English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 51 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
in parts U جزء جزء
in parts U به اقساط
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
parts of speech U اقسام کلمه
parts U احزاب
parts U هیئتها
parts U قطعات یدکی
repair parts U قطعات یدکی
spare parts U قطعات یدکی
private parts U شرمگاه
the secret parts U شرمگاه
authorized parts list U لیست قطعات مجاز
authorized parts list U سهمیه مجاز قطعات
common parts U قطعات یدکی عمومی
common parts U قطعات عمومی
for my parts U از سهم خودم
for my parts U من که
missing parts test U ازمون افتادگی وار
of its parts U کل ازهریکی ازاجزای خودبزرگتر است
parts explosion U رسم تمام قطعات تشکیل دهنده یک مجموعه که رابطه قطعات با یکدیگر را نشان میدهد
parts list U لیست قطعات
parts list U فهرست قطعات
parts list U لیست اجزاء
parts peculiar U قطعات مخصوص
parts peculiar U قطعات اختصاصی
parts per million U قسمت در میلیون قسمت
parts programmer U برنامه نویس اجزاء
piece parts U قطعاتی که در تولید محصول بکاربرده میشود
principal parts U قسمتهای اصلی زمانهای فعل که سایرزمانها را از ان میسازند
prineipal parts U اصول فعل
privy parts U شرمگاه
privy parts U عورت
proportional parts U بخشهای کسری اقلام تصاعدی یک جدول
six parts U ششدانگ
spare parts list U فهرست لوازم یدکی
the cow parts the hoofs U گاو سمهای شکافته دارد
the i. parts of a whole U بخش هایی مکمل یک چیزدرست
totake parts in something U در چیزی شرکت یادخالت کردن
parts of a flag U اجزایپرچم
parts of a shoe U اجزایکفش
parts of spectacles U قسمتهایمختلفعینک
parts of the ear U قسمتهایمختلفگوش
parts of the weapon U اجزایسلاح
Cut the cake into three separate parts. U کیک را به سه قسمت جدا ببرید
Are there any houses for sale in these parts? U این طرفها خانه فروشی پیدا می شود ؟
integration by parts U انتگرال گیری جز به جز [فیزیک]
integration by parts U انتگرال گیری جز به جز [ریاضی]
poverty parts friends <idiom> U بی زر میسر نشود کام دوستان
in these parts <adv.> U در این کشور
in these parts <adv.> U در اینجا
parts per million [ppm] U بخش در میلیون [فیزیک] [شیمی]
Parts-per notation U بخش در یکای سنجش [مهندسی]
Partial phrase not found.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com