Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 149 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
initial thrust
U
ضربه اصلی
initial thrust
U
نفوذ اولیه نفوذ اصلی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
thrust
U
پرتاب کردن
thrust
U
ضربت فشار
thrust
U
حمله
thrust
U
حمله کردن
thrust
U
فشار
thrust
U
زور
thrust
U
فشار موتور نیروی پرتاب
thrust
U
نیرو
thrust
U
سوراخ کردن رخنه کردن در
thrust
U
چپاندن
thrust
U
بزوربازکردن
thrust
U
انداختن
thrust
U
فرو کردن
thrust
U
تک ازمایشی
thrust
U
رانش
thrust
U
بار محوری ضربه
thrust
U
فشار محوری
thrust
U
فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
thrust
U
پیشرانه
cut and thrust
U
کشمکش دست بیقه
cutting thrust
U
نیروی برش
center of thrust
U
امتداد اثر برایند تمام نیروهای جلوبرنده
cold thrust
U
ازمایشی برای تعیین حداقل دمای لازم برای عبور ازادانه سیال
axial thrust
U
بار محوری
axial thrust
U
فشار محوری
arm thrust
U
پرتاب دست
cross thrust
U
تراست ناخالص
arch thrust
U
رانش کمان
arch thrust
U
رانش چفت
arch thrust
U
رانش قوس
lift thrust
U
نسبت برا به تراست
drilling thrust
U
فشار محوری مته کاری
vectored thrust
U
تراست هدایت شونده
thrust bearing
U
یاطاقان طولی
thrust bolt
U
پیچ فشاری
thrust face
U
سطح تراست
thrust hardness
U
درجه سختی فشاری
thrust line
U
خط تک نفوذی
thrust line
U
خط حمله خط انجام تک
thrust line
U
خط شروع حمله ناگهانی
thrust of the arch
U
فشار طاق
thrust of the arch
U
رانش قوس رانش قوس
time thrust
U
ضد حمله شمیرباز
to thrust oneself
U
مداخله
to thrust oneself
U
کردن فضولی کردن
unsymmetric thrust
U
تراست نامتقارن
staight thrust
U
حمله ساده مستقیم
short thrust
U
نوعی سخمه کوتاه در جنگ سرنیزه
line of thrust
U
خط فشار
long thrust
U
وضعیت سخمه بلند
long thrust
U
سخمه بلند
extensor thrust
U
پرش انبساطی
end thrust
U
فشار محوری
long thrust
U
تک نفوذی طولانی یادوردست
net thrust
U
پیشرانه خالص
residual thrust
U
تراست تولیدشده توسط موتورجت
heel thrust
U
فشار پاشنه پا در پیچیدن
reverse thrust
U
تراست معکوس
rocket thrust
U
تراست راکت
ball thrust bearing
U
یاطاقان طولی ساچمهای
static propeller thrust
U
تراستی که توسط یک ملخ تولید میشود
cone thrust test
U
ازمایش فشار مخروط
counter thrust variation
U
واریاسیون پیاده رانده متقابل در دفاع هندی شاه شطرنج
double thrust bearing
U
یاطاقان با فشار محوری دوبل
initial value
U
مقدار اولیه
initial
U
تابع کوتاهی که برنامه را باز میکند
initial
U
پاراف اصلی
initial
U
اولین امضاء
initial
U
اولیه
initial
U
اغازکردن
initial
U
پاراف کردن
initial
U
که هنگام مقداردهی اولیه متغیر تنظیم میشود در ابتدای برنامه
initial
U
از حافظه پشتیبان به حافظه اصلی
initial
U
نقط ه شروع
initial
U
خروجی صفر
initial
U
ابتدائی
initial
U
اغازی
initial
U
اصلی
initial
U
پاراف در اغاز قرار دادن
initial
U
اولین قسمت
initial
U
خطای داده که اختلاف بین داده در شورع پردازش و مقدار خط ی آن است
initial
U
حرف اول کلمه
initial
U
اولین یا در ابتدا
initial
U
آدرسی که در آن اولین دستور برنامه ذخیره شده است
initial
U
موقعیتی که باید پیش از انجام یک تابع برقرار باشد
initial
U
نخستین حروف نام و نام خانوادگی رانوشتن
initial
U
نخستین
initial
U
اولین حرف کلمه به ویژه از یک نام
initial
U
اول
initial
U
اولین
initial
U
اصلی اغازی
initial
U
ابتدایی
initial
U
بدوی
initial
U
واقع در اغاز
initial
U
توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
aerodynamic blockage thrust reverser
U
وسیلهای برای معکوس کردن نیروی جلوبر
double thrust ball bearing
U
بلبرینگ با فشار محوری دوبل
rocket
[missile with thrust propulsion]
U
موشک
[پرتابه]
[پرتابه با پیشرانش عقب نشینی]
cylinder roller thrust bearing
U
یاطاقان غلطکی محوری
initial voltage
U
ولتاژ هاله بنفش
initial speed
U
سرعت اولیه
stickup initial
U
حرف درشت اول پاراگراف
initial vector
U
مسیر اصلی یا اولیه هواپیمای رهگیر بعد ازشروع رهگیری
initial velocity
U
سرعت اولیه
initial velocity
U
سرعت ابتدایی توپ
initial velocity
U
سرعت اغازی
initial acceleration
U
شتاب اولیه
initial movement
U
نهضت اول پیشقدمی
initial movement
U
نخستین اقدام
initial mass
U
جرم اولیه
initial level
U
سطح اولیه
initial flood
U
پیش سیل
initial expenses
U
هزینه نخستین
initial cost
U
هزینه اولیه
initial condition
U
شرط اولیه
initial condition
U
شرایط اولیه
initial capital
U
سرمایه اولیه
initial campaign
U
معرفی کالا به بازار
initial approach
U
تقرب اولیه هواپیما
initial adjustment
U
تنظیم صفر
initial point
U
نقطه شروع عملیات
initial expenses
U
هزینه ابتدائی
initial reserves
U
ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
initial reserves
U
ذخایر اولیه
initial spurt
U
جهش اغازین
initial pressure
U
فشار ابتدایی
initial stage
U
طبقه نخستین
initial state
U
حالت اغازی
initial strength
U
استحکام اولیه
initial point
U
نقطه اغاز
initial point
U
نقطه کنترل هوایی
initial point
U
نقطه سرپل هوایی
initial point
U
نقطه شروع
initial point
U
نقطه اولیه
initial approach
U
مسیر تقرب اصلی
angular contact thrust ball bearing
U
بلبرینگ طولی محوری
initial inverse voltage
U
ولتاژ معکوس نخستین
initial susceptibility and permeability
U
مغناطیس پذیری و نفوذپذیری اولیه
initial fire request
U
درخواست ابتدایی اتش
initial base font
U
فونت پایه اغازی
initial boiling point
U
نقطه اغاز جوشش
magnetic initial permeability
U
پرمئابیلیته ی مغناطیسی اولیه
initial program load
U
بارگیری برنامه اغازی
magnetic initial permeability
U
قابلیت نفوذ اولیه
initial setting time of concrete
U
زمان شروع گرفتن سیمان
I'll put in the initial outlay , you do the work .
U
ما یه اولیه از من کار از تو
initial alternating short circuit curren
U
جریان متناوب اتصال کوتاه ضربهای
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com