Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
high resolution
U
وضوح بالا
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
high resolution bit mapped display
U
تکنیک نمایش یک مکان واحدحافظه برای کنترل یک نقطه نورانی مشخص روی صفحه نمایش
Other Matches
resolution
U
قدرت تفکیک
[ریاضی]
[فیزیک]
resolution
U
قصد
resolution
U
عزم
resolution
U
نتیجه ثبات قدم
resolution
U
حل
resolution
U
تجزیه
resolution
U
تحلیل
resolution
U
بیشترین تعداد خط وط که یه تصویر را روی صفحه LRT تشکیل میدهند
resolution
U
توانایی سیستم نمایش برای کنترل تعداد پیکسل ها در واحد زمان و نه پیکسلهای جداگانه
resolution
U
تعدادپکیسلهای کامپیوترقابل نمایش روی صفحه نمایش
resolution
U
وضوح
resolution
U
تعداد پیکسل هایی که صفحه نمایش یا چاپگر در واحد مساحت می توانند نمایش دهند
resolution
U
تفکیک پذیری
resolution
U
دقت
resolution
U
نیت تصمیم
resolution
U
تصویب
resolution
U
توانایی نمایش یا تشخیص تعداد زیادی پیکسل در واحد مساحت
resolution
U
تفکیک
resolution
U
قرار رای
resolution
U
اراده
resolution
U
تفکیک پذیری رفع
resolution
U
قدرت تشخیص
resolution
U
تصمیم
resolution
U
قدرت تفکیک اجزا یا درشت نمایی
low resolution
U
تفکیک پایین
an inflexible resolution
U
عزم ثابت
iron resolution
U
عزم جزم
combat resolution
U
تعیین جزئی ترین رده رزمی جزئی ترین رده شرکت کننده در رزم
to pass a resolution
U
مقر رداشتن
pass a resolution
U
با رای گیری تصمیم گرفتن
azimuth resolution
U
اجزای سمتی هواپیما کوچکترین احادسمتی
combat resolution
U
پایین ترین رده رزمی
low resolution
U
وضوح پایین
resolution of forces
U
تجزیه نیروها
range resolution
U
قابلیت رادار برای تعیین مسافت اشیای مختلف قابلیت تفکیک بردی
low resolution
U
تفکیک پذیری پایین
pass a resolution
U
مقرر داشتن
optical resolution
U
تفکیک نوری
ground resolution
U
قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
azimuth resolution
U
تقسیمات سمتی
an inflexible resolution
U
عزم راسخ
time resolution
U
جزییات زمان اجرای عملیات نشان دادن جزییات اجرای زمانی عملیات
thermal resolution
U
حداقل سنجش حرارت
image resolution
U
تجزیه تصویر
infrared resolution
U
تجزیه و تحلیل و کاوش هدف با عکاسی مادون قرمز
thermal resolution
U
حداقل اختلاف حرارت
system resolution
U
تفکیک سیستم کار دستگاه
joint resolution
U
تصمیم مشترک
resolution power
U
توان تفکیک
mechanical resolution
U
تراکم مکانیکی
graphic display resolution
U
وضوح نمایش گرافیکی
low resolution graphics
U
توانایی نمایش بلاکهای گرافیکی با اندازه حروف یا تنظیم مجدد شکل ها روی صحفه بجای استفاده از پیکسهای جداگانه
high value
U
گران قیمت
on high
U
در اسمان
on high
U
در بالا
on high
U
به اسمان
very high
U
ارتفاع خیلی بالا
high
U
برنامه ضروری و مهم که بیش از سایرین پردازش میشود
about as high
U
تقریبا` همان اندازه بلند
high-up
U
فردیباقدرتونفوذفراوان
high (1 9 to 36)
U
بلند
you were then that high
U
ان وقت قد شما اینقدر بود انوقت به این قد بودید
high value
U
قیمتی
high
U
دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
high
U
مرتفع
high
U
خشمگینانه
high
U
خشن متکبر
high
U
متکبرانه
high
U
تند زیاد باصدای زیر
high
U
بوگرفته
high
U
عملی که در آن افزودن رقم نقل به جمع کننده باعث رقم نقلی خروجی شود
high
U
روش ذخیره سازی اطلاعات فایل که از DOS-MS FAT سریع تر و انعط اف پذیرتر است
high
U
وافر گران گزاف
high
U
زیاد
high
U
بلند
high
U
فراز
high
U
باصدای بلند
high
U
عالی
high
U
ت
high
U
جای مرتفع
high
U
بلند پایه
high
U
متعال رشید
high
U
اندکی فاسد
high
U
سخت گران
high
U
بالا
high
U
ضربه نزدیک به میله اول بولینگ
high
U
اولین کیلوبایت حافظه بالای مگابایت که توسط برنامه قابل استفاده است
high
U
زبان سطح بالا
high
U
رقمی با بزرگترین وزن در یک عدد
high
U
فضای حافظه بین کیلوبایت و مگابایت
high
U
وسیله گران یا با کارایی بالا
high
U
تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
high
U
واچرخه
high
U
معادل وضعیت درست در منط ق یا 1
high
U
خیلی بزرگ
high
U
بزرگ
high
U
عظیم
high
U
وسیله با کیفیت بالا و مشخصات خوب
high souled
U
با همت
high resistance
U
پرمقاومت
high relief
U
نقش تمام برجسته
high relief
U
نقوش برجسته
high temperature
U
دمای بالا
high polymer
U
بسپار بزرگ
high resistance
U
پر مقاومت
high ball
U
شوت کردن بالا توپ
[فوتبال]
high spin
U
پرچرخش
high spin
U
چرخش زیاد
high spin
U
پر اسپین
high spirited
U
جسور
high spirited
U
متکبر
high spirited
U
دارای روح خودسری وجسارت
high status
U
بلندپایه
high stick
U
بالا بردن غیرمجاز چوب
high sticking
U
بالابردن چوب و ضربه زدن به حریف
high sticking
U
خطا با ضربه چوب لاکراس
high storage
U
انباره بالا
high strung
U
بسیار حساس
high strung
U
عصبانی
high strung
U
کوک
high tender
U
مزایده
high speed
U
دنده سریع
high speed
U
با سرعت زیاد راندن با سرعت زیاد
High Victorian
U
[سبک احیای گوتیک با ساختار چند رگه]
high road
U
شاهراه
high road
U
جاده عمده
high run
U
حداکثر امتیاز در یک دوربیلیارد
high sea
U
دریای ازاد دریای ازاد خارج از مرزکشور
high seas
U
ابهای برون مرزی
high seas
U
دریای ازاد
high seas
U
ابهای بین المللی
high seas
U
دریاهای ازاد
high seas
U
دریاهای باز
high seasoned
U
پرادویه
high seasoned
U
خوش طعم پرچاشنی
high souled
U
با جرات
high speed
U
سریع السیر
high tender
U
به مزایده گذاشتن
high grade
U
مرغوب
high impedance
U
امپدانس بالا
high interest
U
بهره گران
high interest
U
بهره سنگین
high jack
U
دزدی هواپیما وسایروسائط نقلیه ومسافران ان
high jumper
U
پرنده پرش ارتفاع
high land
U
زمین کوهستانی
high light
U
نکات برجسته یا جالب
high light
U
تشکیل نکته روشن یاجالب دادن
high lights
U
نکات مهم
high lights
U
موضوعات مهم مطالب مهم
high limit
U
حد نهایی
high line
U
پل رابط اصلی
high line
U
پل طنابی نقل مکان بین ناوها
high hurle
U
مانع بلند
high hurdles
U
مسابقه کوتاه دو بامانع
high grade
U
قوی
high grade
U
خیلی پیشرفته پرقدرت
high grown
U
بلند بالا
high grown
U
بلند قد
high grown
U
دارای سبزیکای یا درخت کاری بلند
high handed
U
امرانه
high handed
U
خودخواهانه
high hat
U
کلاه بلند
high hat
U
متکبر وپر افاده اشرافی ماب
high hat
U
افاده کردن
high horse
U
مغرور
high horse
U
پر افاده
high mind
U
با مناعت دارای احساسات بلند
high minded
U
بامناعت
high minded
U
بزرگ منش
high precison
U
دقت بالا
high pressure
U
دارای وزن وفشار زیاد پرفشار
high pressure
U
قوی
high pressure
U
فشار زیاد
high priced
U
گران بها
high priced
U
پر قیمت
high priced
U
پر بها
high priest
U
کشیش اعظم
high priest
U
کاهن اعظم
high proof
U
سنگین
high handed
U
مکارانه
high proof
U
تند
high proof
U
برنده
high precison
U
دقت زیاد
high power
U
تفنگ شکاری بزرگ
high minded
U
مغرور
high money
U
پول گران
high moral
U
روحیه عالی
high moral
U
روحیه قوی
high oblique
U
عکس هوایی موربی که ازارتفاع زیاد گرفته شده و افق فاهری عکس در ان مشاهده میشود
high octane
U
دارای اکتان زیاد مانند بنزین سوپر
high order
U
رتبه بالا
high pass
U
پاس بلند
high pheasant
U
تیراندازی به هدفهای دوگانه از برج 09 متری در انگلستان
high polymer
U
بسپار سنگین
high port
U
حالت دست فنگ
high port
U
حالت سخمه به جلو یا سخمه کوتاه
high potential
U
فشار قوی
high ranking
U
عالی رتبه
high tension
U
فشار قوی
high life
U
نوعی رقص تند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com