Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 112 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
industrial controller
U
رئوستای فرمان دهنده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
controller
U
بازرس
controller
U
صائن
controller
U
واپا
controller
U
وسیله اصلی در چاپگر که خروجی را از کامپیوتر به دستورات چاپی ترجمه میکند
controller
U
وسیلهای که حروف یا کد گرافیکی و دستورات را می پذیرد و آنها را به یک الگوی -dot matix تبدیل میکند که روی صفحه نمایش نشان داده می شوند
controller
U
سخت افزار یا نرم افزاری که یک وسیله جانبی
controller
U
را کنترل میکند یا ارسال داده را در شبکه محلی بررسی میکند
controller
U
کنترل شده
controller
U
نافم
controller
U
کنترولر رگولاتور
controller
U
حسابدار ممیز
controller
U
نافر کنترل کننده
controller
U
دستگاه فرمان
controller
U
ممیز
controller
U
نافر
controller
U
کنترل کننده
controller
U
تنطیم کننده
drum controller
U
غلطک فرمان
drum controller
U
نافم استوانهای
peripheral controller
U
کنترل کننده جانبی
phase controller
U
ماشین تنظیم فاز
disk controller
U
کنترل کننده دیسک
disk controller
U
کنترل کننده گرده
drum controller
U
کنترل کننده درام
micro controller
U
ریز کنترل کننده
manual controller
U
نافم دستی
frequency controller
U
رگولاتور یا نافم فرکانس
interceptor controller
U
پست کنترل و رهگیری با هواپیماهای رهگیر
interceptor controller
U
افسر مسئول پست استراق سمع
integral controller
U
واحد ارتباطات که درون یک کامپیوتر قرار داده شده است
peripheral controller
U
کنترل کننده جنبی
controller card
U
کارت کنترل کننده
communications controller
U
کنترل کننده ارتباطات
channel controller
U
کنترل کننده مجرا
semimagnetic controller
U
دستگاه فرمان نیم مغناطیسی
print controller
U
کنترل کننده چاپ
automatic controller
U
دستگاه فرمان
automatic controller
U
مراقب خودکار
barrel controller
U
کلید غلطکی
speed controller
U
کنترلکنندهسرعت
cluster controller
U
کنترل کننده گروهی
industrial
U
صنعتی
industrial
U
دارای صنایع بزرگ اهل صنعت
line printer controller
U
کنترل کننده چاپگر خطی
input output controller
U
کنترل کننده ورودی- خروجی
forward air controller
U
نافر مقدم هوایی
disk drive controller
U
سیستم عامل دیسک
floppy disk controller
U
کنترل کننده فلاپی دیسک
disk controller card
U
کارت کنترل کننده دیسک
forward air controller
U
افسر نافرمقدم
full magnetic controller
U
دستگاه فرمان تمام مغناطیسی
dual channel controller
U
کنترل کننده دو کاناله
industrial wastewater
U
فاضلاب صنعتی
industrial union
U
اتحادیهای که هر نوع کارگر بدون توجه به کارش میتواند در ان عضو باشد
industrial unions
U
اتحادیههای صنعتی
industrial unit
U
واحد صنعتی
industrial area
U
منطقه صنعتی
industrial workers
U
کارگران صنعتی
industrial building
U
ساختمان صنعتی
industrial water
U
اب صنعتی
industrial wealth
U
مالی که از راه پیشه و هنربدست امده باشد
Industrial Park
U
[طراحی املاک برای استفاده صنعتی در قرن نوزدهم در منچستر]
Industrial Architecture
U
معماری خانه های صنعتی
Industrial Aesthetic
U
[سیستم زیبایی شناختی ساختمان های صنعتی]
pre-industrial
U
دورانقبلازصنعتیشدن
industrial estate
U
محوطهصنعتی
industrial action
U
عملوکارصنعتی
industrial relations
U
روابط صنعتی
industrial pollution
U
آلودگیصنعتی
industrial communications
U
ارتباطاتصنعتی
post-industrial
U
فراصنعتی
post-industrial
U
پسصنعتی
the industrial quarter of the
U
محله صنعتی شهر
industrial relations
U
روابط کارگر وکارفرما
industrial unit
U
کارگاه
industrial union
U
اتحادیه صنعتی
industrial tube
U
لامپ تجارتی
industrial frequency
U
فرکانس صنعتی
industrial fluctuations
U
نوسانهای صنعتی
industrial espionage
U
جاسوسی در صنعت
industrial espionage
U
جاسوسی صنعتی
industrial electronic
U
الکترونیک صنعتی
industrial economics
U
اقتصاد صنعتی
industrial disputes
U
اختلافات صنعتی
industrial building
U
بنای صنعتی
industrial consumption
U
مصرف صنعتی
industrial concern
U
بنگاه صنعتی
industrial college
U
هنر سرای عالی
industrial classifications
U
طبقه بندی صنعتی
industrial chemistry
U
شیمی صنعتی
industrial instrument
U
دستگاه اندازه گیری صنعتی
industrial insurance
U
بیمه صنعتی
industrial investment
U
سرمایه گذاری صنعتی
industrial tribunal
U
محکمه صناعی
industrial switch
U
کلید صنعتی
industrial school
U
اموزشگاه حرفهای مدرسه صنعتی
industrial robot
U
دستگاه خودکار صنعتی
industrial revolution
U
انقلاب صنعتی
industrial psychology
U
روانشناسی صنعتی
industrial nations
U
کشورهای صنعتی
industrial capitalism
U
سرمایه داری صنعتی
industrial management
U
مدیریت صنعتی
memory controller gate array
U
ارایه درگاه کنترل حافظه
air defense artillery controller
U
مسئول کنترل عملیات توپخانه پدافند هوایی
index of industrial production
U
شاخص تولید صنعتی
industrial alternating current
U
جریان متناوب صنعتی
industrial workers of the world
U
کارگران صنعتی جهان
industrial reserve army
U
ارتش ذخیره صنعتی
industrial electronic computer
U
ماشین حساب الکترونیکی صنعتی
industrial electric locomotive
U
لکوموتیو الکتریکی صنعتی
industrial data collection device
U
دستگاه صنعتی جمع اوری داده
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com