English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (18 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
having free will U فاعل مختار
having free will U ازادکار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
free love U عشق ورزی ومجامعت بدون مراعات ایین ازدواج
free-for-all U اسبیکه برنده جایزه شده وباید باسریعترین اسبهامسابقه بدهد
free-for-all U مسابقه بین این اسبها
free-for-alls U اسبیکه برنده جایزه شده وباید باسریعترین اسبهامسابقه بدهد
free-for-alls U مسابقه بین این اسبها
free U ازاد
free U مطلق
free U مستقل
free U اختیاری مختار
free U مجانی
free U رایگان سخاوتمندانه
free U روا
free U مجاز منفصل
free U رها
free U بطور مجانی ازادکردن
free U ترخیص کردن میدانی
free U بازیگر ازاد
free U مربوط به پای ازاد بازیگر در هوا در هرلحظه
free U حرکت قایق در جلو باد
free U کمی محدودیت نوع اسلحه
free U جایز
free U ازادکردن
free U بخشودن
free U تحویل
free U فاقد
free U پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
free U پروتکل ارسال که در آن گیرنده هیچ سیگنال وضعیت دریافت نمیکند
free U حالت محاورهای که به بیش از یک کاربرد امکان استفاده همزمان از برنامه میدهد
free U آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
free U موجود در دیسک یا حافظه
free U پاک کردن برنامه ها یا فایل ها با افزایش فضای خالی
tax-free U بخشوده از مالیات
free trade U تجارت ازاد
free trade U قاچاق
free trade U شیوهای که دران کالاها بدون محدودیتهای دولتی از کشوری به کشوردیگر انتقال داده میشود
free agent U بازیگر بدون قرارداد
free agents U بازیگر بدون قرارداد
free market U بازار ازاد
free markets U بازار ازاد
free enterprise U رقابت ازاد درسیستم سرمایه داری
free enterprise U کسب ازاد
free enterprise U ازادی اقتصادی
free enterprise U اقتصاد ازاد اقتصاد بازار ازاد
free enterprise U تجارت ومعامله ازاد
fancy-free U ازغم عشق ازاد
free port U بندر ازاد
free port U بندری که معاف ازحقوق گمرکی میباشد بندری که قابل استفاده همه کشتیهای تجارتی میباشد
free ports U بندر ازاد
free ports U بندری که معاف ازحقوق گمرکی میباشد بندری که قابل استفاده همه کشتیهای تجارتی میباشد
free will U اختیاری
free will U ازادی اراده
free will U طیب خاطر
free will U اراده ازاد
free will U اختیار
rent free U بی اجاره
rent free U غیر ماجور
rent-free U بی اجاره
rent-free U غیر ماجور
free fall U سقوط ازاد
free fall U ریختن بار ووسایل از هواپیما به طورازاد با چتر
free fall U زمان فرود ازاد بدون چتر
duty-free U معاف از گمرک
scot free U معاف از مالیات
scot free U بی صدمه
scot free U سالم
scot-free U معاف از مالیات
scot-free U بی صدمه
scot-free U سالم
absorption mean free path U مسافت ازاد میانگین در جذب مسافت جذب
mean free path absorption U مسافت ازاد میانگین در جذب مسافت جذب
acceleration of free fall U شتاب گرانی
acceleration of free fall U شتاب ثقل
acid free U بدون اسید
admission is free to all ورود برای همه یا همگان آزاد است
attenuation mean free path U مسافت ازاد میانگین درتضعیف مسافت تضعیف
mean free path for attenuation U مسافت ازاد میانگین درتضعیف مسافت تضعیف
carbon free U کربن ازاد
carbon free U ذغال ازاد
context free U مستقل از متن
culture free tests U ازمونهای فرهنگ- نابسته
cut free U ازاد بریدن
delivery free U تحویل رایگان
delivery free U حمل مجانی
direct free kick U مکث مهاجم برای فریفتن حریف
distribution free U نابسته به توزیع
duties free U معاف از حقوق گمرکی
duty free U بخشوده از حقوق گمرکی
duty free U معاف از عوارض گمرکی
duty free U معاف ار مالیات
duty free U معاف ازحقوق گمرکی
duty free U فاقد حقوق گمرکی
e f t a (european free trade association U اتحادیه تجارت ازاد اروپا اتحادیه متشکل از کشورهای انگلستان
e f t a (european free trade association U اتریش
e f t a (european free trade association U پرتقال دانمارک
e f t a (european free trade association U سوئد
e f t a (european free trade association U سویس نروژ
e f t a (european free trade association U فنلاند که تعرفه گمرکی و سود بازرگانی را درمعاملات فیمابین خود ازمیان برداشته اند
error free U بی خطا
european free trade association U A .T.F.E
everybody os presumed free of U obligation any
Other Matches
free in and out U بدون هزینه تخلیه و بارگیری
free <adj.> U دست و دلباز
i did that of my own free will U این کار را کردم
You are free to go now. U اکنون آزادید بروید.
free for all U داد وبیداد
free for all U زدوخوردهمگانی
i did that of my own free will U به میل خود
free thought U ازادی فکر لامذهب
free thought U وارستگی از مذهب
free thinker U کسیکه دارای فکر ازاد بوده
free spokenness U رک گویی
free throw U پنالتی
free throw U پاس بدون مانع
free throw U پرتاب ازاد
free thinking U ازادی از قیود مذهب
free thinkers U افرادی که ازطریق استدلال منطقی به نتایج دینی می رسند
free spool U چرخیدن ازاد قرقره ماهیگیری
free stream U جریان ازاد
free support U تکیه گاه ازاد
free surface U سطح اب ازاد
free surface U مخازن ازاد اب
free surface U سطح ازاد
free swimming U شناور
free swimming U قادر به شنا
free thinker U وبه مذهب بی اعتنا است .
free spokenness U ساده گویی
free throw U پرتاب بدون مانع برای یار
free tower U برج ازاد
free with ones money U ولخرج
free world U جهان ازاد
free world U کشورهای غیرکمونیست
free zone U منطقه ازاد
free zone U منطقهای که ازحقوق گمرکی معاف میباشد
free zone U منطقه ازاد تجاری
guns free U توپها اتش باختیار
heart free U ازاد ازقید عشق
heart free U مبرا از عشق
free wheeling U خلاصی
free wheeling U حالت خلاصی
free wheeling U بازی بدون نقشه قبلی
free tower U برج پرش ازاد
free trader U تجارت ازاد
free trader U بدون گمرک
free turbine U توربین ازاد
free verse U شعر ازاد وبی نظم وقاعده شعر بی قافیه
free volume U حجم ازاد
free vortex U گرداب ازاد
free WAIS U گونه غیرتجاری سرور جستجوی WAIS
free wheel U حرکت بدون رکاب زدن
free thinkers U ازاد فکران
free moisture U رطوبت ازاد
free of particular average U معاف از خسارات جزئی
free of tax U بدون مالیات
free on boand U فوب
free on boand U تحویل روی کشتی قیمت کالای تحویلی روی کشتی
free on board U بدون هزینه حمل تا روی وسیله نقلیه
free on quay U تحویل دراسکله
free on quay U قراردادی که دران فروشنده کالا رادراسکله بندر مقصد تحویل میدهد
free on rail U تحویل در راه اهن
free on rail U قراردادی که در ان فروشنده کالا را درایستگاه راه اهن کشور مبداء به خریدار تحویل میدهد
free on rail U تحویل کالا روی قطار
free of expense U بیخرج
free of expense U مجانی
free of duty U معاف از عوارض گمرکی
free moisture U رطوبت سطحی
free of all average U معاف از هرگونه خسارت
free of all charges U بدون هیچگونه مخارج
free of charge U رایگان
free of charge U معاف از حقوق گمرکی
free of charge U مجانی
free of cost U مجانی
free of cost U مفت
free on truck U تحویل کالا روی کامیون
free oscillation U نوسان ازاد
free sample U نمونه مجانی
free silver U مقدار نقره ازاد یک مسکوک
free skating U قسمت حرکات ازاد مسابقه اسکیت
free space U فضای ازاد
free space U فضای خالی
free spillweir U سرریز ازاد
free spoken U رک گو
free spoken U ساده گو
free spoken U بی پرده
free safety U مدافع در منطقه ضعف
free rotation U چرخش ازاد
free rocket U موشک غیر هدایت شونده
free person U حر
free play U بازی ازاد
free play U ازاد
free play U لق
free play U بدون محدودیت
free position U روش اغاز مجدد بازی پس ازخطا
free radical U رادیکال ازاد
free recall U یاداوری ازاد
free redical U بنیان ازاد
free rocket U موشک ازاد
free spoken U بی محابا
free from taxes <adj.> U بدون مالیات
tax-free <adj.> U معاف از مالیات
tax-free <adj.> U بدون مالیات
free from taxes <adj.> U معاف از مالیات
barrier-free U بدون حائل
free rider U آدم انگل
free rider U آدم لاشخور
free rider U آدم مفت خور
Free Classicism U [سبک باستانری قرن نوزدهم انگلیس]
Free Gothic U احیای سبک گوتیک
problem-free <adj.> U بدون دردسر
trouble-free <adj.> U بدون زحمت
problem-free <adj.> U بدون زحمت
parallax-free <adj.> U بدون اختلاف منظر
trouble-free <adj.> U بدون دردسر
free shipping <adj.> U ارسال مجانی
postage-free <adj.> U ارسال مجانی
parallax-free <adj.> U بدون اختلاف در رویت
Free style U [سبک قرن نوزده در احساس سبک کلاسیک و دومستیک]
Free Tudor U [سبکی که به شکل ستوندار سبک تئودور و الیزابت است.]
free-handed, <adj.> U دست و دلباز
postage-free <adj.> U حمل رایگان
free shipping <adj.> U حمل رایگان
postage-free <adj.> U ارسال رایگان
free shipping <adj.> U ارسال رایگان
leave someone free to U مخیر گذاشتن کسی
tax free U معاف از مالیات
the free list U صورت کالای بی گمرک
to set free U ازادکردن
weapons free U جنگ افزار اتش به اختیار فرمان اتش به اختیار درپدافند هوایی
free-range U آزادچر
free-range U خانگی
free-standing U خودایستا
free-standing U غیرمتصل
free-standing U مجزا
free-standing U مستقل
tax free U بخشوده از مالیات
stimulus free U محرک- نابسته
setting free U ازاد کردن برده
mean free for scattering U مسافت ازاد میانگین درپراکندگی مسافت پراکندگی
mean free path U مسافت ازاد متوسط
mean free path U مسافت ازاد میانگین
obsolescence free U دستگاه متروک
post free U بدون نیاز به تمبر زدن
running free U خلاص کار کردن
running free U بادبانی با باد پاشنه
sailing free U باد ازاد
set free U ازاد کردن
setting free U عتق
free-standing U آزاد
fat-free U بدونچربی
free hand <idiom> U کاملاآزاد درانجام کاری
alcohol-free <adj.> U بدون الکل
free stroke U کشیدن ساده سیم گیتار [کلاسیک] [انگشت به روی سیم همسایه منتقل می شود]
free from error <adj.> U بدون مشکل
free from error <adj.> U بی عیب و نقص
free from error <adj.> U بی عیب
free and easy <idiom> U غیر رسمی
I went scot - free . U خیلی مفت دررفتم ( بدون جریمه یا تنبیه)
On the free market . U دربازار آزاد
free house U مغازهایکهچندیننوعآبجومیفروشد
free kick U ضربهآزاددرفوتبال
free pardon U متهمیکهآزادمیشود
free pass U مجوزورود
free spirit U فردیکهمستقلزندگیمیکند
free-and-easy U غیررسمی غیرجدی
interest-free U وام بدونبهره
nuclear-free U مکانیکهدرآناستفادهازسلاحوانرژیهستهایقدغنباشد
toll-free U تلفنرایگان
trouble-free U آنچهتولیددردسرنکند
free entry U ورود ازاد بنگاهها به صنعت
free docks U تحویل در بارانداز
free dance U قسمت ازاد مسابقه رقص بااسکیت
free competition U رقابت ازاد
free climbing U صعود ازاد
free carrier U یکی از قرارداد-های اینکوترمزکه در ان فروشنده کالا را به اولین حمل کننده تحویل می نماید
free carrier U تحویل به حمل کننده کالا
free capital U سرمایه گذار پولی
free born U دارای حقوق شهرنشینان ازاد
free born U ازادزاده
free docks U نوعی قرارداد که در ان کالا را دربندر مبدا به بندرگاه تحویل می دهند
free drop U پرتاب وسایل و تدارکات بدون چتر پرتاب ازاد
free drop U برداشتن و انداختن گوی گلف با دست از نقطه ناممکن برای ضربه زدن به نقطه مناسب نزدیک ان
free entrance U ورود مجانی
free enthalpy U انتالپی ازاد
free energy U انرژی ازاد
free electron U الکترون غیرپیوندی
free electron U الکترون ازاد
free eddy U جریان متلاطم ازاد
free economy U اقتصاد ازاد
free booter U غارتگر
free booter U راهزن
everybody os presumed free of U اصل بربرائت است
failure free U بدون خرابی
fancy free U عاری از خیال
free board U فاصله بین اب و عرشه کشتی
free board U ارتفاع سطح اب تا تاج سد
free board U عمق یا ارتفاع ازاد
free ball U توپ بی صاحب
free association U تداعی ازاد
free aqifer U سفره ازاد
free agency U فاعل مختاری
free a voluntary U فاعل مختار
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com