English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 40 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
hardware specialist U متخصص سخت افزار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
specialist U متخصص
specialist U خبره در یک موپوع مط العه خاص
specialist U مکانیسین
specialist U ویژه کار
specialist U ویژه گر
computer specialist U متخصص کامپیوتر
fretwork specialist U مشبک کار
specialist engineering U مهندس متخصص
media specialist U متخصص رسانه ها
security specialist U فردی که مسئول امنیت فیزیکی مرکز کامپیوتر است
telecommunications specialist U متخصص ارتباطات راه دور
ENT specialist U دکتر متخصص گوش و حلق و بینی [پزشکی]
hardware U قط عات
hardware U دیسکها و مکانیزم هایی که یک کامپیوتر و وسایل جانبی آنرا می سازد
hardware U ابزار
hardware U اهن الات
hardware U اهن الات ابزارالات
hardware U دستگاههای اصلی
hardware U واحدهای فیزیکی
hardware U مدارهای مجتمع
hardware U سخت ابزار
hardware U سخت افزار
data entry specialist U متخصص داده دهی
data base specialist U متخصص پایگاه داده
hardware resources U منابع سخت افزاری
pseudo hardware U شبه سخت افزار
joiner's hardware U ابزار نجاری
hardware reset U باز راه اندازی سخت افزاری
common hardware U قطعات عمومی
common hardware U ابزار و الات عمومی سخت ابزارهای عمومی
hardware check U مقابله سخت افزاری
hardware configuration U پیکربندی سخت افزار
hardware dependent U وابستگی سخت افزاری
hardware key U کلید سخت افزاری
hardware monitor U مبصر سخت افزاری
hardware platform U پایگاه سخت افزار
ear, nose and throat specialist U متخصص گوش و حلق و بینی [پزشکی]
hardware description language U زبان تشریع سخت افزاری
graphics input hardware U سخت افزار ورودی گرافیکی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com