English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 31 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
i am out of sorts U حالم خوب نیست
i am out of sorts U نمیدانم مراچه میشود
i am out of sorts U نمیدانم چه ام هست
i am out of sorts U خلقم بجا نیست
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
sorts U جور
sorts U قسم
sorts U نوع
sorts U گونه
sorts U طور طبقه
sorts U رقم
sorts U جورکردن
sorts U سواکردن
sorts U دسته دسته کردن
sorts U جوردرامدن
sorts U پیوستن
sorts U دمساز شدن
sorts U جور کردن
sorts U سوا کردن
sorts U دسته کردن طبقه بندی کردن
sorts U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
sorts U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
sorts U برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
sorts U مرتب کردن داده طبق سیستم روی دستورات کاربر
sorts U فرمان SORT
of all sorts U همه جور
of all sorts U از هر طبقه
Of all sorts. Of every description. U جور واجور ( جور به جور ؟ گوناگون )
This shop deals in goods of all sorts . U دراین مغازه همه چیز معامله می شود
out of sorts <idiom> U بدخلق بودن
of all sorts U از هر گونه ای
Partial phrase not found.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com