Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 180 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
income accounts
حساب های درآمد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
accounts
U
دفاتر
accounts
U
حسابها
by all accounts
U
طبق گزارشهای
[اطلاعات]
داده شده
expense accounts
U
حساب هزینه
accounts package
U
نرم افزاری که توابع حسابداری تجاری را خودکار انجام میدهد
budgetary accounts
U
حسابهای تخمینی
to verify the accounts
رسیدگی به محاسبات کردن حساب ها را رسیدگی یا ممیزی کردن
the investigation of accounts
U
رسیدگی بحساب
bank accounts
U
حساب بانکی
current accounts
U
حساب جاری
deposit accounts
U
حساب سپرده
deposit accounts
U
حساب پس انداز
checking accounts
U
حساب جاری بانکی
depaartment of accounts
U
اداره محاسبات
equity accounts
حساب قسمت ذیحساب حساب های اموال یکان
expense accounts
U
صورت هزینه حساب خرج
expense accounts
U
حساب مخارج
manipulate accounts
U
حسابسازی کردن
manipulation of accounts
U
حسابسازی
accounts payable
U
حساب قابل پرداخت
I have settled all my accounts.
همه حساب هایم را صاف کردم
To concoct accounts.
U
حساب تراشیدن
cost accounts
حساب های هزینه یابی حساب هزینه ای حساب مخارج
outstanding accounts
حساب های معوق
outstanding accounts
U
حسابهای پرداخت نشده
financial accounts
حساب های مالی
checking accounts
U
حساب جاری
mean income
U
درامد متوسط
his income
U
هر چه درامد داردخرج میکند
but for income
U
قسمتی از درامد که به علت دخالت عامل بخصوصی عایدشده
income
U
درامد
income
U
عایدی
income
U
دخل
income
U
ریزش فهور
income
U
جریان
income
U
ورودیه جدیدالورود
income
U
عایدات
income
U
مهاجر واردشونده
income
U
عواید
net income
U
درامد خالص
a modest income
U
درآمدی متوسط
nominal income
U
درامد اسمی
marginal income
U
درامد نهائی
nonmonetary income
U
درامد غیر پولی
windfall income
U
درامد باد اورده
notional income
U
درامد فرضی
notional income
U
درامد خیالی
ordinary income
U
درامد عادی
wage income
U
درامدمربوط بکار
wage income
U
درامد بشکل دستمزد
money income
U
درامد پولی
labor income
U
درامدهای کار
live up to one's income
U
به اندازه درامد خود خرج کردن
income velocity
U
دفعاتی که پول برای خرید کالای کامل جدیدی خرج شود
income velocity
U
سرعت گردش پول
to rely on somebody for your income
U
از لحاظ درآمد وابسته به کسی بودن
median income
U
درامد متوسط
median income
U
درامد میانی
money income
U
مزد و حقوق
national income
U
درامد ملی
overseas income
U
درامد از کشور یا کشورهای خارجی
per capita income
U
درامد سرانه
unearned income
U
درامد ازمبنایی جز کار
relative income
U
درامد نسبی
rental income
U
درامد ناشی از اجاره بها
stream of income
U
جریان درامد
supplementary income
U
درامد تکمیلی
taxable income
U
درامد مشمول مالیات
temporary income
U
درامد موقتی
the p of income to expenses
U
نسبت درامدبه هزینه
total income
U
درامد کل
transfer income
U
درامد انتقالی
transitory income
U
درامد انتقالی
transitory income
U
درامدموقتی
unearned income
U
درامد باد اورده
redistribution of income
U
توزیع دوباره درامد
real income
U
مقدار کالا وجنسی که خریدار با درامدمحدودش میتواند بخرد
permanent income
U
درامد دائمی
personal income
U
درامد شخصی
personal income
U
درامد سرانه
present income
U
درامد جاری
present income
U
درامد حال
property income
U
درامد ناشی از املاک ومستغلات
psychic income
U
درامد بی دردسر
psychic income
U
درامدحاصل از مشاغل ساده و بی دردسر
real income
U
درامد واقعی
income support
U
پولیکهافرادکمدرآمدازدولتمیگیرند
income tax
U
مالیات برعایدات
deferred income
U
درامدهای انتقالی
deferred income
U
پیش دریافت درامد
disposable income
U
درامد قابل تصرف
disposable income
U
درامدقابل استفاده
disposable income
U
درامد شخصی پس از مالیات و بیمه
disposable income
U
درامد دریافتی
deduction from income
U
کسور درامد
distribution of income
U
توزیع درامد
income distribution
U
توزیع درامد
earned income
U
درامد تحصیل شده
earned income
U
درامدکسب شده
earned income
U
درامدحاصله از کار
economic income
U
درامد اقتصادی
fixed income
U
درامد ثابت
flow of income
U
جریان درامد
current income
U
درامدیک دوره معین
current income
U
درامد یک سال مالی
current income
U
درامد جاری
income taxes
U
مالیات بر درامد
income taxes
U
مالیات برعایدات
actual income
U
درامد واقعی
annual income
U
درامد سالانه
bunched income
U
درامد خدمات شخصی
business income
U
درامد خالص تجارتی
income tax
U
مالیات بر درامد
flow of income
U
گردش درامد
income analysis
U
تحلیل درامد
income forgone
U
درامداز دست رفته
income leakage
U
نشت درامد
income leakage
U
کسر درامد
income and expenditure
U
درامد و هزینه
income multiplier
U
ضریب فزاینده درامد
income effect
U
اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
imputed income
U
درامد انتسابی
income forgone
U
درامد صرف نظر شده
gross income
U
درامد ناخالص
income policy
U
سیاست مربوط به درامدها
income effect
U
تناسب خرید با درامد
income policy
U
سیاست درامدی
imputed income
U
درامد ضمنی
income determination
U
تعیین درامد
income per capita
U
درامد سرانه
income elasticity of demand
U
کشش
theory of income distribution
U
نظریه توزیع درامد
theory of income determination
U
نظریه تعیین درامد
circular flow of income
U
گردش دورانی درامد
circular flow of income
U
جریان دوری درامد
corporation income tax
U
مالیات بر درامد شرکتها
actual water income
U
اب ورودی موثر
income elasticity of demand
U
تغییر مقدار تقاضابرای یک کالا درنتیجه درامدمصرف- کننده . فرمول کشش درامدی تقاضا : q/I *dI / dq = E
income velocity of money
U
سرعت گردش درامدی پول متوسط تعداد دفعاتی که یک واحد پول روی کالاها وخدمات در طول سال مصرف میشود
individual income tax
U
مالیات بر درامد شخصی
personal income tax
U
مالیات بر درامد شخصی
unequal distribution of income
U
توزیع نابرابر درامد
I have a steady monthly income.
U
درآمد ماهیانه ثابتی دارم
income elasticity of demand
U
درامدی تقاضا
marginal utility of income
U
مطلوبیت نهائی درامد
uneven distribution of income
U
توزیع نابرابر درامد
absolute income hypothesis
فرضیه درآمد مطلق
income consumption curve
U
مصرف
income consumption curve
U
منحنی درامد
negative income tax
U
مالیات بر درامد منفی
proportional income tax
U
مالیات بر درامد تناسبی
property income tax
U
مالیات بر درامد ناشی ازمستغلات
disposable personal income
U
درامد شخصی قابل تصرف درامد خالص پس از کسرمالیات
disposable personal income
U
پولی که اماده خرج کردن یاپس انداز باشد
net national income
U
درامد خالص ملی
personal disposable income
U
درامد قابل تصرف شخصی
permanent income hypothesis
U
مینامد میباشد . این تئوری یکی از تئوریهای جدیددر باره مصرف است
permanent income hypothesis
U
این فرضیه توسط میلتون فریدمن بیان شده که بر اساس ان مصرف تابعی ازانچه که وی انرا درامد دائمی
permanent income hypothesis
U
فرضیه درامد دائمی درباره مصرف
nonneutralities of income taxation
U
خنثی نبودن مالیات بر درامد بی طرف نبودن مالیات بردرامد
gross national income
U
درامد ناخالص ملی
national net income
U
درامد خالص ملی
national money income
U
درامد ملی پولی
national income determination
U
تعیین درامد ملی
size distribution of income
U
توزیع درامد برحسب مقدار
size distribution of income
U
توزیع درامد مقداری
debt income ratio
U
نسبت قروض به درامد ملی
relative income hypothesis
U
بوده و نقش اداب و رسوم در رابطه بامصرف را نشان میدهد . این تئوری ازدیگرتئوریهای جدید درباره مصرف است
relative income hypothesis
U
براساس این نظریه که توسط جیمزدوزنبری بیان شده مصرف تابع درامد نسبی
relative income hypothesis
U
فرضیه درامد نسبی
functional distribution of income
U
توزیع درامد بر حسب کارکرد توزیع درامد بین عوامل تولیدبدون توجه به مالکیت عوامل تولید
progressive income tax
U
مالیات بر درامد تصاعدی
regressive income tax
U
مالیات بر درامد کاهنده مالیات بر درامد نزولی
income and expenditure approach
U
مطالعه جریان پول و اثاراقتصادی ان
real national income
U
درامد ملی به قیمت ثابت
real national income
U
درامد ملی واقعی
national income analysis
U
تحلیل درامد ملی
net factor income from abroad
خالص درآمد عوامل از خارج
With meager income . I am working all day for a mere pittance .
U
با چندرغاز تمام روزکار می کنم
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com