English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
intermediate frequency amplification U تقویت فرکانس میانی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
high frequency amplification U تقویت فرکانس بالا
high frequency amplification stag U طبقه تقویت فرکانس بالا
intermediate frequency U فرکانس میانی
intermediate frequency U فرکانس میانه
intermediate frequency amplifier U فزونساز بسامد واسطه
intermediate frequency amplifier U تقویت کننده فرکانس میانی
intermediate frequency breakdown U شکست فرکانس میانی
intermediate frequency section U مقطع فرکانس میانی
intermediate frequency sensitivity U حساسیت فرکانس میانی
intermediate frequency stage U طبقه ی فرکانس میانی
intermediate frequency transformer U مبدل فرکانس میانی
intermediate frequency transformer U مبدل بسامد واسطه
intermediate frequency band filter U صافی باند فرکانس میانی
intermediate frequency tank circuit U فرکانس میانی
intermediate frequency tank circuit U مدار تانک
amplification U فزونسازی
amplification U بسط
amplification U توسعه
amplification U افزایش
amplification U تقویت
amplification U فزون سازی
amplification U روش گسترشی
amplification U توسعه تقویت
amplification U نرخ قدرت سیگنال خروجی به ورودی
amplification factor U ضریب فرون سازی
amplification factor U ضریب تشدیدکننده
amplification factor U ضریب تقویت
voltage amplification U تقویت ولتاژ
voltage amplification U فزون سازی ولت
light amplification U تقویت نور
gas amplification U تقویت گاز
coefficient amplification U ضریب تقویت
critical amplification U تقویت بحرانی
voltage amplification factor U ضریب تقویت ولتاژ
amplification of seismic waves U تقویتکنندهامواجمتزلزل
gas amplification factor U ضریب فزون سازی گاز
laser [light amplification by stimulated emission of radiation] U لیزر [تقویت نور به روش گسیل القایی تابش] [فیزیک]
intermediate U میانین
intermediate U عضو میانی
intermediate U طبقه میانی
intermediate U مجموعه رکوردهایی که حاوی دادههای پردازش شده هستند که در زمان دیگری برای تکمیل کار استفاده می شوند
intermediate U فضای حافظه که زمان دستیابی بین حافظه اصلی و سیستم مبتنی بر دیسک دارد
intermediate U router یا وسیله دیگری که شبکه یا کاربر را به اینترنت وصل میکند
intermediate U پروتکل OSI که امکان انتقال داده بین router ها را فراهم میکند
intermediate U فضای موقت حافظه برای موضوعاتی که پردازش می شوند
intermediate U آنچه در یک طبقه بین دو طبقه دیگر است
intermediate U میانجی
intermediate U واسطه
intermediate U در میان واقع شونده
intermediate U درمیان اینده مداخله کننده
intermediate U میانه
intermediate U کد یک کامپیوتر یا اسمبلر در حین ترجمه کد سطح بالا به کد ماشین
intermediate U متوسط
intermediate zone U ناحیه ی میانی
intermediate exchange U مرکز
intermediate field U میدان واسطه
intermediate coupling U پیوست واسطه
intermediate fuse U فیوز میانی
intermediate world U عالم برزخ
intermediate goods U کالاهای واسطهای
intermediate transmitter U فرستنده میانی
intermediate transmitter U فرستنده واسطه
intermediate transformer U مبدل یا ترانسفورماتور میانی
intermediate terminal U ترمینال میانی
intermediate temperature U درجه حرارت متوسط
intermediate contrast U تغایر متوسط
intermediate band U باند میانی
intermediate amplifier U تقویت کننده میانی
intermediate repeater U تقویت کننده میانی
intermediate anneal U التهاب میانی
intermediate area U منطقه واسطه دیدبانی رادار منطقهای به عمق 2 تا 01هزار متر در جلوی لشگر
intermediate complex U کمپلکس واسطه
intermediate compound U ترکیب واسطه
intermediate contact U کنتاکت میانی
intermediate field U میدان میانی
intermediate contact U کنتاکت واسطه
intermediate contingency U قدرت موتور توربوشفت پایین تر از سطح اضطراری که معمولا برای مدت 03 دقیقه مجاز میباشد
intermediate contour U میزان منحنی واسطه
intermediate temperature U درجه حرارت میانی
intermediate goods U کالاهای واسطه
intermediate switch U کلید صلیبی
intermediate range U با شعاع عمل متوسط شعاع عمل متوسط
intermediate range U سلاح برد متوسط
intermediate product U فراورده واسطه
intermediate product U محصول واسطه
intermediate layer U لایه میانی
intermediate link U حلقه میانی
intermediate exchange U واسطه
intermediate office U مرکز میانی
intermediate oscillation U نوسان میانی
intermediate phase U فاز میانی
intermediate plate U صفحه میانی
intermediate points U جهات میانی
intermediate objective U هدف واسطه
intermediate lampholder U سر پیچ متوسط
intermediate structure U ساختمان داخلی
intermediate storage U انباره واسط
intermediate stock U کالاهای نیمه تمام
intermediate stock U موجودی کالاهای درحال ساخت
intermediate sight U توسط دید عقب و جلو یک نقطه در نقشه برداری
intermediate grid U شبکه کمکی
intermediate grid U شبکه واسطه
intermediate hurdle U مانع متوسط
intermediate scale U نقشه مقیاس متوسط
intermediate reaction U واکنش واسطه
intermediate hurdler U دونده دو 004 متر با مانع
intermediate hurdles U مسابقه دو 004 متر با مانع
intermediate pressure U فشار متوسط
intermediate layer U قشر واسطه
intermediate image U تصویر میانی
intermediate product U محصول نیم ساخته
intermediate approach U مسیر تقرب فرعی
reactive intermediate species U گونههای واسطهای واکنش پذیر
intermediate booster station U ایستگاهواسطهایپرفشاربرق
intermediate distribution frame U مقسم میانی
intermediate aperiodic circuit U مدار میانی اپریودیک
intermediate roll stand U مقام نورد میانی
insulated intermediate layer U لایه میانی عایق
intermediate power transistor U ترانزیستور با قدرت متوسط
intermediate range ballistic missile U موشک بالستیک میان برد
intermediate type submarine cable U کابل ساحلی
intermediate high voltage line U خط فشار متوسط
frequency U انتساب یک عدد از سیگنالهای مختلف به فرکانسهای مختلف یا سیگنالهای زیادی روی یک کانال ارسال شوند
frequency U تعداد سیکل ها یا دوره زمانی از حالت موج با قاعده که در هر ثانیه تکرار می شوند
frequency U تعداد دفعاتی که اشعه تصویر ردیف افقی پیکس ها را اسکن میکند
frequency U زمان تناوب زمان تکرار تناوب عمل
frequency U فراوانی
frequency U فرکانس تناوب
frequency U تکرار
frequency U فرکانس
frequency U تعداد پریودها پریودیسیته وفور
frequency U تواتر
frequency U بسامد
frequency U فراوانی تردد
frequency U کثرت وقوع
frequency U فرکانس ساعت اصلی که سیستم را یکسان میکند
input frequency U فرکانس ورودی
high frequency U فرکانس رادیویی بین 3 تا 03مگاهرتز مورد استفاده درمخابرات هوا به دریا
high frequency U فرکانس بالا
hum frequency U فرکانس اغتشاشات صوتی
idle frequency U فرکانس بی باری
image frequency U فرکانس تصویر
frequency spectrum U بیناب فرکانس
impluse frequency U فرکانس پالس
input frequency U فرکانس اولیه
impluse frequency U فرکانس پولز
impluse frequency U فرکانس ضربان
industrial frequency U فرکانس صنعتی
inermediate frequency U بسامد واسطه
instantaneous frequency U مقدار لحظهای فرکانس فرکانس لحظهای
high frequency U پربسامد
high frequency U دارای فرکانس با تکرار زیاد امواج پر فرکانس
group frequency U بسامد گروهی
frequency sweep U انحراف یا شیفت فرکانس
frequency spectrum U طیف فرکانس
frequency stability U پایداری فرکانس
frequency tolerance U میزان تغییر مجاز فرکانس
frequency stabilization U پایدار نمودن فرکانس
frequency stabilizer U پایدارکننده فرکانس
frequency standard U استاندارد فرکانس
frequency synthesizer U ترکیب یا تلفیق کننده فرکانس
frequency table U جدول بسامد
frequency transformer U مبدل یا ترانسفورماتورفرکانس
high frequency U بسامد بالا
frequency tripler U دستگاه سه برابرکننده فرکانس
frequency triplication U تریپلاژ فرکانس
frequency tuning U تنظیم فرکانس
frequency variation U تغییر یا نوسان فرکانس
fundamental frequency U بسامد اصلی
infrasonic frequency U فرکانس مادون صوت
telephone frequency U فرکانس صحبت
telephone frequency U بسامه تلفنی
telegraphic frequency U فرکانس تلگرافی
sound frequency U بسامد صوتی
resting frequency U بسامد سکوت
resonant frequency U بسامد همنوا
relative frequency U بسامد نسبی
radian frequency U فرکانس زاویهای
radio frequency U قطعه الکترومغناطیسی با محدوده فرکانس بین کیلوهرتز و گیگا هرتز
radio frequency U فرکانس بالا
radio frequency U فرکانس رادیویی
picture frequency U فرکانس تصویر
theoretical frequency U بسامد نظری
thershold frequency U بسامد استانه
threshold frequency U بسامد استانه
frequency function U تابع تکرار [ریاضی]
word frequency U بسامد واژگانی
wave frequency U بسامد موج
voice frequency U بسامد صدایی
video frequency U فرکانس ویدئو
video frequency U بسامد ویدئو
vibrational frequency U بسامد ارتعاش
very low frequency U فرکانس خیلی کم در ارتفاع خیلی پایین
very high frequency U فرکانس خیلی زیاد
ultrahigh frequency U ابرفرکانس
ultrahigh frequency U فرکانس فوق العاده زیاد
ultrahigh frequency U بسامد ماوراء زیاد
picture frequency U بسامد تصویر
observed frequency U بسامد مشاهده شده
low frequency U فرکانس پایین
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com