Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 41 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
inequilibrium empty
U
تعادل بی بار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
inequilibrium loaded
U
تعادل زیر بار
empty
U
تهی شدن
empty
U
خالی از سکنه
empty
U
بدون چیزی در درون
empty
U
لیست بدون عضو
empty
U
رسانه ذخیره سازی خالی و فرمت شده آماده دریافت داده
empty
U
یچ بسته که هیچ اطلاعی ندارد. 2-اتصال لبه استفاده نشده روی تخته اصلی
empty
U
هر متغیری که حاوی هیچ حرفی نیست
empty
U
تهی
empty
U
خالی کردن تهی شدن
empty
U
پوچ
empty
U
خالی
empty
U
فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد
empty running
U
کارکرد بی اثر
empty running
U
کارکرد خالی
empty pocket
U
ادم بی پول یا تهی کیسه
stable empty
U
تعادل بی بار
empty-headed
U
تهی مغز
empty handed
U
بدون هدیه دست خالی
empty-handed
<adj.>
U
دست خالی
to come away empty-handed
U
با دست خالی
[معامله ای را]
ترک کردن
an empty gesture
U
رفتار
[تعارف]
خشک وخالی
empty medium
U
رسانه تهی
empty load
U
بی باری
empty-handed
U
تهی دست
bases empty
U
ضربه بدون حضور بازیگر درپایگاهها
empty set
U
مجموعه تهی
empty string
U
رشته خالی
empty weight
U
وزنه بدنه هواپیما و موتور وتجهیزات ان
empty handed
U
تهیدست
empty load
U
بی بار
empty headed
U
بی مخ
empty headed
U
خشک مغز
empty band
U
نوار تهی
empty handed
U
بینوا
Her words are empty of meaning.
U
حرفهایش خالی از معنی ومفهوم است
Empty headed Blockhead .
U
کله پوک
To drink on an empty stomach.
U
روی شکم خالی مشروب خوردن
Keep a free(an empty)seat for me.
U
یک صندلی خالی برایم نگاهدار
Empty this glass of water.
U
این لیوان آب راخالی کن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com