English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 140 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
ideas if reference U افکار عطفی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
ideas U خبر
ideas U انگار
ideas U فکر
ideas U طرزفکر
ideas U انگاره
ideas U تصور
ideas U اندیشه
ideas U گمان
ideas U نیت
ideas U مقصود معنی
ideas U اگاهی
ideas U نقشه کار
ideas U فکر خیال
ideas U تصور ها
ideas U فکر ها
ideas U ادراک
ideas U اندیشه ها
ideas U عقیده ها
ideas U ایده
People are looking for new ideas. U مردم عقب فکرهای تازه هستند
flight of ideas U پرش فکر
association of ideas U تداعی معانی
association of ideas U تداعی اندیشه ها
To have enlightened ideas. To be an intellectual. U افکار روشنی داشتن
May I use your name as a reference? U اجازه میدهید شما را بعنوان توصیه کننده بگویم؟
with reference to U عطف به
May I use your name as a reference? U اجازه میدهید شما را بعنوان سفارش کننده نام ببرم؟
May I use your name as a reference? U اجازه میدهید شما را بعنوان معرف ذکر بکنم؟
in reference to U با اشاره به
with reference to U با اشاره به
who are your reference? U چه اشخاصی را دارید که شمارا معرفی کنند
reference U معرفی
reference U سفارش
self reference U خود ارجاع
reference U توصیه
reference U لیست موضوعات مرتب شده
reference U آدرس تبدیل در برنامه که به عنوان مبدا یا پایه برای سایرین است
reference U لیست توابع یا دستورات و محل آنها در برنامه
reference U سوابق
reference U توصیه
reference U معرف
reference U اندیسی که ارجاعی به متن است
reference U ارجاع امر به داوری
reference U دستوری که دستیابی به داده ذخیره شده یا مرتب شده فراهم میکند
reference U نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
reference U استفتاء کردن
reference U اشاره
reference U بازگشت مرجع
reference U راده
reference U مدارک
reference U توجه کردن یا کار کردن با چیزی
reference U مقدار نقط ه شروع برای مقادیر دیگر , معمولاگ صفر
reference U فایل داده که طوری نگهداری میشود که قابل ارجاع باشد
reference U نشانه چاپ شده برای نشان دادن وجه و یک یادداشت یا عدم وجود مرجع در متن
reference U مرجع
reference U مراجعه رجوع
reference U کتاب بس خوان بازگشت
reference U عطف
reference U ارجاع
reference U مراجعه و رجوع کردن
reference U ماخذ
reference U دستیابی به محلی در حافظه
reference U منبع
reference U کتاب مخصوص مراجعات علمی وادبی و غیره
reference time U زمان مرجع
reference station U ایستگاه مبداء سنجش جذر ومد دریایی
reference phase U فاز مبنا
reference piece U توپ مبنا
reference signal U سیگنال مرجع
reference sheet U برگ تعیین محل یکان برگ معرف
reference sheet U برگ راهنما
reference pilot U نمونه مرجع
reference position U محل پاسگاه فرماندهی تاکتیکی دریایی موضع فرماندهی
reference line U خط راهنمای تعیین جهات خط برگشت خط مبنا
reference point U نقطه برگشت نقطه نشانی نقطه مبدا دهانه بندر
reference point U نقطه مبنا
reference number U اعداد مبنای نشانه روی
sortie reference U شماره پرواز
letter of reference U توصیه نامه
forward reference U ارجاع به جلو
letter of reference U معرفی نامه
reference [testimonial] U گواهی
reference [testimonial] U مدرک
cross-reference U شبکه چهارخانه
point of reference U آنچهبهشماکمککندموقعیتیرابهتردرککنید
with reference to letter no U با اشاره بنامه شماره ....عطف بنامه .......نسبت بنامه ......
reference book U کتابمرجع
sortie reference U تعدادهواپیماهای شرکت کننده درپرواز
cross reference U مراجعه متقابل
call by reference U فراخوانی با ارجاع
cell reference U ارجاع سل
circular reference U ارجاع چرخشی
delusion of reference U هذیان بخود بستن
explicit reference U خص مثل فیلد یا دگمهای با نام یکتا
external reference U مرجع خارجی
cross-reference U مراجعه ازفهرستی به فهرست دیگر ارجاع متقابل
geographic reference U سیستم مختصات جغرافیایی سیستم شبکه بندی جغرافیایی
global reference U ارجاع سراسری
book of reference U کتاب برای مراجعه گاهگاهی کتاب راهنما
backward reference U ارجاع به عقب
cross reference U مراجعه ازفهرستی به فهرست دیگر ارجاع متقابل
cross reference U سیستم مختصات
cross reference U شبکه چهارخانه
cross reference U ارجاع متقابل
cross-reference U مراجعه متقابل
cross-reference U سیستم مختصات
cross-reference U ارجاع متقابل
frame of reference U چهارچوب داوری
frames of reference U چهارچوب داوری
implicit reference U مرجعی به شی که محل دقیق صفحه را نمیگوید ولی فرض میکند که شی روی صفحه جاری قرار دارد یا قابل دیدن است
reference librery U کتابخانهای که مردم بدانجارفته بکتابهایی مراجعه میکنند
reference frame U دستگاه مقایسهای
reference electrode U الکترود مرجع
reference electrode U الکترود مبنا
reference cell U پیل مبنا
reference cell U پیل مرجع
reference edge U لبه مرجع
reference datum U سطح افق بار یاوزن هواپیما
reference group U گروه مرجع
reference axes U محورهای مرجع
map reference U فهرست شناسایی نقشه
external reference U ارجاع خارجی
print reference U شماره عکس هوایی
print reference U شماره سری عکس هوایی
reference language U زبان مرجع
reference junction U اتصالی در سیستم ترموکوپل که دمای اتصال دیگر نسبت به ان سنجیده میشود
punctuation for reference U زیر واژه
reference address U نشانی مرجع
reference datum U سطح مبنای نقشه برداری سطح مبنا
cross reference table U جدول ارجاع متقابل
absolute cell reference U رجوع مطلق سل
to push for an answer [in reference to something] U برای پاسخ فشار آوردن [در رابطه با چیزی]
cross reference generator U متغیر ها و اعداد ثابت با محل آنها در برنامه ایجاد میکند
cross reference generator U بخشی از اسمبلر یا کامپایلر یا مفسر که لیستی از برچسبهای برنامه
color carrier reference U فاز مبنای حامل رنگ
relative cell reference U ارجاع سل رابطهای
reference count technique U تکنیک شمارش ارجاعات
lay reference number U شماره ترتیب کاشتن مین شماره مشخصات مین کاشته شده
open system interconnection reference U مدل ارجاع ارتباط سیستم باز
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com