Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 65 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
implied mission
U
ماموریت استنتاجی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
implied
U
ضمنا" مفهوم
implied
U
مفهوم ضمنی
implied
U
تلویحی
implied
U
رضایت ضمنی
implied
U
مقدر
implied
U
ضمنی
implied malice
U
سوء نیتی است که به موجب نشانههای موجود در قانون درصورت سرزدن اعمال خاص از فرد و یا به وجود امدن شرایط خاص در موضوع موجود فرض میشود
implied malice
U
سوء نیت فرضی
implied assumpist
U
تعهد ضمنی
implied addressing
U
دستور اسمبلی که فقط روی یک ثبات کار میکند.
implied acceptance
U
قبول ضمنی
implied task
U
ماموریت استنتاجی
implied task
U
وفایف استنتاجی
implied assumpist
U
تعهد غیر رسمی که از نحوه عمل متعهد ناشی و استنباط میشود
implied trust
U
امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
implied trust
U
مسئولیت فرضی
implied terms
U
شرایط ضمنی
implied term
U
شرط ضمنی
implied terms
U
شرایط تلویحی
mission
U
بماموریت فرستادن
specified mission
U
ماموریت تصریحی
immediate mission
U
ماموریت فوری هوایی
immediate mission
U
تک فوری هوایی
mission
U
هیات اعزامی هیات تبلیغی
mission
U
ماموریت هیئت اعزامی یا تبلیغی
mission
U
ماموریت
mission
U
رسالت
mission
U
هیات
mission
U
ماموریت جنگی هیئت سیاسی خدمت میسیون
mission
U
وابسته به ماموریت
mission type
U
متضمن ماموریت
mission mast
U
دکل سوم کشتی
mission objectives
U
هدفهای ماموریت
mission ready
U
اعلام امادگی هواپیما برای پرواز
mission ready
U
هواپیمای اماده برای پرواز
mission ready
U
اماده پرواز
surface mission
U
پدافندزمینی با توپخانه پدافندهوایی در نقش زمینی
surface mission
U
ماموریت دفاع زمینی
mission request
U
درخواست اجرای ماموریت هوایی
search mission
U
ماموریت تجسس زمینی به وسیله هواپیما
primary mission
U
ماموریت اصلی
political mission
U
ماموریت سیاسی
political mission
U
هیئت سیاسی
mission time
U
مدت ماموریت
mission type
U
حاوی ماموریت
mission load
U
بار مبنای عملیاتی
mission load
U
اماد عملیاتی
mission essential
U
ضروری برای انجام ماموریت
head of the mission
U
رئیس هیات اعزامی
diplomatic mission
U
هیئت سیاسی
call mission
U
درخواست پشتیبانی فوری هوایی ماموریت هوایی طبق درخواست
air mission
U
ماموریت هوایی
fire mission
U
ماموریت اتش
end of mission
U
ماموریت تمام
financial mission
U
هئیت مامورین مالی
mission essential
U
حیاتی از نظر انجام ماموریت
mission critical
U
که شرکت شما به آن بستگی دارد
mission critical
U
برنامه نرم افزاری ه بدون آن شرکت شما کار نمی:ند
mission call
U
درخواست پشتیبانی هوایی کردن
mission , oriented
U
لازم برای انجام ماموریت ضروری برای انجام ماموریت
aircraft mission equipment
U
وسایل لازم برای انجام ماموریت هواپیما
close support mission
U
ماموریت پشتیبانی نزدیک
action mission ship
U
guardship ,dutyship : syn
action mission ship
U
ناو اماده
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com