Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 119 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
hydrogen bomb
U
بمب هیدروژنی
hydrogen bomb
U
بمب ترکیبی اتمی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
hydrogen
U
ئیدروژن
hydrogen
U
H :symb
hydrogen
U
هیدروژن
hydrogen embrittleness
U
فقدان چقرمگی بعلت وجودهیدروژن در داخل جسم میباشد
hydrogen embrittleness
U
شکستگی هیدروژنی
hydrogen ion
U
یون +H با بار الکتریکی مثبت
acid hydrogen
U
هیدروژن اسیدی
hydrogen ion
U
یون هیدرونیوم
hydrogen like atom
U
اتم هیدروژن مانند
hydrogen bond
U
پیوند هیدروژنی
heavy hydrogen
U
هیدروژن سنگین
active hydrogen
U
هیدروژن فعال
hydrogen bombs
U
بمب ترکیبی اتمی
tertiary hydrogen
U
هیدروژن 3 درجه
hydrogen bombs
U
بمب هیدروژنی
hydrogen like orbital
U
اوربیتال هیدروژن مانند
hydrogen sulphide
U
سولفید هیدروژن
tertiary hydrogen
U
هیدروژن نوع سوم
secondary hydrogen
U
هیدروژن درجه دوم
secondary hydrogen
U
هیدروژن 2 درجه
liquid hydrogen
U
هیدروژن مایع
light hydrogen
U
هیدروژن سبک یا معمولی
labile hydrogen
U
هیدروژن تند اثر
hydrogen bonding
U
پیوند هیدروژنی
[ایجاد پیوند مولکولی توسط هیدروژن]
[در رنگرزی]
hydrogen peroxide
U
اب اکسیژنه
hydrogen peroxide
U
2O 2H
intramolecular hydrogen bond
U
پیوند هیدروژنی درون مولکولی
sodium hydrogen carbonate
U
سدیم هیدروژن کربنات
standard hydrogen electrode
U
الکتورد هیدروژن استاندارد
intermolecular hydrogen bond
U
پیوند هیدروژنی بین مولکولی
liquid hydrogen tank
U
مخزنهیدروژنمایع
oxy hydrogen welding
U
جوشکاری اکسی ئیدروژن
oxy hydrogen flame
U
شعله اکسی ئیدروژن
hydrogen depleted structure
U
ساختار هیدروژن زدوده
atomic hydrogen welding
U
جوشکاری هیدروژنی
hydrogen flame detector
U
اشکارساز شعلهای هیدروژن
oxy hydrogen blowpipe
U
بوری زرگری
atomic hydrogen arc welding
U
جوش قوسی بوسیله اتم هیدروژن
A-bomb
U
بمب اتمی
A-bomb
U
با بمب اتمی حمله کردن
A-bomb
U
بمباران اتمی کردن
H-bomb
U
بمب هیدروژنی
bomb out
U
شروع شیرجه از هواپیما
bomb
U
زیر اب ناپدید شدن موج سوار
bomb
U
غیر رسمی از بین رفتن
bomb
U
تابعی در برنامه برای ایجاد خرابی و از بین بردن داده در یک زمان مشخص
bomb
U
نارنجک
bomb
U
خرابی غیر عادی کامپیوتر crash
bomb
U
یک برنامه زمانی دچار این حالت میشود که خروجیهای ان نادرست بوده و یا به علت اشتباهات منطقی وگرامری قابل اجرا شدن نباشد
bomb
U
بمباران کردن
bomb
U
بخشی از کد که توابع نامط لوب مثل آسیب در سیستم ایجاد میکند در صورتی که چنیدین وضعیت درست باشند
bomb
U
مخزن
bomb
U
شکست فاحش
bomb
U
بن بست
bomb
U
شوت دور محکم زدن گوی لاکراس پاس بلند که منجر به لمس گردد
bomb
U
بمب
para bomb
U
بمب چتردار
glide bomb
U
بمب یا موشک لغزنده در هوا بمب لغزنده
leaflet bomb
U
بمب حاوی اعلامیه یا اوراق تبلیغاتی
cluster bomb
U
خوشه
cluster bomb
U
دسته
incendiary bomb
U
بمب اتش زا
cluster bomb
U
گروه
cluster bomb
U
سنبله دسته کردن
cluster bomb
U
جمع کردن خوشه کردن
cluster bomb
U
اویز چند شاخه
para bomb
U
بمب قابل پرتاب به وسیله چتر نجات
car bomb
U
بمبیکهداخلیا زیر ماشینجاسازیکردهباشند
roadside bomb
U
بمب دست ساز
petrol bomb
U
نوعیبمببنزینی
parcel bomb
U
بمبیکهدرونبستهایجاسازیشدهوبهمحضبازشدندربستهمنفجرمیشود
bomb scare
U
اطلاعتلفنیازوجودبمبدرمکانیتوسط شخصی
bomb factory
U
مکانغیرقانونیساختبمب
bomb disposal
U
از کار انداختن بمب
time bomb
U
بمب ساعتی
plastic bomb
U
بمب خمیری
plastic bomb
U
بمب پلاستیکی
neutron bomb
U
بمب نوترونی
letter-bomb
U
بمب نامهای
bomb disposal
U
تخریب بمب
wooden bomb
U
بمب سالم و بادوام
atom bomb
U
بمب اتمی
depth bomb
U
بمب زیرابی
bomb proof
U
ضد بمب
cluster bomb
U
قالب
bomb reconnaissance
U
شناسایی محل بمبهای عمل نکرده شناسایی محل بمب
bomb proof
U
پناهگاه یاساختمانی که در مقابل بمب مقاوم باشد
cluster bomb
U
کامپیوتر مرکزی که ارتباطات بین دو وسیله خوشه ورا شده یا محلی از حافظه را کنترل میکند
bomb cemetery
U
محل تجمع بمبهای فاسد
bomb cemetery
U
محل تخریب بمبهای عمل نکرده
cluster bomb
U
یک یا چند شیار روی دیسک سخت برای ذخیره سازی یک فایل یا بخشی از یک فایل
cluster bomb
U
تعداد ترمینال یاوسایل یا ایستگاهها یا مکانهای حافظهای که در یک محل جمع شده اند و کنترل می شوند
an incendiary bomb
U
بمب اتش زا یا اتش انگیز
cluster bomb
U
کلاستر
depth bomb
U
بمب عمل کننده در زیر اب
fire bomb
U
بمب اتش زا
gas bomb
U
بمب گازی
hung bomb
U
بمبی که پس از پرتاب خود به خود به هواپیما اویزان بماند
cluster bomb
U
لوستر چندشاخه شمش
cluster bomb
U
مین خوشهای
fusion bomb
U
بمب ذوب کننده
cluster bomb
U
خوشه مین خوشهای
fusion bomb
U
بمب فوزیونی
fission bomb
U
بمب شکافت
fire bomb
U
بمب اتش افروزبنزینی
fission bomb
U
بمب اتمی
fission bomb
U
بمب هستهای
bomb alarm system
U
سیستم اعلام خطر بمباران اتمی
To burst ( exploded) a bomb.
U
بمب ترکاندن
bomb release line
U
خط فرضی دور هدف که هواپیما بمب خود را داخل ان رها میکند
smoke bomb discharger
U
تخلیهبمبدوددار
bomb damage assessment
U
تعیین میزان خسارت ناشی ازبمب
bomb impact plot
U
بردن محل اصابت بمب روی نقشه
bomb release point
U
نقطه رهایی بمب
bomb release line
U
خط رهایی بمب
bomb sighting system
U
سیستم نشانه روی بمب سیستم هدف گیری بمب
final bomb release line
U
اخرین خط رهایی بمب اخرین خط پرتاب بمب
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com