English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 51 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
hardware resources U منابع سخت افزاری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
hardware U قط عات
hardware U دیسکها و مکانیزم هایی که یک کامپیوتر و وسایل جانبی آنرا می سازد
hardware U مدارهای مجتمع
hardware U واحدهای فیزیکی
hardware U ابزار
hardware U اهن الات
hardware U اهن الات ابزارالات
hardware U دستگاههای اصلی
hardware U سخت ابزار
hardware U سخت افزار
hardware reset U باز راه اندازی سخت افزاری
common hardware U ابزار و الات عمومی سخت ابزارهای عمومی
common hardware U قطعات عمومی
hardware monitor U مبصر سخت افزاری
hardware specialist U متخصص سخت افزار
joiner's hardware U ابزار نجاری
pseudo hardware U شبه سخت افزار
hardware key U کلید سخت افزاری
hardware dependent U وابستگی سخت افزاری
hardware configuration U پیکربندی سخت افزار
hardware check U مقابله سخت افزاری
hardware platform U پایگاه سخت افزار
resources U مدارک
resources U منابع اماد ذخایر
resources U منابع
graphics input hardware U سخت افزار ورودی گرافیکی
hardware description language U زبان تشریع سخت افزاری
fixed resources U منابع ثابت
military resources U منابع نظامی
misallocation of resources U تخصیص نادرست منابع
nonrenewable resources U منابع غیر قابل تجدید
nonrenewable resources U منابع تمام شدنی
natural resources U منابع طبیعی
renewable resources U منابع تهی ناپذیر منابع تجدیدشدنی منابع قابل تجدید
scarce resources U منابع کمیاب
software resources U منابع نرم افزار
unused resources U منابع بیکار
unused resources U منابع استفاده نشده
exhaustable resources U زغال سنگ و سایر مواد کانی
exhaustable resources U منابع تمام شدنی
exhaustable resources U منابع پایان پذیر منابع طبیعی که میزان عرضه انها ثابت بوده و قابل جایگزینی نمیباشدمانند نفت سنگ اهن
economic resources U منابع اقتصادی
control of resources U نظارت بر منابع
control of resources U کنترل منابع
complementary resources U منابع مکمل
allocation of resources U تخصیص منابع
human resources U منابع انسانی
optimum allocation of resources U تخصیص مطلوب منابع
efficient allocation of resources U تخصیص کارای منابع
To pool resources to gether . U کلیه منابع وامکانات موجود را یک کاسه کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com