Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 132 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
intermediate contrast
U
تغایر متوسط
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
contrast
U
فیلتری که روی صفحه نمایش می گذارند تا جذب نور را بیشتر کنند و از ناراحتی چشم جلوگیری کند
contrast
U
دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrast
U
تفاوت بین سیاه و سفید یا بین رنگها
contrast
U
بررسی تفاوتهای دو مجموعه اطلاعات
contrast
U
هم سنجی
to contrast
[with]
U
مقایسه کردن با
[برابرکردن برای مقایسه]
in contrast with
U
دربرابر
in contrast with
U
درمقابل
contrast
U
اختلاف شدت فروزندگی بین اجزاء مختلف یک عکس
contrast
U
زمینه طرح و سایه
contrast
U
مغایرت
contrast
U
برابرکردن
contrast
U
تباین
contrast
U
مقابله
contrast
U
تقابل کنتراست
contrast
U
مقایسه کردن
contrast
U
تقابل
contrast
U
رنگ زمینه
expanded contrast
U
تنظیم کنتراست
contrast x ray
U
پرتونگاری تقابلی
image contrast
U
کنتراست تصویر
brightness contrast
U
تقابل درخشندگی
color contrast
U
تضاد رنگی در زمینه فرش
chromatic contrast
U
تقابل فامی
contrast control
U
پیچ تباین
high contrast
U
تغایر عالی
high contrast
U
تغایر بالا
contrast enhancement
U
توسعه تشخیص سایه روشن
image contrast
U
درجه خاکستری تصویر
increase of contrast
U
افزایش کنتراست
high contrast developer
U
دستگاه فهور با تغایر بالا
They are as different as chalk from cheese . what a contrast !
U
این کجا وآن کجا !
high contrast image
U
تصویر با تغایر عالی
intermediate
U
آنچه در یک طبقه بین دو طبقه دیگر است
intermediate
U
کد یک کامپیوتر یا اسمبلر در حین ترجمه کد سطح بالا به کد ماشین
intermediate
U
درمیان اینده مداخله کننده
intermediate
U
در میان واقع شونده
intermediate
U
واسطه
intermediate
U
متوسط
intermediate
U
میانجی
intermediate
U
میانین
intermediate
U
عضو میانی
intermediate
U
فضای موقت حافظه برای موضوعاتی که پردازش می شوند
intermediate
U
پروتکل OSI که امکان انتقال داده بین router ها را فراهم میکند
intermediate
U
router یا وسیله دیگری که شبکه یا کاربر را به اینترنت وصل میکند
intermediate
U
فضای حافظه که زمان دستیابی بین حافظه اصلی و سیستم مبتنی بر دیسک دارد
intermediate
U
مجموعه رکوردهایی که حاوی دادههای پردازش شده هستند که در زمان دیگری برای تکمیل کار استفاده می شوند
intermediate
U
طبقه میانی
intermediate
U
میانه
intermediate sight
U
توسط دید عقب و جلو یک نقطه در نقشه برداری
intermediate plate
U
صفحه میانی
intermediate points
U
جهات میانی
intermediate pressure
U
فشار متوسط
intermediate product
U
محصول نیم ساخته
intermediate product
U
محصول واسطه
intermediate oscillation
U
نوسان میانی
intermediate office
U
مرکز میانی
intermediate objective
U
هدف واسطه
intermediate hurdle
U
مانع متوسط
intermediate hurdler
U
دونده دو 004 متر با مانع
intermediate hurdles
U
مسابقه دو 004 متر با مانع
intermediate image
U
تصویر میانی
intermediate lampholder
U
سر پیچ متوسط
intermediate layer
U
لایه میانی
intermediate layer
U
قشر واسطه
intermediate link
U
حلقه میانی
intermediate product
U
فراورده واسطه
intermediate range
U
سلاح برد متوسط
intermediate zone
U
ناحیه ی میانی
intermediate world
U
عالم برزخ
intermediate transmitter
U
فرستنده میانی
intermediate transmitter
U
فرستنده واسطه
intermediate transformer
U
مبدل یا ترانسفورماتور میانی
intermediate terminal
U
ترمینال میانی
intermediate temperature
U
درجه حرارت میانی
intermediate temperature
U
درجه حرارت متوسط
intermediate switch
U
کلید صلیبی
intermediate structure
U
ساختمان داخلی
intermediate storage
U
انباره واسط
intermediate stock
U
کالاهای نیمه تمام
intermediate stock
U
موجودی کالاهای درحال ساخت
intermediate scale
U
نقشه مقیاس متوسط
intermediate reaction
U
واکنش واسطه
intermediate range
U
با شعاع عمل متوسط شعاع عمل متوسط
intermediate phase
U
فاز میانی
intermediate fuse
U
فیوز میانی
intermediate complex
U
کمپلکس واسطه
intermediate compound
U
ترکیب واسطه
intermediate contact
U
کنتاکت میانی
intermediate coupling
U
پیوست واسطه
intermediate frequency
U
فرکانس میانی
intermediate frequency
U
فرکانس میانه
intermediate contact
U
کنتاکت واسطه
intermediate field
U
میدان واسطه
intermediate contingency
U
قدرت موتور توربوشفت پایین تر از سطح اضطراری که معمولا برای مدت 03 دقیقه مجاز میباشد
intermediate field
U
میدان میانی
intermediate exchange
U
واسطه
intermediate exchange
U
مرکز
intermediate area
U
منطقه واسطه دیدبانی رادار منطقهای به عمق 2 تا 01هزار متر در جلوی لشگر
intermediate approach
U
مسیر تقرب فرعی
intermediate grid
U
شبکه واسطه
intermediate grid
U
شبکه کمکی
intermediate goods
U
کالاهای واسطه
intermediate goods
U
کالاهای واسطهای
intermediate band
U
باند میانی
intermediate amplifier
U
تقویت کننده میانی
intermediate repeater
U
تقویت کننده میانی
intermediate anneal
U
التهاب میانی
intermediate contour
U
میزان منحنی واسطه
insulated intermediate layer
U
لایه میانی عایق
intermediate booster station
U
ایستگاهواسطهایپرفشاربرق
reactive intermediate species
U
گونههای واسطهای واکنش پذیر
intermediate aperiodic circuit
U
مدار میانی اپریودیک
intermediate frequency amplification
U
تقویت فرکانس میانی
intermediate distribution frame
U
مقسم میانی
intermediate frequency transformer
U
مبدل فرکانس میانی
intermediate frequency transformer
U
مبدل بسامد واسطه
intermediate frequency sensitivity
U
حساسیت فرکانس میانی
intermediate frequency section
U
مقطع فرکانس میانی
intermediate frequency stage
U
طبقه ی فرکانس میانی
intermediate frequency breakdown
U
شکست فرکانس میانی
intermediate power transistor
U
ترانزیستور با قدرت متوسط
intermediate roll stand
U
مقام نورد میانی
intermediate frequency amplifier
U
تقویت کننده فرکانس میانی
intermediate frequency amplifier
U
فزونساز بسامد واسطه
intermediate range ballistic missile
U
موشک بالستیک میان برد
intermediate frequency tank circuit
U
فرکانس میانی
intermediate frequency tank circuit
U
مدار تانک
intermediate high voltage line
U
خط فشار متوسط
intermediate frequency band filter
U
صافی باند فرکانس میانی
intermediate type submarine cable
U
کابل ساحلی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com