Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 133 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
intelligent building
U
[ساختمانی با سرویس هوشمند]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
intelligent terminal
U
ترمینال هوشمند
intelligent language
U
زبان هوشمند
She is quite intelligent for her age .
U
نسبت به سنش با هوش است
She is an intelligent ( a rational ) person .
U
آدم چیز فهمی است
building
U
ساختمان
building
U
بنا
building
U
عمارت دیسمان
to found a building
U
عمارتی برپاکردن
tower building
U
ساختمان برجی
to plan a building
U
عمارتی راطرح ریزی کردن
to plan a building
U
نقشه ساختمانی را کشیدن یاطرح کردن
containment building
U
ساختمانمحدودشده
reactor building
U
ساختمانرآکتور
service building
U
ساختمانسرویس
administrative building
U
ساختماناداری
slab building
U
ساختلوح
turbine building
U
ساختمانتوربین
building society
U
شرکتوام دهندهمسکن
the interior of a building
U
اندرون عمارت
situation of a building
U
وضع قرارگرفتن بنا
situation of a building
U
موقعیت ساختمان
house building
U
ساختمان مسکونی
industrial building
U
ساختمان صنعتی
industrial building
U
بنای صنعتی
to found a building
U
ساختمانی بینادکردن
machine building
U
ماشین سازی
main building
U
ساختمان اصلی
model building
U
الگوسازی
to shift to the new building
U
اسباب کشی کردن
nest building
U
لانه سازی
office building
U
ساختمان اداری
public building
U
بنای همگانی
ship building
U
کشتی سازی
site building
U
زمین زیربنا
site building
U
زمین ساختمانی
home building
U
ساختمان مسکونی
sick building
U
اشارهبهساختمانهایمدرن
They bombarded the building.
U
ساختمان رابه توپ بستند
to break into a building
U
با زور
[و غیر قانونی]
وارد ساختمانی شدن
building contractor
U
پیمانکار ساختمان
[اقتصاد]
The building is in ruins .
U
ساختمان خراب است
building line
U
خط کناری ساختمان
Industrialized building
U
[تکنیک ساخت و معماری ساختمان های صنعتی پیش ساخته]
to tear down a building
U
خراب کردن ساختمانی
to pull down a building
U
خراب کردن ساختمانی
to demolish a building
U
خراب کردن ساختمانی
to tear down a building
U
متلاشی کردن ساختمانی
to pull down a building
U
متلاشی کردن ساختمانی
to demolish a building
U
متلاشی کردن ساختمانی
building block
U
کنده ساخت
bridge building
U
پل سازی
building component
U
اجزای ساختمان
building connection
U
انشعاب ساختمان
building construction
U
روسازی
building costs
U
هزینههای ساختمان
building craftsman
U
کارگر ماهر ساختمانی
building enterprise
U
مقاطعه کاری ساختمان پیمانکاری ساختمان
building inspectorate
U
دفتر نقشه کشی
building limes
U
اهک ساختمانی
building blocks
U
واحد مستقل که میتواند با دیگران ترکیب شود و یک سیستم تشکیل دهد
building line
U
امتداد
building line
U
راسته
building line
U
بر ساختمانی
building line
U
بر ساختمان
building log
U
چوب گرد ساختمان
road building
U
جاده سازی
apartment building
U
ساختمان اپارتمانی
administration building
U
قسمت اداری
building block
U
بنا کنده
building block
U
واحد مستقل که میتواند با دیگران ترکیب شود و یک سیستم تشکیل دهد
building blocks
U
کنده ساخت
building blocks
U
بنا کنده
body building
U
ورزش زیبایی اندام
body building
U
پرورش اندام
body building
U
بدنسازی
body-building
U
ورزش زیبایی اندام
body-building
U
پرورش اندام
body-building
U
بدنسازی
building site
U
کارگاه ساختمانی
building site
U
عرصه
building sites
U
کارگاه ساختمانی
building sites
U
عرصه
administration building
U
ساختمان اداری
building machinery
U
ماشین الات ساختمانی
building material
U
مصالح ساختمان
commercial building
U
تیمچه
building sand
U
خاک و ماسه ساختمان ماسه برای بنایی
commercial building
U
تیم
building up alloy
U
الیاژ مخصوص روکش کاری
building system
U
سیستم ساختمان
building system
U
اصول ساختمان طرز ساختمان نظم و ترتیب ساختمان
commercial building
U
سرای
capital building
U
سرمایه سازی
building work
U
کار ساختمانی
building up of generator
U
پیش تحریک مولد
building unit
U
واحد ساختمانی
building plant
U
وسایل ساختمان
building unit
U
جزء ساختمانی بخشی از یک ساختمان
building material
U
مصالح ساختمانی
building construction
U
معماری
height of building
U
بلندی ساختمان
building official
U
بازرسان ساختمان
gigantic building
U
ساختمان غول پیکر ساختمان بسیار بزرگ
framed building
U
ساختمان تیر پایهای
building operations
U
عملیات ساختمانی
exhibition building
U
ساختمان نمایشگاه
building permit
U
پروانه ساختمان
building owner
U
صاحب کار
local building inspector
U
پلیس ساختمان
building steel lathing
U
بافت ساختمان فولادی
A multi-storey building.
U
ساختمان چندین طبقه
elvis has left the building
<idiom>
U
[تمام شده است]
machine building industry
U
صنعت ماشین سازی
elvis has left the building
<idiom>
U
[نمایش به اتمام رسیده]
power house building
U
ساختمانهائی که برای نصب ونگهداری تجهیزات نیروی برق بکار می روند
basic building materials
U
مواداولیهساختمان
word building test
U
ازمون واژه سازی
a building of small scale
U
عمارت کوچک
In appiarance it is a strong building.
U
بظاهر ساختمان محکمی است
building trade worker
U
تعمیرکار ساختمان
building steel lathing
U
اسکلت فلزی ساختمان
building material dealer
U
فروشنده مصالح ساختمان دلال مواد اولیه ساختمان
building block principle
U
طراحی سیستم برای ساختن سیستم بزرگتر modularity
road building machine
U
ماشین جاده سازی
road building slag
U
شلاکه جاده سازی
article of a building by law
U
ائین نامه ساختمان
building trade joinery
U
نجاری ساختمان
To make a forcible entry into a building.
U
بزور وارد ساختمانی شدن
bed building stage of river
U
تراز سطح متوسط اب رودخانه
his equitable savings and loan building
U
[پس انداز عادلانه و ساختمان وام
to burgle
[British E]
/ burglarize
[American E]
a building.
U
با زور
[و غیر قانونی]
وارد ساختمانی شدن
Our building (high-rise) is a 20-storey ,but my apartment is on the third floor.
U
ساختمان ما 20 طبقه است ولی آپارتمان در طبقه سوم است
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com