English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
human machine interface U حدی که در ان افراد با ماشین ها محاوره می کنند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
interface human machine interface U امکانات بهبود رابط ه بین کاربرد و سیستم کامپیوتری
Other Matches
man machine interface U سخت افزار و نرم افزار طراحی شده برای ارتباط ساده تر کاربر با ماشین
human U دارای خوی انسانی
human U وابسته بانسان
human U انسانی
human being U ادمی
human being U انسان
non-human U غیر متعلق به نژاد انسان
non-human U غیر انسانی
non human U غیر متعلق به نژاد انسان
non human U غیر انسانی
human right U حق بشر
interface U دفتر مشترک قسمتها
interface U مداری که به داده کنترل شده به صورت ورودی یا خروجی CPU باشد
interface U که شامل : کانال ورودی /خروجی
interface U پورت ورودی /خروجی موازی و واسط DMA است
interface U مداری که داده موازی را در کامپیوتر به سریال تبدیل میکند و برعکس تا به داده سریال امکان ارسال یا دریافت از وسایل دیگر بدهد.
interface U 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interface U فاصل
interface U واسط واحد پردازش و باس IEEE
interface U استاندارد باس واسط بین کامپیوتر و قطعه آزمایشگاهی
interface U وجه مشترک
interface U سطح مشترک
interface U میانجی
interface U یچ بسته که با جریان داده کار میکند
interface U و به عنوان پردازنده واسط عمل میکند
interface U تخته جانبی که به کامپیوتر امکان میدهد تا با وسایل مشخصی واسط باشد یا استاندارد مشخصی را رعایت کند
interface U استاندارد بیان کننده سیگنالهای واسط نرخ ارسال و توان برای اتصال ترمینال به مودم
interface U نرم افزاری که به برنامه ها و داده یک سیستم امکان اجرا در دیگری را میدهد
interface U رابط
interface U وصل کردن از طریق رابط
interface U واسط
interface U مدار کامپیوتری را اتصالی که به داده موازی امکان ارسال و دریافت میدهد.
interface U کامپیوتری که ارسال داده بین پردازنده و ترمینال یا شبکه را کنترل میکند
A human being should have humanity . <proverb> U آدمى را آدمیت لازم است .
The human body U بدن انسان
human denture U دندانانسان
human race U بشریت
human nature U ماهیت آدم
human beings U ادمی
human beings U انسان
the human race U نوع بشر
the human race U بشریت
To err is human. <proverb> U بشر جایزالخطاست .
in human shape U انسان
human capital U سرمایه انسانی
human computer U امکانات تامین بهبود ارتباط بین کاربر و سیستم کامپیوتر
human ecology U بوم شناسی انسانی
human engineering U مطالعهای مربوط به طراحی محصولاتی که برای استفاده انسانها اسانتر و راحتتر میباشد
human kind U جنس ادمی
human factor U عامل انسانی
human factor U عوامل انسانی
human factor U فاکتورهای انسانی ضریب مربوط به خطای انسانی
human kind U نوع بشر
human language U زبان بشری
human movement U حرکت انسان
human resources U منابع انسانی
human skill U مهارت انسانی
in human shape U بصورت یا
human biometric U زیست سنجی انسانی
human nature U طبیعت انسان
human nature U فطرت
human rights U حقوق بشر
the human intellect U عقل
standard interface U رابط استاندارد
centronics interface U واسط چاپ موازی که توسط Centronics Inc پیشنهاد شده است
expansion interface U حافظه جانبی وسایر دستگاههای جانبی رابه یک کامپیوتر اصلی اضافه کند
interface card U کارت رابط
user interface U میانجی کمکی
electrical interface U تداخل الکتریکی
serial interface U رابط سری
standard interface U واسطه استاندارد
centronics interface U رابط موازی
eia interface U یک رابط استاندارد میان دستگاههای جانبی وریزکامپیوترها و مدمها وترمینالها
friendly interface U ترکیب تجهیزات ترمینالی وبرنامههای کامپیوتری
expansion interface U تخته مدار که به یک فردامکان میدهد تا گردانندههای دیسک
communication interface U میانجی ارتباطی
parallel interface U رابط موازی
human rights commission U کمیسیون حقوق بشر
milk of human kindness U مهربانی طبیعی بشر
investment in human capital U سرمایه گذاری در نیروی انسانی
it transcends human reason U بالاترازعقل بشراست
it transcends human reason U ماورای عقل ........
bill of human rights U اعلامیه حقوق بشر
where no human foot can tread جایی که پای ادمیزاد بدان نمیرسد.
human oriented language U زبان ارایش یافته بشری
human factors engineering U مهندسی عوامل انسانی
programmable communications interface U رابط مخابراتی برنامه پذیر
application program interface U میانجی یا رابط برنامه کاربردی
apple desktop interface U رابط رومیزی اپل
graphical user interface U واسط بین سیستم عامل و برنامه و کاربر از تصاویر گرافیکی و نشانه ها برای نمایش توابع یا فایل
input output interface U میانگیر ورودی- خروجی
MIDI interface card U کارت آداپتور که به اتصالی در PC وصل میشود و امکان ارسال دریافت داده MIDI را فراهم میکند
network interface card U کارت میانجی شبکه
graphical user interface U استفاده میکند و به نرم افزار امکان کنترل آسانتر میدهد. دستورات سیستم که لازم به نوشتن نیستند
system v interface definition U تعریف میانجی سیستم 5
graphical user interface U میانجی نگارهای کاربر
general purpose interface U میانگیر همه منظوره
computer interface unit U وسیله اتصال دستگاههای جانبی به کامپیوتر
Madrklmh that every human being is conscious knowledge U مادرکلمه است که هر انسان اگاه به آن آشنایی کامل دارد
universal declaration of human rights U اعلامیه جهانی حقوق بشر
The human brain is a complex organ . U مغز انسان عضو پیچیده یی است
general purpose interface bus U مسیر میانگیر همه منظوره
small computer system interface U میانجی سیستم کامپیوتری کوچک
mail application programming interface U مجموعه استانداردها
fibre distributed data interface U استاندارد ANSI پیشرفته برای شبکههای سریع که از کابل فیبر نوری استفاده میکند و نرخ ارسال دده مگابایت در ثانیه است
mail application programming interface U که نحوه ارسال و انتقال پست الکترونیکی را بیان می کنند
enhanced system device interface U میانجی دستگاه سیستم پیشرفته
fibre distributed data interface II U استاندارد ANSI پیشرفته برای شبکههای سریع که از کابل فیبر نوری استفاده میکند و نرخ ارسال داده مگابایت در ثانیه است . ولی میتواند بخشی از پهنای باند را به کانال آنالوگ کیلو بیت در ثانیه برای داده صوتی یا تصویری اختصاص دهد
musical instrument digital interface U واسط سریال که قط عات الکترونیکی را بهم وصل میکند
small computer systems interface U واسط موازی سریع استاندارد , برای اتصال کامپیوتر به وسایل جانبی
musical instrument digital interface U میانجی رقمی الات موسیقی
machine U یری را تقلید می کنند و حاوی دلایل اولیه و سایر خصوصیات انسان هستند
machine U دستوری که توسط ماشین تشخیص داده میشود و بخشی از مجموعه دستورات محدود آن است
machine U زبان برنامه نویسی که روی کامپیوتری که کامپایلر مناسب دارد قابل ترجمه و اجرا است
machine U ماشین
machine U که قابل اجرا روی هر سیستم کامپیوتری باشد
machine U فرمولی که کامپیوتر آنالوگ نوشته است تا حل کند
machine U تراشیدن ماشین
machine U براده برداشتن
machine U تراشکاری کردن صیقل کردن
machine U خطای ناشی خرابی سخت افزار
d.c. machine U ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
machine U شیارانداختن روی فلز
machine U نرم افزاری که با سخت افزار سیستم به نزدیکی کار میکند
machine U تولید برنامه کد ماشین از برنامه HLL با ترجمه و اسمبلر کردن هر دستور HLL
machine U غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
machine U کامپیوتر یا سیستم یا پردازندهای که از قط عات مختلف متصل بهم برای انجام یک عمل تشکیل شده است
machine U تعداد قط عات متحرک جدا یا بخشها که با هم کار می کنند تا فرآیندی را انجام دهند
machine U زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود
machine U بایت تشکیل شده است برای عملوند و داده و آدرس
machine U دستوری که مستقیما CPU را کنترل میکند و بدون نیاز به ترجمه تشخیص داده میشود
machine U ذخیره شده روی یک رسانه که مستقیما وارد کامپیوتر میشود
machine U کامپیوتری که حاوی کمترین کد ROM است تا سیستم را ازدیسک راه اندازی کند. هر زبان مورد نیاز باید جداگانه بار شود
machine U خطای ناشی از خرابی قطعه
machine U ماشین شبیه سایز شده و عملیات آن
machine U بیت اجرا میشود
machine U شماره یا آدرس مطلق که نقط های در حافظه که کلمه داده قابل یافتن و دستیابی است را مشخص میکند
machine U سیستم کامپیوتری که برای ترجمه متن و دستورات از یک زبان به دیگری به کار می رود
machine U کمترین دوره زمانی CPU برای اجرای یک دستور
machine U 1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machine U عمل پردازش دستورات در برنامه توسط کامپیوتر
machine sensible U قابل درک توسط کامپیوتر
machine U کامپیوتری که میتواند کد اصلی با کامپایل کند
two way machine U ماشین دو راهه
machine U دستگاه
machine U ماشین کردن با ماشین رفتن
milling machine U دستگاه فرز
molding machine U دستگاه قالب گیری
machine gunner U مسلسل چی
machine independent U مستقل از ماشین
machine instruction U دستورالعمل ماشین
scouring machine U ماشین سایش
machine intelligence U هوش ماشین
machine operator U متصدی ماشین
machine language U زبان ماشین
mortising machine U دستگاه کام کنی
machine interupption U وقفه ماشین
machine down time U زمان معطلی دستگاه
object machine U ماشین مقصود
machine equipment U تجهیزات ماشین
machine error U خطای ماشین
machine fault U عیب ماشین
machine fault U نقص ماشین
machine foundation U پایه دستگاه
multi way machine U دستگاه چند راهه
mowing machine U علف چین
mowing machine U ماشین علف چینی
machine frame U چارچوب دستگاه
machine learning U فراگیری ماشین
machine representation U نمایش ماشیی
milking machine U ماشین قابل حمل که داده ماشینهای مختلف را می پذیرد و به کامپیوتر بزرگتر ارسال میکند
machine ringing U زنگ ماشینی
machine run U رانش ماشین
machine run U اجرای ماشین
machine shop U کارگاه محاسبات ماشینی
machine time U وقت ماشین
machine word U کلمه ماشین
machine time U زمان ماشین کاری
machine welding U جوشکاری ماشینی
machine recognization U بازشناختی توسط ماشین
milling machine U ماشین تراش
milling machine U ماشین فرز
machine number U عدد سرعت هواپیما
machine number U عدد نسبت سرعت هواپیما به سرعت صوت
machine oil U روغن ماشین
machine operating U عملکرد ماشین
machine operator U کارگردان ماشین
machine operator U اپراتوردستگاه
machine operator U اپراتور ماشین
machine oriented U ماشین گرا
machine readable U خواندنی توسط ماشین
machine readable U قابل خواندن توسط ماشین
machine translation U ترجمه ماشینی
three phase machine U ماشین سه فازه
virtual machine U ماشین مجازی
virtual machine U دستگاه مجازی
weighing machine U ترازوی ماشینی ماشین سنجش قنطارکش
sweeper [machine] U ماشین خاکروب
winding machine U دستگاه سیم پیچی
winnowing machine U ماشین باد افشانی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com