English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
helical gear U چرخ دنده حلزونی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
double helical gear U چرخ دندانه مارپیچی دوبل
helical tooth bevel gear U چرخ دنده مخروطی با دندانه حلزونی
Other Matches
helical U ستارهای که قبل از طلوع یا افول خورشید قابل رویت است شمسی
helical U حلزونی
helical U مارپیچی
helical U پیچی
helical U پیچی شکل
helical U حلزونی شکل مارپیچی
helical structure U ساختار مارپیچی
helical tooth U دندانه حلزونی
helical pump U تلمبه حلزونی
helical binding U دورپیچی مارپیچ وار
helical stairs U پلکان پیچی
helical spring U فنر مارپیچی
helical spring U متر مارپیچ
helical scanning U مراقبت مارپیچی
helical scanning U بازرسی وتجسس مارپیچی با رادار
helical scanning U تقطیع حلزونی
helical conveyor U نقاله پیچی یا حلزونی
helical conveyor U بندحلزونی
helical conveyor U نقاله حلزونی
helical wave guide U لوله فلزی که از فیبرهای نازک شیشهای و سیم هائی که توانایی انتقال هزاران پیام در خطوط مخابراتی رادارند تشکیل شده است
helical tooth system U سیستم دندانه سازی حلزونی
gear U جعبه دنده
to gear down U باعوض کردن دنده کندکردن
to gear up U باعوض کردن دنده تندکردن
to go out of gear U خراب شدن
to go out of gear U مختل شدن ازکارافتادن
out of gear U خراب
out of gear U ازهم سواشده
in gear U دایر
in gear U اماده حرکت
gear in U درگیر شدن
gear in U درگیری دو چرخ دنده
in gear U اماده
out of gear U ازدنده بیرون افتاده
gear U ابزار وسایل لباس مخصوص
get in gear [get into gear] <idiom> U بعد از مدتی دوباره سررشته امور را به دست گرفتن.
gear دنده
gear U انتقال دادن
gear U پوشانیدن
gear U افزار
gear U کردن اماده کارکردن
gear U پوشش دنده دار
gear U الات جامه
gear چرخ دنده
gear مجموع چرخهای دنده دار
gear U اسباب لوازم
gear U ادوات
gear stick U دسته دنده اتومبیل
gear shift U دسته دنده اتومبیل
gear lever U دسته دنده اتومبیل
landing gear U چرخ هواپیما که هنگام نشستن هواپیما وزن انراتحمل میکند
landing gear U عراده هواپیما وسایل فرود امدن
landing gear U ارابه فرود
loose gear U چرخ دندانه هرزگرد
low gear U دنده کندکن
bathing gear U لوازم شنا [حمام]
pull gear U چرخ دنده بالابر
gear cable U کابلچرخدنده
steering gear U دنده سکان
gear wheels U چرخ دنده ها
bathing gear U لباس شنا [حمام]
herringbone gear U چرخ دندانه جناغی
high gear U دنده قوی خودرو
hoisting gear U چرخ دنده بالابر
mess gear U جعبه فروف سرباز یا مسافر
mess gear U وسایل غذاخوری
steering gear U جعبه فرمان
step up gear U چرخ دنده افزاینده
sun gear U چرخ دنده خورشیدی
switch gear U وسیله اتصال
synchromesh gear U گیربکس سنکرون
timing gear U چرخ دنده میل بادامک
riot gear U نوعیلباسخاصپلیسضدآشوب
gear housing U پوششچرخدنده
gear wheels U چرخ های دندانه دار
training gear U گردونه در سمت
worm gear U چرخ دنده حلزونی
tumble gear U چرخ واسطه
tumble gear U چرخ دنده واسطه
valve gear U مکانیزمی که برای بحرکت دراوردن سوپاپهای موتورپیستونی
worm gear U دنده مارپیچی
worm gear U دنده مورب
steering gear U جعبه دنده فرمان
get one's rear in gear <idiom> U عجله کردن
steering gear U دنده فرمان
mess gear U وسایل نظافت نهارخوری
nose gear U قسمت جلوی ارابه فرود ازنوع تری سیکل صرفنظر ازفاصله ان تا دماغه
oil gear U جعبه دنده برقی و هیدرولیکی دستگاه جعبه دنده روغنی برقی
gear box U جعبه دنده گیرباکس
transmission gear U چرخ دنده انتقال
high gear <idiom> U آخر سرعت
planetary gear U دنده خورشیدی
planetary gear U جعبه دنده خورشیدی
planetary gear U چرخ دنده سیارهای
reduction gear U جعبه دنده تبدیل سرعت
reduction gear U جعبه دنده کاهنده سرعت
reduction gear U چرخ دنده کاهنده
rocker gear U تنظیم جاروبک
running gear U قسمت حرکت کننده ماشین
spur gear U چرخ دندانه دار
spur gear U دنده ملخی
spur gear U دنده مهمیزی دنده خاردار
worm gear U دنده حلزونی پیچ حلزونی
arrester gear U سیم نگهدارنده
crown gear U چرخ دنده محدب
differential gear U دنده عقب اتومبیل
driving gear U چرخ دنده محرک
change gear U چرخ دندانه تبدیل
elevating gear U چرخ دندانه بالابر
elevator gear U گردونه در ارتفاع
exhaust gear U چرخ دندانه خروجی
external gear U تاج دندانه خارجی
fishing gear U اسباب ماهیگیری
flight gear U لباس پرواز
four gear drive U گیربکس چهار دنده
foxer gear U صداساز
foxer gear U وسیله تولید صدا
fuse gear U متعلقات فیوز
gear arrangment U نظم و ترتیب درگیری دو چرخ دنده
gear assembly U مجموعه چرخ دنده ها
crank gear U چرخ دنده سر میل لنگ
control gear U دستگاه کنترل
compasition gear U چرخ دنده مرکب
arresting gear U دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
arresting gear U قلابی برای نگه داشتن هواپیماهنگام فرود در فاصله کم
back gear U یک رشته چرخ دنده که به پایه نظام ماشین تراش وصل می شوند
reverse gear U دنده معکوس
beach gear U وسایل پیاده کردن بار وسایل تخلیه کشتی تجهیزات اسکله
beaching gear U سرسره قایق
beaching gear U وسایل به ساحل کشیدن ناو
bell gear U چرخدنده ثابت بزرگی درسیستم کاهش دور سیارهای
bevel gear U دنده مورب
bevel gear U دنده کرامویل
bevel gear U چرخ دنده مخروطی
bevel gear U چرخ دندانه مخروطی
breathing gear U ماسک تنفسی
breathing gear U وسیله تنفسی
chaffing gear U وسایل ضد ساییدگی
chaffing gear U وسایل ضد سایش
gear blank U چرخ دنده کار نکرده
gear box U جعبه دنده
gear cutting دنده تراشی [مهندسی]
gear wheel U چرخ دنده
gear quadrant U ماهک جعبه دنده
gear ratio U نسبت چره دنده ها
gear friction U اصطکاک چرخ دنده
gear wheel U چرخ دندانه دار
gear pump U پمپ دندهای
gear ratio U نسبت سرعتهای دورانی محورهای ورودی و خروجی یک جعبه دنده
gear guard U جعبه محافظ برای چرخ دنده ها
gear level U تبدیل کردن
gear cutter U فرز
head gear U پوشش سر
head gear U روسری
gear box U گیربکس
gear brake U ترمز سیستم انتقال
gear case U جعبه دنده
gear case U پوسته جعبه دنده
gear pump U پمپ روغن دندهای
spiral gear U چرخ دنده حلزونی
gear cutter U دنده تراش
gear cluster U مجموعه چرخ دنده هایی که جزیی از یک محور میباشد
gear grinder U ماشین پرداخت چرخ دنده
head gear U کلاه تمرین بوکس
gear level U دسته دنده
front landing gear U ترمزجلوییفرود
hour angle gear U ساعتدندهدارگوشهای
main landing gear U ترمزاصلیفرود
nose landing gear U ترمزفروددماغه
The car is in the reverse gear. U اتو موبیل توی دنده عقب است
gear transmission ratio U نسبت دنده گیربکس
fixed-gear bicycle U دوچرخه دنده ثابت [بدون چرخ آزاد]
accessory gear box جعبه چرخدنده فرعی
automobile gear transmission U گیربکس اتومبیل
aircraft arresting gear U جعبه دنده دستگاه مهارهواپیما
worm gear mechanism U مکانیزم چرخ دنده حلزونی
bevel gear drive U جعبه دنده مخروطی
bevel gear generator U ماشین رنده چرخ دنده مخروطی
switch gear cabinet U شالت شرانک
divided landing gear U ارابه فرود ثابت که هیچ محور افقی بین چرخهای ان وجود ندارد
back gear shaft U محور چرخ دنده هایی که به پایه نظام ماشین تراش متصل می شوند
steering gear housing U بدنه جعبه فرمان
gear change box U گیربکس
low supercharger gear U دور کم سوپرشارژر درموتورهای پیستونی که معمولا بصورت اتوماتیک توسط یک فشارسنج کنترل میشود
starter gear ring U چرخ دنده استارتر
magnetic gear shift U دسته دنده مغناطیسی
speed reduction gear U جعبه دنده کاهنده سرعت
gear change box U جعبه تعویض دنده
switch gear cabinet U قفسه کلیدها
bevel gear grinder U دستگاه سنگ چرخ دندانه مخروطی
bevel gear planer U دستگاه رنده چرخ دندانه مخروطی
bevel gear hob U دستگاه فرز غلطکی چرخ دندانه مخروطی
gear lubricant oil U روغن گیربکس
eight speed gear drive U گیربکس هشت دنده
change gear mechanism U مکانیزم چرخ دندانه تبدیل
internal gear pump U پمپ دوار با رتور دندانه دارداخلی
gear friction losses U تلفات اصطکاکی جعبه دنده
variable speed gear drive U گیربکس قابل تنظیم
automatic gear cutting machine U ماشین فرز چرخ دندانه
steering column gear change U اتصال چرخ دنده فرمان
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com