English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 195 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
holding company U شرکتی که مالک سهام یک یاچند شرکت میباشدودرسیاست انان مداخله میکند
holding company U شرکت مرکزی
holding company U شرکت مالک
holding company U شرکت صاحب سهم
holding company U شرکت سرمایه گذاری درسهام
holding company U کمپانی مسلط
holding company U شرکتی که سایر شرکتها را تحت کنترل دارد
holding company U شرکت در سرمایه گذاری درسهام
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
to have a holding in a company U در شرکتی دارائی سهام داشتن
Other Matches
holding U گرفتن بازیگر ماندن غیرمجاز توپ والیبال در دست صیقلی بودن مسیرگوی بولینگ
holding U دارائی سهام
holding U در رهگیری هوایی اعلام اینکه من در وضعیت فرمان داده شده باقی هستم دستور جدیدبدهید
self holding U خودنگهدار
holding U متصرفی اجاره داری
holding U سهام
holding U تملک
holding U نگهداری
holding U نقض مقررات
holding U دارائی
holding U موجودی
holding U ملک متصرفی
holding U مایملک
holding U دارایی
holding U دراختیار داشتن دارایی
holding a session U اجلاس
holding flange U لبه نگهدارنده
holding force U نیروی تثبیت کننده
holding force U نیروی بازدارنده
holding ground U گیرایی کف دریا
holding ground U محوطه نگهدارنده لنگر
holding magnet U گیره مغناطیسی
holding pattern U کنترل هواپیما برای پرواز دریک مسیر پیش بینی شده
holding contacts U کنتاکتهای جریانپای
holding anchorage U لنگر موقت در روی دریا یابندرگاه توقف موقت در روی دریا
holding costs U مخارج نگهداری
holding coil U پیچک نگهدارنده
holding capacity U فرفیت نگهداری
holding attack U تک بازدارنده
holding attack U تک متوقف کننده
holding attack U تک تثبیت کننده
holding area U منطقه لنگرگاه موقت در روی دریا منطقه توقف موقت کشتیها
holding and hitting U گرفتن حریف و ضربه زدن
holding point U نقطه تثبیت ردیابی هواپیما نقطه انتظار هواپیما روی صفحه رادار
What is holding it up ? what is the snag? U گیر کار کجاست ؟
holding timekeeper U زماننگهدار
holding time U زمان صرف شده
share holding U سرمایه گذاری در سهام
holding area U منطقه توقف موقت [هوا فضا] [هوانوردی ]
holding time U زمان نگهداری
holding station U محوطه نگهداری زخمیها وبیماران بطور موقت
holding position U وضعیت انتظار و در جا زدن وضعیت انتظار هواپیما درمحوطه تاکسی کردن
holding area marking U نشانگرمنطقهغیرمجاز
isothermal holding furnace U کوره هم دمایی
induction holding furnace U کوره گرم نگهدار القائی
leave (someone) holding the bag <idiom> U تقصیر راگردن کسی دیگری انداختن
centre holding variation U واریاسیون حفظ مرکز درجوئوکو پیانو
to beg [of a dog holding up front paws] U التماس کردن [سگی با بالا بردن پنجه های جلویی]
to keep company with U همراه بودن با
company U جمعیت
in company U درجمعیت
in company U دسته جمعی
Two is company , three is none . <proverb> U دو نفر تعاون ,سه نفر تفرقه .
in company U باجمع
in company with U همراه
Come along and keep me company. U بامن بیا تا تنها نباشم
in company with U باتفاق
to keep company U باهم امیزش کردن
to w up a company U امورشرکتی را رسیدگی وانرامنحل کردن
to keep company U باهم بودن
company U انجمن
company U تجارتخانه
company U گروهان
company U مصاحبت کردن با
company U گروهان همراه کسی رفتن
company U همراه
company U شریک
company U کمپانی
company U دسته هیئت بازیگران
associated company U شرکت وابسته
company U شرکت
associated company U شرکتی که 05درصد سرمایه ان متعلق به دیگری است
company U گروه
supply company U شرکت تامین کننده
to break company U جدایی کردن
to keep a person company U پیش کسی بودن وبا او وقت گذراندن
public company U شرکت سهامی عام
subsidiary company U شرکت فرعی
proprietary company U شرکتی که سهام ی ن دردسترس عموم گذارده نشده است
proprietary company U شرکت خصوصی
acting company U شرکت عامل
separate company U گروهان مستقل
service company U گروهان خدمات
ship's company U پرسنل ناو
ship's company U خدمه ناو
shipping company U شرکت حمل و نقل
shipping company U شرکت کشتی رانی
shipping company U شرکت کشتیرانی
software company U شرکت نرم افزاری
stock company U شرکت سهامی
to overcapitalize a company U سرمایه شرکتی را بیش ازاندازه واقعی ان براورد کردن
directorate [of a company] U هیئت مدیره [اقتصاد] [اصطلاح رسمی]
directorate [of a company] U هیئت نظاره [اقتصاد] [اصطلاح رسمی]
aircraft company U شرکت ساخت هواپیما [اقتصاد]
Company town U شهرک کارگران
offshore company U شرکت صندوق پستی در خارج از کشور [ برای سود در مالیات]
to shake up [a company] <idiom> U سازمان [شرکتی را ] اساسا تغییر دادن
a stand-alone company U یک شرکت مستقل
trading company U شرکت تجارتی
trust company U شرکت امین یا امانت دار بانکی که امانات وسپرده هارا نیز نگهمیدارد
unlimited company U شرکت با مسئولیت نامحدود
we underwrite the company U ما تعهد میکنیم که کلیه موجودی شرکت رادرصورتیکه مردم نخرندخریداری کنیم
That evening we had company . U آن روز بعد از ظهر مهمان داشتیم
He is a new face in the company . U چهره تازه ای درشرکت است
He has no influence in this company . U دراین شرکت کاره ای نیست
to request the company of: U حضور کسی را خواستن
What's your insurance company? U شرکت بیمه شما کدام است؟
to join company with somebody U به کسی ملحق شدن [همراه کسی شدن]
constituent company U شرکت وابسته به شرکت یاشرکتهای دیگر
company network U شبکه شرکت
doctor to the company U پزشک شرکت
electric company U شرکت برق
company network U شبکه همکار
company law U قوانین مربوط به شرکتها
company law U قوانین شرکت
company grade U پرسنلی که در رده گروهان کار می کنند
company grade U در رده گروهان
company funds U اعتبارات گروهانی
company commander U فرمانده گروهان
carrier company U تیم یا گروه چهار نفرهای که برای ماموریت خارج ازکشور انتخاب می شوند
winding up of a company U انحلال شرکت
dissolution of a company U انحلال شرکت
commercial company U شرکت تجاری
company union U اتحادیه شرکت
company team U تیم مرکب
controlled company U شرکتی که تحت کنترل شرکتی باشد
controlling company U موسسهای که یک یا چندموسسه دیگر را تحت کنترل یاتملک داشته باشد paterncompany
company team U تیم گروهانی
company secretary U منشی شرکت
controlling company U holdingcompany
company secretary U مسئول مالی و حقوقی شرکت
cooperative company U شرکت تعاونی
mutual company U شرکت تعاونی
branch of a company U شعبه شرکت
incorporated company U شرکت ثبت شده
article of a company U اساسنامه شرکت
liquidation of company U تصفیه امور شرکتها
parent company U شرکت مادر
parent company U شرکت اصلی
company seal U مهر شرکت
parent company U شرکت مادر شرکت مرکزی
growth company U شرکت در حال گسترش
fire company U شرکت اتش نشانی
to part company with any one U رفاقت را با کسی بهم زدن
finance company U شرکت اعتبارات تجاری موسسهای که به افراد وشرکتها وام میدهد
headquarters company U گروهان ارکان
headquarters company U گروهان قرارگاه
insurance company U شرکت بیمه
invalidation of company U بطلان شرکت
private company U شرکت خصوصی
affiliated company U شرکت وابسته
limited company U شرکت با مسئولیت محدود شرکت سهامی
finance company U شرکت تامین مالی
Iran Carpet Company U شرکت سهامی فرش ایران
The hell with the company (office). U گور بابای شرکت ( اداره )
a company of good standing U شرکتی با اعتبار
extend the life of the company U امتداد مدت شرکت
non-resident company [British E] U شرکت غیر ساکن
letter-box company U شرکتی [درپناهگاه مالیاتی] که تنها صندوق پستی دارد
head office of company U مرکز اصلی شرکت
computer serrices company U شرکت خدمات کامپیوتری
joint stock company U شرکت سهامی
terminal service company U گروهان خدمات بارانداز یاسکوی نظامی
consumers cooperative company U شرکت تعاونی مصرف
standard oil company U استاندارد اویل کمپانی
unlimited liability company U شرکت تضامنی
limited liability company U شرکت با مسئولیت محدود
To lay the foundation of a company. U پایه واساس شرکتی راریختن
limited liability company U شرکت با مسئوولیت محدود
joint-stock company U شرکت سهامی
quasi public company U شرکت نیمه دولتی
Our company is oprerating in several countries . U شرکت ما درچندین کشور عمل می کند
Our company has some pecuniary difficulties . U شرکت ما گرفتاریهای مالی پیدا کرده است
part company with a person U رفاقت را با کسی بهم زدن
producers cooperative company U شرکت تعاونی تولید
computer leasing company U شرکت اجاره دهنده کامپیوتر
standard oil company U شرکت نفت استاندارد
public joint stock company U شرکت سهامی عام
employer's liability insurance company U شرکت بیمه
We dont have qualified personnel in this company. U دراین شرکت آدم حسابی نداریم
He has a poor service record in this company. U دراین شرکت بی سابقه خوبی ندارد
We have no vacant position ( opening ) in this company . U دراین شرکت محل ( جا و سمت ) خالی نداریم
private joint stock company U شرکت سهامی خاص
This company guarantees prompt delivery of goods. U این شرکت تحویل فوری کالاراتضمین می نماید
Saving your presence . present company excepted . U بلانسبت شما !
I have a position ( post ) of great responsibility in this company . U دراین شرکت شغل پرمسئولیتی دارم
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com