Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 15 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
his reputed son died
U
انکه مشهوربودپسراوست مرد
his reputed son died
U
انکه پس اوبشمارمیرفت مرد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to be reputed
U
شمرده شدن
reputed
U
مشهور
to be reputed
U
بشمار رفتن
reputed owner
U
مالک اعتباری
reputed owner
U
در CL تاجرورشکسته مالک اعتباری کلیه اموالی که در تصرف داردتلقی میشود ولو اینکه واقعا" مالک انها نباشد و این از نظر حفظ حقوق غرماء است
he seems to have died
U
ازقرارمعلوم مرده است
he seems to have died
U
فاهرامرده است
what a death he died
U
چه مردنی کرد
The noise died down.
U
سروصدا ها خوابید
she died of grief
U
از غصه مرد
he died intestate
U
بی وصیت مرد
He died leaving nothing but debts .
U
فوت کرد وهیچ چیز غیر از قرض باقی نگذاشت
The soldiers died from illness and hunger.
U
سربازان از گرسنگی و بیماری مردند.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com