English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 51 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
i pause for a reply U منتظر پاسخ هستم
i pause for a reply U خاموش مانده ام که پاسخ بگیرم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
reply paid /RP/ [reply prepaid] U جواب قبول
reply U جواب
in reply to U در پاسخ
in reply to U در جواب
no reply was given him U هیچ پاسخی به او داده نشد
please reply U لطفا پاسخ بدهید [به دعوت نوشته شده ای]
reply U پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی
reply U جواب شفاهی دفاعیه
reply U پاسخ دادن جواب کتبی
reply U پاسخ
reply paid U جواب قبول
it is inexpedient to reply U پاسخ دادن مصلحت نیست پاسخ دادن مقتضی نیست
it is impolitic reply so soon U صلاح نیست به این زودی پاسخ داده شود
negative reply U پاسخ رد
reply [answer] U پاسخ نامه ای [پاسخ به پیام پست الکترونیکی ] [پاسخ زبانی دفاعیه]
challenge and reply U ذکر گوینده و گیرنده پیام اعلام دادن و گرفتن پیام
no reply necessary [NRN] U نیازی به پاسخ نیست.
A crushing reply(retort). U جواب دندان شکن
In response (reply) to your letter. U در جواب نامه تان
Please reply as a matter of urgency. U لطفا فوری پاسخ دهید.
A sharp note(reply). U نامه (جواب ) تند ( شدید اللحن )
I look forward to receiving your reply. U من در انتظار دریافت پاسخ شما هستم.
to pause U استراحت کردن
to pause U [برای مدت کوتاهی] در انجام کاری توقف کردن
pause/still U دکمهماندن
pause U توقف
at pause U ساکت
at pause U مکث کنان خاموش
at pause U در حال ایست
pause U مکث
pause U فرمان writePAUSE
pause U مکث کردن
pause U درنگ
pause U وقفه
to put to a pause U بحال ایست دراوردن
fixation pause U مکث تثبیتی
pause instruction U دستورالعمل وقفه دستورالعمل توقف
rest pause U مکث استراحتی
play/pause U دکمهنمایشوایست
pause button U دکمهایستکوتاه
pause key [کلیدی که موقتا فرآیند را قطع میکند]
to put to a pause U نگاه داشتن
give pause to <idiom> U باعث توقف وفکر شدن
to put to a pause U متوقف ساختن
to pause upon a word U روی واژهای ایست کردن درادای واژهای معطل شدن
to make a pause U درنگ کردن تامل کردن
to make a pause U مکث کردن توقف کردن
to make a pause U ایست کردن
pause/still key U کلید
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com