Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 48 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
hund rules
U
قواعد هوند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to r against the rules
U
بقوانین پشت پا زدن
rules
U
قواعد بازی
under these rules
U
بموجب این قوانین
to use these rules
U
از این قاعده ها استفاده کردن
rules
U
روش آزمایش پیام ورودی برای وضعیتهای خاص
rules
U
وعملیات روی آنها
b rules
U
قواعدی در یک سیستم تولید به عقب
rules of the roads
U
قوانین دریانوردی
rules of the roads
U
قوانین راه
selection rules
U
قواعد گزینش
standing rules
U
نظامات
standing rules
U
مقر ره
standing rules
U
مقر رات
transformational rules
U
مجموعه قوانین اعمال شده به داده که باید به صورت کد در بیایند
pocket rules
U
خط کش های جیبی
[ابزار]
ground rules
U
قوانینپایهایواساسی
the rules of protocol
U
قوانین قرارداد
[صورت جلسه کنفرانس]
pocket rules
U
خط کش های تاشو
[ابزار]
rules of road
U
قوانین بین المللی عبور ومرور دریایی
rules of procedure
U
نظامنامه داخلی
hague rules
U
قوانین لاهه
fundamental rules
U
قواعدیاقوانین اساسی
fleming's rules
U
قواعد فلمینگ
competition rules
U
قوانین رقابت
commutation rules
U
قواعد جابجایی
slide rules
U
خط کش محاسبه
slide rules
U
خط کش مهندسی
slide rules
U
خط کش ریاضی
golden rules
U
قاعده زرین
infraction of rules
U
نقض قوانین
inland rules
U
قوانین داخلی
rules of chess
U
قوانین شطرنج
rules of engagement
U
روشهای درگیری پدافند هوایی
rules of engagement
U
قوانین درگیری
rules of decorum
U
اداب
rules of procedure
U
روش جاری
rules committee
U
کمیته قوانین
precendence rules
U
قواعد تقدم
rules of procedure
U
قوانین مربوط به روش جاری
inland rules
U
مقررات حرکت در ابهای داخلی
rules of football
U
قوانین یا قواعد فوتبال
rules for forming plurals
U
ایین جمع بندی
rules for forming plurals
U
قواعد جمع بندی
marquis queensberry rules
U
مجموعه قوانین و مقررات بوکس که در سال 6781میلادی وضع شد
To break the law (rules , regulations).
U
قانون شکنی کردن
european community competition rules
U
مقررات رقابت در جامعه اروپا
Pay attention to the house rules
[hazard statements]
.
U
توجه بکنید به قواعد جایگاه
[اظهارات خطر]
.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com