English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 28 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
instructional computing U فرایند اموزشی تدریس مراحل گوناگون علم کامپیوتر وپردازش داده به افراد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
instructional U دستوری
instructional U تعلیمی
instructional U اموزشی
instructional material U مواد اموزشی
instructional method U روش اموزشی
instructional program U برنامه اموزشی
instructional technology U تکنولوژی اموزشی
computing U محاسبه
computing U مربوط به کامپیوتر یا اجرا روی کامپیوتر ها
computing U میزان سرعت یا توانایی کامپیوتر برای انجام یک محاسبات
computing U سرعت محاسبه یک کامپیوتر
computing U رشته کامپیوتر
computing U محسبات
personal computing U استفاده ازیک کامپیوتر شخصی
personal computing U محاسبات شخصی
defensive computing U روش برنامه سازی که همه نوع خطای ممکن را در نظر می گیرد
computing center U مرکز محاسبات
computing gunsight U دوربین محاسب توپ
computing gunsight U دوربین محاسب عناصر تیر
computing sight U دوربین محاسب
computing sight U وسیله محاسبه عناصر تیر
computing system U سیستم کامپیوتری
association for women in computing U متشکل از افرادی که پردازش کامپیوتر علاقه مند هستند
association for women in computing U سازمان حرفهای وغیرانتفاعی
association for computing machinery U بزرگترین جامعه جهانی اموزشی و علمی جهت توسعه مهارتهای فنی وصلاحیتهای حرفهای متخصصان کامپیوتر
remote computing services U خدمات محاسباتی از راه دور
national educational computing conferenc U جلسه سالیانه فارغ التحصیلان علاقمند به استفاده کامپیوتر در اموزش
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com