساسیت در برنامه ریزی خطی
absolute sensitivity U حساسیت مطلق
dynamic sensitivity U حساسیت دینامیک
protopathic sensitivity U حساسیت ابتدایی
increase in sensitivity U افزایش حساسیت
luminous sensitivity U حساسیت نوری
differential sensitivity U حساسیت افتراقی
thermal sensitivity U حس دما
static luminous sensitivity U حساسیت نوری استاتیک
spectral sensitivity characteristic U مشخصه حساسیت مرئی
sensitivity training group U گروه حساسیت اموزی
notche sensitivity index U ضریب حساسیت در مقابل شیار
dynamic luminous sensitivity U حساسیت نوری دینامیک
current sensitivity of a crystal rectifi U حساسیت یکسوکننده بلورین
intermediate U فضای حافظه که زمان دستیابی بین حافظه اصلی و سیستم مبتنی بر دیسک دارد
intermediate U مجموعه رکوردهایی که حاوی دادههای پردازش شده هستند که در زمان دیگری برای تکمیل کار استفاده می شوند
intermediate U طبقه میانی
intermediate U router یا وسیله دیگری که شبکه یا کاربر را به اینترنت وصل میکند
intermediate U پروتکل OSI که امکان انتقال داده بین router ها را فراهم میکند
intermediate U فضای موقت حافظه برای موضوعاتی که پردازش می شوند
intermediate U کد یک کامپیوتر یا اسمبلر در حین ترجمه کد سطح بالا به کد ماشین
intermediate U آنچه در یک طبقه بین دو طبقه دیگر است
intermediate U عضو میانی
intermediate U در میان واقع شونده
intermediate U میانه
intermediate U متوسط
intermediate U درمیان اینده مداخله کننده
intermediate U واسطه
intermediate U میانجی
intermediate U میانین
intermediate hurdle U مانع متوسط
intermediate contingency U قدرت موتور توربوشفت پایین تر از سطح اضطراری که معمولا برای مدت 03 دقیقه مجاز میباشد
intermediate contour U میزان منحنی واسطه
intermediate hurdler U دونده دو 004 متر با مانع
intermediate contrast U تغایر متوسط
intermediate coupling U پیوست واسطه
intermediate exchange U مرکز
intermediate hurdles U مسابقه دو 004 متر با مانع
intermediate image U تصویر میانی
intermediate lampholder U سر پیچ متوسط
intermediate layer U لایه میانی
intermediate exchange U واسطه
intermediate contact U کنتاکت واسطه
intermediate contact U کنتاکت میانی
intermediate amplifier U تقویت کننده میانی
intermediate repeater U تقویت کننده میانی
intermediate temperature U درجه حرارت متوسط
intermediate anneal U التهاب میانی
intermediate area U منطقه واسطه دیدبانی رادار منطقهای به عمق 2 تا 01هزار متر در جلوی لشگر
intermediate fuse U فیوز میانی
intermediate complex U کمپلکس واسطه
intermediate goods U کالاهای واسطهای
intermediate goods U کالاهای واسطه
intermediate grid U شبکه کمکی
intermediate compound U ترکیب واسطه
intermediate grid U شبکه واسطه
intermediate field U میدان میانی
intermediate layer U قشر واسطه
intermediate objective U هدف واسطه
intermediate range U سلاح برد متوسط
intermediate switch U کلید صلیبی
intermediate structure U ساختمان داخلی
intermediate storage U انباره واسط
intermediate stock U کالاهای نیمه تمام
intermediate stock U موجودی کالاهای درحال ساخت
intermediate sight U توسط دید عقب و جلو یک نقطه در نقشه برداری
intermediate product U محصول نیم ساخته
intermediate scale U نقشه مقیاس متوسط
intermediate reaction U واکنش واسطه
intermediate product U محصول واسطه
intermediate product U فراورده واسطه
intermediate temperature U درجه حرارت میانی
intermediate terminal U ترمینال میانی
intermediate office U مرکز میانی
intermediate field U میدان واسطه
intermediate oscillation U نوسان میانی
intermediate phase U فاز میانی
intermediate plate U صفحه میانی
intermediate points U جهات میانی
intermediate pressure U فشار متوسط
intermediate zone U ناحیه ی میانی
intermediate world U عالم برزخ
intermediate transmitter U فرستنده میانی
intermediate transmitter U فرستنده واسطه
intermediate transformer U مبدل یا ترانسفورماتور میانی
intermediate range U با شعاع عمل متوسط شعاع عمل متوسط
intermediate band U باند میانی
intermediate link U حلقه میانی
intermediate approach U مسیر تقرب فرعی
intermediate distribution frame U مقسم میانی
intermediate power transistor U ترانزیستور با قدرت متوسط
reactive intermediate species U گونههای واسطهای واکنش پذیر
intermediate roll stand U مقام نورد میانی
intermediate aperiodic circuit U مدار میانی اپریودیک
intermediate booster station U ایستگاهواسطهایپرفشاربرق
insulated intermediate layer U لایه میانی عایق
intermediate high voltage line U خط فشار متوسط
intermediate type submarine cable U کابل ساحلی
intermediate range ballistic missile U موشک بالستیک میان برد
frequency U تعداد سیکل ها یا دوره زمانی از حالت موج با قاعده که در هر ثانیه تکرار می شوند
frequency U فرکانس ساعت اصلی که سیستم را یکسان میکند
frequency U انتساب یک عدد از سیگنالهای مختلف به فرکانسهای مختلف یا سیگنالهای زیادی روی یک کانال ارسال شوند
frequency U تعداد دفعاتی که اشعه تصویر ردیف افقی پیکس ها را اسکن میکند
frequency U تکرار
frequency U فرکانس تناوب
frequency U فراوانی
frequency U فرکانس
frequency U زمان تناوب زمان تکرار تناوب عمل
frequency U تعداد پریودها پریودیسیته وفور
frequency U فراوانی تردد
frequency U بسامد
frequency U تواتر
frequency U کثرت وقوع
high frequency U فرکانس بالا
high frequency U فرکانس رادیویی بین 3 تا 03مگاهرتز مورد استفاده درمخابرات هوا به دریا
idle frequency U فرکانس بی باری
image frequency U فرکانس تصویر
impluse frequency U فرکانس پولز
impluse frequency U فرکانس پالس
hum frequency U فرکانس اغتشاشات صوتی
impluse frequency U فرکانس ضربان
industrial frequency U فرکانس صنعتی
inermediate frequency U بسامد واسطه
infrasonic frequency U فرکانس مادون صوت
frequency triplication U تریپلاژ فرکانس
input frequency U فرکانس اولیه
input frequency U فرکانس ورودی
high frequency U بسامد بالا
high frequency U پربسامد
frequency spectrum U بیناب فرکانس
frequency stability U پایداری فرکانس
frequency stabilization U پایدار نمودن فرکانس
frequency tripler U دستگاه سه برابرکننده فرکانس
frequency stabilizer U پایدارکننده فرکانس
frequency standard U استاندارد فرکانس
frequency synthesizer U ترکیب یا تلفیق کننده فرکانس
frequency table U جدول بسامد
frequency tolerance U میزان تغییر مجاز فرکانس
frequency transformer U مبدل یا ترانسفورماتورفرکانس
frequency tuning U تنظیم فرکانس
frequency variation U تغییر یا نوسان فرکانس
fundamental frequency U بسامد اصلی
group frequency U بسامد گروهی
high frequency U دارای فرکانس با تکرار زیاد امواج پر فرکانس
instantaneous frequency U مقدار لحظهای فرکانس فرکانس لحظهای
telephone frequency U فرکانس صحبت
telephone frequency U بسامه تلفنی
telegraphic frequency U فرکانس تلگرافی
sound frequency U بسامد صوتی
sonic frequency U بسامد صوتی
resting frequency U بسامد سکوت
relative frequency U بسامد نسبی
radian frequency U فرکانس زاویهای
radio frequency U قطعه الکترومغناطیسی با محدوده فرکانس بین کیلوهرتز و گیگا هرتز
radio frequency U فرکانس بالا
radio frequency U فرکانس رادیویی
picture frequency U فرکانس تصویر
theoretical frequency U بسامد نظری
thershold frequency U بسامد استانه
threshold frequency U بسامد استانه
frequency function U تابع تکرار [ریاضی]
word frequency U بسامد واژگانی
wave frequency U بسامد موج
voice frequency U بسامد صدایی
video frequency U فرکانس ویدئو
video frequency U بسامد ویدئو
vibrational frequency U بسامد ارتعاش
very low frequency U فرکانس خیلی کم در ارتفاع خیلی پایین
very high frequency U فرکانس خیلی زیاد
ultrahigh frequency U ابرفرکانس
ultrahigh frequency U فرکانس فوق العاده زیاد
ultrahigh frequency U بسامد ماوراء زیاد
picture frequency U بسامد تصویر
observed frequency U بسامد مشاهده شده
low frequency U فرکانس پایین
low frequency U فرکانس کم
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com